به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نامه ۳۴ نهجالبلاغه، نامهای تاریخی از امیرالمومنین(ع) برای دلجویی از یکی از سرداران نامی خویش است. در این نامه که خطاب به «محمد بن ابی بکر» نوشته شده، حضرت با شیوهای پدرانه و بدون ذکر دلایل خاص سیاسی و امنیتی، علت اتمام مسئولیت او در سمت «حاکم مصر» و انتصاب «مالک اشتر» را به جای او بیان کرده است. اگرچه این انتصاب به علت شهادت مالک در میانه مسیر حرکت به سمت مصر، به نتیجه نهایی نرسید و حضرت امیرالمومنین(ع) با توجه به شرایط، تصمیم خود را تغییر داد.
برخی از شارحان نهجالبلاغه، علت این جابجایی در مسئولیت را وضعیت خاص مصر دانستهاند، طمع همیشگی عمروعاص به این منطقه، همچنین آسودگی معاویه از تمایل نداشتن لشکریان علوی به حضور در نبرد مجدد با او و نزدیک مصر به شام، این منطقه را بهترین گزینه برای تهاجمات لشکریان شام قرار داده بود و به این دلایل لازم بود تا شخصیتی با تجربهتر و توانمندتر از «محمد بن ابیبکر»، والی مصر شود.
امام علی(ع) با هدف دلجویی از حاکم قبلی، دلایل این تغییر را اینگونه مینویسند:
«فَقَدْ بَلَغَنِی مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْرِیحِ الاْشْتَرِ إِلَی عَمَلِکَ وَ إِنِّی لَمْ أَفْعَلْ ذلِکَ اسْتِبْطاءً لَکَ فِی الْجَهْدِ،وَ لاَ ازْدِیَاداً لَکَ فِی الْجِدِّ وَ لَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ یَدِکَ مِنْ سُلْطَانِکَ، لَوَلَّیْتُکَ مَا هُوَ أَیْسَرُ عَلَیْکَ مَؤُونَةً،وَ أَعْجَبُ إِلَیْکَ وِلاَیَةً. خبر دلتنگیت از اینکه اَشتر را به منطقه حکمرانیت فرستادم به من رسید، این کار من نه بهخاطر این بود که تو را کاهل و سست میدانستم و نه بهعلت اینکه میخواستم کوشش زیادتری از خود نشان دهی. اگر از حکومت مصر آنچه در اختیار توست از تو گرفتم تو را حاکم منطقهای قرار میدهم که زحمتش برایت آسانتر و حکومتش برای تو خوشایندتر باشد».
به نظر میرسد که باید این فرهنگ در ساختار اداری و تشکیلاتی فراگیر شود که هر تغییر سمت، بهعنوان نشانهای از ناتوانی یا فساد شخص معزول نیست، بلکه ممکن است در شرایط داخلی و خارجی، وضعیت بهگونهای تغییر کند که جابجایی افراد در سمتهای مختلف غیرقابل اجتناب باشد.
در ضمن هر تغییر سمتی، حتی در افراد صالح، بهمعنای استقرار شخص در سمت بالاتری نیست، همانگونه که در عُرف اداری مرسوم شده که شخص صالح حتما هنگام جابجایی در سمت بالاتر قرار گیرد. بر اساس برخی از اسناد تاریخی، امیرالمومنین(ع) قصد داشت «محمد بن ابیبکر» را بهعنوان والی برخی از مناطق آرام مانند آذربایجان اعزام کند، اگرچه این تغییر مدیریتی، به علت شهادت مالک بن اشتر موفق نبود و حضرت، بار دیگر محمد بن ابیبکر را در سمت قبلی ابقا کرد.
در بخش دوم نامه، حضرت ضمن تمجید از «مالک بن اشتر» و تصریح به شهادت او، توصیههایی به «محمد بن ابیبکر» میکنند که این توصیهها، میتواند بیانگر بخشی از سلوک امیرالمومنین(ع) هنگام نبرد با دشمنان باشد، الگویی که میتواند برای همه پیروان ایشان در هنگام مقابله با دشمنان روشنگر باشد.
«خارج شدن از شهر برای مقابله با دشمن و جلوگیری از هجمه به محدوده تحت حاکمیت، لزوم بصیرت و داشتن اطلاعات کافی از دشمن و پیشبینی دقیق و هوشمندانه حرکتهای آینده، انجام اقدامات قاطع در کنار استفاده از ظرفیتهای مردمی و بسیج عمومی برای نبرد به قصد قرب الهی و یاری خواستن از خداوند» از اوامر امام علی(ع) به فرماندهان نظامی و سیاسی هنگام نبرد با دشمنان است.
امام علی(ع) این توصیهها را با این عبارات بیان کردهاند:
«فَأَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ وَ امْضِ عَلَی بَصِیرَتِکَ وَ شَمِّرْ لِحَرْبِ مَنْ حَارَبَکَ وَ ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ وَ أَکْثِرِ الاْسْتِعَانَةَ بِاللهِ یَکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ،وَ یُعِنْکَ عَلَی مَا یُنْزِلُ بِکَ».
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
----
پایان پیام
نظر شما