به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نزدیک به دو سال است که فرزندان سید مقاومت اعم از مردان و زنان و کودکان و سالخوردگان حامی حزبالله با جنگ سخت نظامی و روانی و رسانهای مواجه هستند. از حملات و بمبارانهای روزانه در سایه آتشبس لفظی تا جنگ روانی علیه روحیه مردم حامی مقاومت. با وجود شرایط سخت شیعیان در جنوب لبنان مردم حامی حزبالله درسهای فراموشنشدنی سید مقاومت را یک به یک در زندگی خود اجرا و با صبر و ایمان قوی در برابر اشغالگری دشمن ایستادگی میکنند.
حزبالله نیز در این شرایط دشوار مردم حامی خود را فراموش نکرده و برای حفظ امنیت و آرامش آنها از تمام امکانات مادی و نظامی و رسانه ای خود بهره برده تا روحیه مقاومت را در مردم لبنان زنده نگه دارد.

در ادامه بخش دوم مصاحبه «رباب مصطفی» فعال رسانهای لبنانی را با خبرنگار ابنا را می خوانیم:
ابنا: یکی از جنگهایی که دشمن در جنگ اخیر علیه حزبالله بیشتر از آن بهرهبرداری میکند جنگ روانی یا نرم در داخل و خارج لبنان است نظر شما در اینباره چیست؟
جنگ نرم، جنگ رسانهای و یا جنگ روایت ها علیه حزبالله در جریان است. ما می دانیم اسرائیل از زمان تاسیس خود همواره بر روایتهای جعلی و دروغین تکیه کردند تا افکار عمومی را گمراه کنند و بر روحیه آنها تاثیر بگذارند واین امر تازه ای نیست.
دشمن و همدستانش تمام تلاششان را می کنند تا واقعیت میدان را تغییر دهند و روایت های جعلی بسازند. به طور مثال از یک ماه پیش صهیونیست ها برای تپه علی الطاهر روایت سازی کردند. اگر واقعا اسرائیلیها آنجا را تصرف کردند، فیلم های تونل ها و سلاح هایی را که تصرف کردند چرا نمایش نمی دهند؟ چرا انفجار روی زمین بود و نه در تونل ها و مواد منفجره از جنگنده ها پرتاب شد. کارشناسان نظامی گفتند این منطقه از راه دور منفجر شده و اینکه اگر آنجا اشغال کامل شده، چرا هنوز آنجا را بمباران می کنند. ما باید نسبت به روایت های دشمن هوشیار باشیم.
پس از شهادت سید، جنگ رسانهای به بخش مهمی از جنگ تبدیل شد
معتقدم در جنگ روایتها دشمن نمیتواند، ملتهایی که در مکتب اهلبیت(ع) تربیت یافتند را به خاطر اراده و ایمانشان متزلزل کند و باید جمله معروف حضرت زینب(س) را که فرمودند؛ « وَاسْعَ سَعْیک و ناصِبْ جُهْدَک فوالله لا تمحُو ذکرنا و لا تُمیتُ وَحْیَنا » «هر چه میتوانی نقشه بکش و تلاش کن و بکوش، به خدا سوگند یاد ما محو شدنی نیست و وحیِ ما را هم نمیتوانی از میان برداری». ما نیز تاکید می کنیم که ایمان داریم و تازمانی که بر حق باشیم پیروز خواهیم شد. امر حق نیازمند صبر، فداکاری و استقامت تا شکوفایی کامل است.
پس از شهادت سید جنگ رسانه ای به بخش مهمی از جنگ تبدیل شد. ترور چنین شخصیتی و جایگاهی تنها یک حادثه نظامی نبود. ابعاد روانی و سیاسی داشت. رسانه های صهیونیستی و برخی رسانههای عربی همکار با آنها، ترور سید و شمار زیادی از فرماندهان حزبالله را به عنوان فروپاشی ساختار مقاومت و ناتوانی آن در بازسازی خود نشان دادند. اما در مقابل میدان واقعیت نشان داد که مقاومت حزبالله و مردم حامی حزبالله برای ادامه فعالیت و این مسیر تاکید کردند. ضربات وارد شده به معنای فروپاشی حزب نیست و مردم همچنان پشت مقاومت هستند و از آن حمایت می کنند.
ما و حزبالله همچون ققنوس از زیر خاکستر تندرست و سرافراز به زندگی باز میگردیم
روز تشییع سید مقاومت، همگان دیدند که جنگنده دشمن بالای سر مردم بود، ولی مردم تکان نمیخوردند و به تشییع ادامه دادند. به نظرم درست است که حزبالله ضربات سنگینی متحمل شده و نمیتوان تاثیر ترور سید و تخریب بخش نظامی حزب را انکار کرد، ولی این ضربات به معنای فروپاشی حزبالله نیست، چرا که حزبالله نهادی است که تجربه طولانی در فعالیتهای مخفی دارد و میتوانند خود را سازماندهی کنند و با شرایط جدید سازگار شوند.ما می گوییم؛ ما و حزبالله همچون ققنوس از زیر خاکستر تندرست و سرافراز به زندگی باز می گردیم.
ابنا: اخبار زیادی از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی و تاریخی و مزارع مردم در جنوب لبنان مخابره میشود هدف دشمن از تخریب گسترده جنوب لبنان چیست؟
واقعیت جنوب لبنان را نمی توان به حملات نظامی محدود کرد، مناطقی وجود دارند که با تخریب گسترده روبرو شدند، دربرخی از روستاها منازل، زیر ساخت ها به گونه ای آسیب دیدند که بازگشت ساکنان و زندگی عادی در آن آسان نیست. من مادرم در یحمر الشقیف است و در جریان اخبار آنجا هستم و می دانم حجم تخریب خانه ها و تمام مدارس و درمانگاه ها و حتی قبرستان ها بسیار گسترده است.

خانه دختر خاله ام در یحمر الشقیف (النبطیة) که به دست صهیونیست ها تخریب شد
صهیونیستها تاریخ و آثار باستانی و قبرستانها را از بین میبرند
صهیونیست ها تاریخ و آثار باستانی را از بین می برند حتی به قبرستان ها هم رحم نکردند و در یحمر الشقیف قبر پسردایی من هست که در جنگ ۶۶ روزه به شهادت رسید و مزار پدربزرگ و مادربزرگم هست، حالا اثری از آن ها نیست، این فقط یک مثال است. وضعیت سایر روستاها و شهرهای دیگر هم مثل وضعیت یحمر شقیف است. در برخی مناطق، عملیات تخریب پس از دوره آتش بس هم ادامه داشت و این بدان معنا است که مشکل مردم جنوب فقط به آنچه در جریان درگیری رخ داده محدود نمی شود، بلکه امکان بازگشت و بازسازی و احیای منابع معیشتی را در برمی گیرد. اما نگران کننده تر از آسیب های منازل و زیر ساخت ها ، نگرانی از نابودی حافظه آثار تاریخی و فرهنگ جنوب است . برخی از بناها و اماکن باستانی و تاریخی با عملیات تخریب گسترده نظامی آسیب دیدند و یا در معرض تخریب هستند. در نبطیه بازاری تاریخی کاملا تخریب شده و همچنین خانه های قدیمی در صور.

اینجا در کفرتبنیت (النبطیة) یک مجتمع مسکونی است که خانه پسر عمویم در آن بود و به دست صهیونیست ها تخریب شد
۶۰۰ درخت زیتون با عمری بیش از ۱۰۰ سال به فلسطین اشغالی منتقل شد
این خسارت ها نه فقط در بنا بلکه در درخت های زیتون هم دیده می شود. مردم می گفتند؛ دشمن صهیونیستی ۶۰۰ درخت زیتون که عمری بیش از ۱۰۰ سال داشتند را به فلسطین اشغالی انتقال دادند و این موضوع خیلی نگران کننده است. طبق گزارش های اخیر عملیات تخریب در آوریل ۲۰۲۶ م بیش از ۲۰ روستا را در برگرفته و همزمان برخی از نهادهای فرهنگی لبنان تلاش کردند برای جلوگیری از تخریب بیشتر، حافظه و نشانه های تاریخی را با تصاویر حفظ و ثبت کنند. منظورم از این مناطق، مناطق نزدیک مرز اشغالی زیر خط لیتانی نیست. صور و نبطیه بالاتراز خط لیتانی است که نشانه امنیت دشمن است. بنابراین آنچا در جنوب رخ می دهد را نباید تنها به عنوان خسارت مالی نگریست بلکه خسارت حافظه اجتماعی و فرهنگی این منطقه است و این موضوعی است که باعث می شود، آثار جنگ پس از توقف نظامی برای مدت طولانی باقی بماند.

اینجا خانه دختر دایی ام در کفرتبنیت (النبطیة) که به دیت صهیونیست ها تخریب شد

آخرین نقشه ماهوارهای یحمر الشقیف (جنوب لبنان، بالاتر از رود خانه لیتانی) اشغالی نشان میدهد که چگونه رژیم صهیونیستی نشانههای آن را محو کرده، خانههایش را منفجر کرده و حتی به قبرستان آن هم رحم نکرده و همه چیز را در آن به آوار تبدیل کرده است
ابنا: برخی معتقدند حزبالله نسبت به تحولات پیش آمده در لبنان سکوت و یا تامل راهبردی را پیش گرفته نظر شما در این زمینه چیست؟
ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان تاحدودی پیچیده تر از کشورهای منطقه است. پیش از جنگ رمضان در فاصله آتش بس لفظی و نه واقعی حزبالله ۱۵ ماه سکوت کرد و با صهیونیستها مبارزه نکرد علارغم عملیات های ترور، تخریب و بمباران روزانه هیچ کاری نکرد و فقط صبر کرد تا ثابت کند علت تجاوزات صهیونیست ها عملیات حزبالله نیست، بلکه زیاده خواهیهای آنها است که آنها سالها برایش برنامه ریزی می کردند. اما متاسفانه کسانی از هم وطنان ما هستند که نمی خواهند واقعیتها را ببیند و حقایق را بشنوند .
سکوت حزبالله بخشی از مدیریت نبرد است
سکوت در چنین مبارزه ای را نباید به معنای ضعف و ناتوانی تفسیر کرد. در جنگ های مدرن سکوت می تواند بخشی از مدیریت نبرد باشد به ویژه زمانی که مبارزه بر اطلاعات و نظارت الکترونیک جنگ روانی و جنگ رسانهای استوار است.
در عین حال درست نیست که بگوییم؛ حزبالله امروز همان حزبالله پیش از ۲۰۲۴ است. حزبالله از آن زمان ضربات سنگینی متحمل شد که رهبری سامانه ارتباطی، ساختار نظامی آن را تحت تاثیر قرار داد.
یکی از اهداف سکوت؛ کاهش اطلاعات مورد نیاز دشمن است
در سال ۲۰۲۶ با تحولات میدانی در جنوب لبنان مواجه شد. ولی این امر لزوما به معنای از دست رفتن توانایی حزبالله نیست، چون گروههایی که تجربه طولانی در فعالیت های نظامی- سازمانی برخوردارند می توانند خود را با شرایط جدیدی تطبیق دهند و توانایی های خود را دوباره سازماندهی کنند. می توانیم بگوییم ممکن است یکی از اهداف سکوت؛ کاهش اطلاعاتی باشد که دشمن می تواند از آن استفاده کند.
ابنا: به نظر شما در آینده ممکن است حزبالله برنامه های غافلگیرکننده ای برای دشمنان داشته باشد؟
البته و بدون شک مقاومت در حال بررسی تحولات جدید، و تدوین برنامه های مناسب برای مواجهه با واقعیت جدید مانند هر طرفی که درگیر جنگ است.
شیعیان لبنان اهل عقیده و صبر هستند و بدون منت در راه خدا فداکاری میکنند
چه بسا اگر جنگی باشد به احتمال زیاد بخشی از توانایی ها و گزینه های خود را اعلام نمی کند و حفظ می کند. انشاءلله این موضوع در روزهای آینده ثابت خواهد شد. مساله فقط نیاز به زمان، صبر و استقامت دارد، مردمی که واقعا خودجوش با دشمن اشغالگر جنگیدند، همچنان پایدار می مانند و روش های مبتکرانه و کشندهای برای مبارزه با دشمن ابداع خواهند کرد و در نهایت شیعیان لبنان اهل عقیده و صبر هستند و بدون منت در راه خدا فداکاری میکنند.
.......................
پایان پیام
نظر شما