خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) _ ابنا: اندیشه درباره مرگ و سرنوشت نهایی انسان، از ژرفترین و پایدارترین پرسشهای ذهن بشر در طول تاریخ بوده است؛ پرسشی که بدون پاسخ به آن، اخلاق و مسئولیت انسانی دچار ابهام بنیادین میشود. در منظومه معرفتی ادیان الهی، بهویژه اسلام، معاد نه یک آموزه فرعی، بلکه رکن ساماندهنده کل نظام اعتقادی است؛ تا آنجا که همسنگ توحید و نبوت قرار گرفته و حتی اعتبار اوامر و نواهی انبیا به آن وابسته دانسته شده است؛ ازاینرو، تبیین علمی معاد، ضرورتی معرفتی و تمدنی بهشمار میآید.
چیستی معاد
«معاد» که از ریشه «عود» گرفته شده و بهصورت مصدر میمی، اسم مکان یا اسم زمان بهکار میرود، در لغت به معنای رجوع، بازگشت، محل بازگشت یا زمان بازگشت است (۱). در اصطلاح کلامی، با توجه به اختلاف مبانی متکلمان درباره نحوه حیات اخروی انسان، دیدگاههای گوناگونی در معناشناسی معاد ارائه شده است. با این حال، با تکیه بر اصول مورد اتفاق متکلمان مسلمان، میتوان معاد را بازگشت و دوباره زنده شدن انسان پس از مرگ دانست.
معاد عام و خاص
کاربرد مفهوم «بازگشت» ناظر به حالتی است که موجودی پس از حضور در مکانی، از آن جدا شده و بار دیگر به همان مبدأ رجوع میکند. بر این اساس، معاد دلالت دارد بر اینکه انسان از عالمی فراتر از این جهان مادی آمده و دوباره به همان عالم بازمیگردد. به تعبیر دیگر، معاد همان رجوع به مبدأ است و کسی که مبدأ فاعلی جهان، یعنی خداوند متعال، را بهدرستی بشناسد و به اسماء حسنا و صفات علیای او آگاه باشد، باور به معاد برای او امری معقول و ضروری خواهد بود (۲).
از منظر آیات قرآن کریم و احادیث، معاد و بازگشت بهسوی خداوند، حقیقتی کلی و عام است و به طبقه خاصی از موجودات اختصاص ندارد؛ زیرا وجود و هستی از جانب خداوند متعال است و به همان سو بازمیگردد (۳). بر این اساس، انسان، حیوانات و سایر موجودات، همگی دارای نوعی معاد هستند و به همان جایی رجوع میکنند که آغاز خلقت آنها از آنجا بوده است. با این حال، بازگشت سراسر هستی «معاد به معنای عام» و بازگشت انسان، به دلیل جایگاه ویژه او در نظام تکلیف و حساب، «معاد به معنای خاص» نامیده میشود (۴).
اثبات معاد
الف- دلایل فطری
انسانها در طول تاریخ، همواره بهگونهای به زندگی پس از مرگ باور داشتهاند. این واقعیت تاریخی نشان میدهد که اعتقاد به حیات اخروی، ریشه در الهام فطری انسان دارد. این بینش بدیهی، پیامی درونی است که در نهاد بشر نهاده شده و از راههای مختلف قابل بررسی است.
۱. عشق به بقا
اگر انسان برای فنا و نیستی آفریده شده بود، باید عاشق نابودی میبود و از مرگ لذت میبرد؛ حال آنکه مرگ به معنای نیستی، هرگز خوشایند انسان نبوده و نیست. این امر نشان میدهد که انسان برای فنا آفریده نشده است. به بیان دیگر، عشق فعلی انسان موهوم و خیالی نیست و عشق فعلی، معشوق فعلی میطلبد (۵). آفرینش بر طلب کمال و جاودانگی، حاکی از آن است که انسان حقیقتی فرامادی و باقی دارد و بقای نفوس در دنیا محال است.
طلب جاودانگی امری همگانی است؛ هر انسانی در ژرفای فطرت خود، بهروشنی عشق به زندگی جاوید را مییابد. حتی کسی که اقدام به خودکشی میکند، در این پندار است که از رنجهای این جهان رها شده و به جهانی بدون درد وارد میشود. از سوی دیگر، قوانین حاکم بر طبیعت نشان میدهد که تحقق کمال و جاودانگی در این جهان ممکن نیست؛ ازاینرو، باید عالمی دیگر و جهانی مصون از زوال وجود داشته باشد. وجود چنین کشش و عشقی در نهاد انسان، بیتردید برای هدفی است و آن هدف، قطعاً موجود است (۶).
۲. میل به آسودگی مطلق
میل به آسودگی مطلق، بر بقای انسان پس از مرگ دلالت دارد. میل به راحتی کامل و وجود حیات جاودان، دو واقعیت متضایفاند؛ بدین معنا که وجود هر یک، ملازم با وجود دیگری است. اگر میل به آسودگی مطلق در نهاد انسان نهاده شده است، باید متعلق آن نیز در خارج وجود داشته باشد؛ زیرا غایت آرزوی انسان، دستیابی به راحتی خالص و غیرآمیخته با رنج است؛ امری که در جهان مادی تحقق نمییابد. به تعبیر امام خمینی: «عشق فطری، بی معشوق فعلیِ موجود، ممکن نیست. پس ناچار در دار تحقق و عالم وجود، باید عالمی باشد که راحتی بیآلایش به درد و زحمت داشته باشد، و خوشی خالص میسر باشد، و آن دار نعیم حق است» (۷)
۳. میل به نفوذ اراده و آزادی مطلق
انسان بهطور فطری خواهان آزادی مطلق و نفوذ کامل اراده است؛ اما محدودیتها و تزاحمات جهان مادی مانع تحقق این خواست میشود. بر اساس برهان تضایف، وجود این میل، ملازم با وجود متعلق آن است؛ بنابراین، باید عالمی دیگر وجود داشته باشد که در آن، اراده انسان بهطور کامل نافذ گردد (۸).
این دو میل اخیر، همانند دو بال انسان را بهسوی معاد و جاودانگی رهنمون میسازند. «جناح عشق به راحت، و عشق به حرّیت، دو جناحی است که بهحسب فطرة اللّه غیر متبدله در انسان ودیعه گذاشتهشده که با آنها انسان طیران کند به عالم ملکوت اعلی و قرب الهی» (۹).
۴. همگانی بودن اعتقاد به معاد
تاریخ بشر، همانگونه که ریشهدار بودن مذهب را در میان اقوام گوناگون جهان از دیرباز اثبات میکند (۱۰)، گواه اعتقاد راسخ انسان به زندگی پس از مرگ نیز هست (۱۱). ازاینرو، باور به معاد را نمیتوان صرفاً عادت یا نتیجه تلقین دانست، بلکه نشانه فطری بودن آن است؛ زیرا تنها فطرت میتواند در برابر گذر زمان و تحولات اجتماعی پایدار بماند. بنابراین، معاد حقیقتی قطعی و تخلفناپذیر است.
۵. رستاخیز کوچک درون جان انسانها
شادی و آرامش درونی پس از انجام کار نیک و، در مقابل، اندوه و ناآرامی پس از ارتکاب بدی، نشاندهنده وجود دادگاهی درونی در انسان است که شباهتی شگفت با دادگاه قیامت دارد. قاضی، شاهد و مجری حکم در این محکمه، وجدان انسان است؛ دادگاهی که رشوه، واسطهگری و پروندهسازیهای بشری را نمیپذیرد (۱۲) و در کوتاهترین زمان، حکم نهایی را صادر میکند (۱۳). وجود چنین دادگاهی در وجود انسان، که قطرهای در برابر اقیانوس هستی است، به طریق اولی بر وجود محکمهای بزرگ در عالم آخرت دلالت دارد (۱۴). ازاینرو، معاد یقینی است.
ب- دلایل عقلی
۱. برهان توحید
تتوحید الهی اقتضا میکند که خداوند انسان را مهمل و رها نکند و برای او روز بازگشت معین سازد. مطابق آیه ۸۷ سوره نساء، وحدانیت خداوند با معاد ملازمه دارد. اگر توحید بهدرستی شناخته شود، تردیدی در تحقق معاد باقی نمیماند؛ زیرا معاد، بازگشت به خداوند است و بدون اعتقاد به خالق، معاد معنا نخواهد داشت.
۲. تکامل و هدفداری
جهان طبیعت با نظم و هماهنگی، پیوسته از قوه به فعل و از حرکت به آرامش در مسیر هدفی نهایی در جریان است. نرسیدن به این هدف نهایی، به معنای عبث بودن حرکت خواهد بود که با حکمت الهی ناسازگار است. طبق آیه ۳۹ سوره غافر، سلسله اهداف جزئی به غایتی نهایی ختم میشود و قیامت، جایگاه آرامش و قرار است. همانگونه که دنیا توجیهکننده خلقت جنین است، آخرت نیز توجیهکننده عبث نبودن عقل، عواطف خداجوی انسان و استعداد پیوستن او به حق است (۱۵). ازاینرو، قیامت آخرین مرحله تکامل انسان بهشمار میآید و نبود آن، امری غیرمعقول خواهد بود.
۳. عدالت و حکمت الهی
عدالت و حکمت الهی از مهمترین ادله معاد در کلام اسلامی است. بدون معاد، مفاهیم عدالت، پاداش و کیفر الهی تهی از معنا میشوند؛ زیرا دنیا ظرفیت تحقق کامل عدالت را ندارد. ازاینرو، تحقق عدالت الهی مستلزم جاودانگی انسان و وجود عالم آخرت است. همچنین حکمت الهی اقتضا دارد که خلقت انسان غایتمند باشد و این غایت، تنها در سایه استکمال و جاودانگی محقق میشود.
ج- دلایل نقلی
افزون بر دلایل فطری و عقلی، آیات قرآن کریم و روایات، رکن اساسی در اثبات بقای نفس و وقوع معاد بهشمار میآیند (۱۶). آیات مربوط به رجوع، آیات سوره بقره در داستان حضرت ابراهیم(ع) و عزیر، آیات پایانی سوره زلزال، آیات لقاءالله، نمونههای رویش گیاهان، خواب اصحاب کهف، زنده شدن حیوانات و آیاتی که انسان را به اندیشیدن در آفرینش آسمانها و زمین فرا میخوانند، همگی بهروشنی بر تحقق قطعی معاد دلالت دارند.
ضرورت معاد
اعتقاد به معاد از زوایای گوناگون ضرورتی انکارناپذیر دارد؛ زیرا از اصول اعتقادی همه ادیان آسمانی، بهویژه اسلام است و تقلید در آن جایز نیست. در اینجا، این ضرورت از منظر معناداری زندگی بررسی میشود.
معناداری زندگی
پرسش از هدف زندگی، یکی از بنیادیترین تمایزهای انسان با حیوان است. مکاتب الهی معنایی برای زندگی ارائه میدهند که ریشه در حقیقت وجود انسان دارد و با خلقت او سازگار است؛ در حالی که بسیاری از مکاتب غیرالهی، معنا را امری جعلی میدانند. ازاینرو، معنای زندگی نیازی حقیقی و درونی است. ویکتور فرانکل با تأکید بر معنا، الگویی ارائه کرد که از آن برای درمان بحران افسردگی بهره گرفت (۱۷). در صورت انکار معاد، زندگی دنیا بیهوده خواهد بود (۱۸). خداوند که کمال مطلق است، کار عبث انجام نمیدهد و برای زندگی انسان هدفی قرار داده است؛ هدفی که تحقق نهایی آن در معاد صورت میپذیرد. بنابراین، معاد تحقق غایت زندگی و سامانیافتن معنای آن است.
مرگدرمانی
زندگی این جهان بدون در نظر گرفتن جهان دیگر، بیمعنا و پوچ خواهد بود؛ همانند فرض زندگی جنینی بدون در نظر گرفتن دنیای پس از تولد. دوران جنینی مقدمهای برای ورود به جهانی گستردهتر است و اگر این پیوند قطع شود، آن زندگی به زندانی تاریک و بیمعنا تبدیل خواهد شد. رابطه زندگی دنیا و جهان پس از مرگ نیز چنین است. ازاینرو، باور به معاد، زندگی اینجهانی را معنادار ساخته و انسان را از پوچی، اضطراب و بحرانهای وجودی رهایی میبخشد.
پینوشت
۱. حسینی زبیدی، محمد مرتضی (۱۴۱۴ق) تاج العروس من جواهر القاموس، ج۵، اول، بیروت: دارالفکر، ص: ۱۳۳.
۲. جوادی آملی، عبدالله (۱۳۷۴) معاد در قرآن، ج ۴، قم: اسراء، ص ۵۴.
۳. شجاعی، محمد (۱۳۸۰) معاد یا بازگشت بهسوی خدا، ج۱، اول، تهران: انتشار، ص ۱۳.
۴. حسینی طهرانی، محمدحسین (۱۴۲۳ق) معاد شناسی، ج۵، اول، مشهد: نور ملکوت قرآن، ص: ۲۵۵.
۵. امام خمینی، روحالله (۱۳۷۷) شرح حدیث جنود عقل و جهل، اول، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ص ۱۰۳.
۶. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۳۶) معاد و جهان پس از مرگ، قم: هدف، ص ۳۱ و ص ۱۹۲.
۷. امام خمینی، روحالله (۱۳۸۰) شرح چهل حدیث، بیست و چهارم، قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ص ۱۸۶.
۸. امام خمینی، روحالله (۱۳۸۰) شرح چهل حدیث، بیست و چهارم، قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ص ۱۸۷.
۹. همان
۱۰. دورانت، ویلیام (۱۳۷۰) تاریخ تمدن، ج ۱، هفتم، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ص ۹۵.پ
۱۱. کینگ، ساموئیل (۱۳۴۱) جامعهشناسی، ترجمه مشفق همدانی، اول، تهران: امیرکبیر، ص ۱۹۲.
۱۲. بقره: ۴۸.
۱۳. رعد:۴۱.
۱۴. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۳۶) معاد و جهان پس از مرگ، قم: هدف، ص ۱۹۷-۱۹۳.
۱۵. مطهری، مرتضی (۱۳۷۴) معاد، دوم، قم: صدرا، ص ۶۷.
۱۶. اردبیلی، عبدالغنی (۱۳۸۱) تقریرات فلسفه امام خمینی(ره)، ج ۳، اول، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ص ۵۱۱.
۱۷. برای مطالعه بیشتر رک به: یالوم، اروین د (۱۳۸۹) مامان و معنی زندگی، ترجمه: سپیده حبیب، دوم، تهران: قطره؛ جعفری، محمدتقی (۱۳۶۸) فلسفه و هدف زندگی، تهران: کتابخانه صدر، ص ۱۲؛ نصری، عبدالله (۱۳۸۶) فلسفه خلقت انسان، سوم، تهران: کانون اندیشه جوان ص ۸۹-۸۵.
۱۸. فیاض لاهیجی، عبدالرزاق (۱۳۸۳) گوهرمراد، اول، تهران، سایه، ص ۶۲۸.
نظر شما