به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ به اعتقاد کارشناسان سیاسی این دور از مذاکرات بین آمریکا و ایران در پایتخت مسقط، تفاوتهایی با مذاکرات دورههای گذشته داشته و آن افزایش بُعد مقاومت و قدرت است.
این بار زنجیره ارزشی از اقدامات ایجاد شده و همزمان با مذاکره، آرایش تهاجمی نظامی و تحمیل پیششرط محل و موضوع مذاکره توسط ایران و اعلان چندباره اینکه آمادهایم تا به میدان مبارزه برگردیم صبغه قدرتمندی به این مذاکرات داده است؛ در واقع این مذاکره مصداق نرمش قهرمانانه است.
در همین راستا «قاسم سلمان العبودی» نویسنده و کارشناس عراقی در یادداشتی نوشت: جمهوری اسلامی ایران همواره با احساس مسئولیت، نه تنها در قبال مردم خود، بلکه در قبال مردم منطقه و جهان، به مفاهیم عقل و منطق نزدیک شده است.
.

.
با این حال، «منطق هالیوودی»، اگر بتوان از این اصطلاح استفاده کرد، اجازه نمیدهد که ایران به عنوان طرف منطقی ظاهر شود، زیرا این تصویر تناقضات روایت آمریکایی را آشکار میکند و نیات واقعی پشت لفاظیهای سیاسی آن را آشکار میسازد.
پس از آنکه تهران به اصل مذاکره با ایالات متحده، از طریق استدلال و گفتگو، پاسخ داد، «مرد گاوچران» به سرعت بند جدیدی مربوط به سلاحهای بالستیک ایران اضافه کرد، اقدامی که به نظر میرسد تلاشی برای ایمنسازی پیشگیرانه رژیم صهیونیستی از هرگونه معادله بازدارندگی آینده، در صورت وقوع درگیری جدید در منطقه، باشد.
ایران با پذیرش رفتن به پای میز مذاکره، استدلال قانعکنندهای را به جهان ارائه داده ، که این امر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده است؛ از این منظر، جنگ گزینه آسانتری برای او بود.
این مساله را میتوان از طریق انگیزههای متعددی درک کرد:
اول، تلاشهای ترامپ برای ترسیم مجدد مسیرهای استراتژیک آمریکا در چارچوب پروژه «خاورمیانه جدید» که مستقیماً با قدرت رو به رشد ایران تلاقی میکند و تضعیف این قدرت را به یک هدف ضروری در محاسبات آمریکا تبدیل میکند.
دوم، تلاشی برای برقراری مجدد تکقطبیگرایی آمریکایی، پس از آنکه خطوط کلی یک نظام بینالمللی چندقطبی شروع به شکلگیری کرد، با ظهور قدرتهای جدید در عرصه جهانی، و ایران طبق این استدلال ، یکی از برجستهترین این قدرتهای منطقهای در حال ظهور است.
سوم؛ تهران، نابودی رژیم صهیونیستی را بخشی از چشمانداز استراتژیک خود میداند و بنابراین، از دیدگاه آن، یک ایران قوی و منسجم، تغییر موازنه قدرت در منطقه را تسریع خواهد کرد، چشماندازی که واشنگتن و متحدانش را نگران میکند.
از دلایل دیگری که اوضاع را پیچیده کرد، محل مذاکرات بود، انتخاب عمان به جای آنکارا، پیامدهای سیاسی و امنیتی قابل توجهی دارد.
رابطه نزدیک بین سازمانهای اطلاعاتی ترکیه و آمریکا میتواند هیئت ایرانی را در معرض خطر نشت یا نفوذ قرار دهد، در حالی که مسقط میانجیگری است که قبلاً نقش متعادلی در دورهای قبلی مذاکرات ایفا کرده است ، موضعی که با تمایل واشنگتن برای مدیریت برخی مسائل در پشت صحنه در تضاد است.
در سطح شخصی، طبق این برداشت، به نظر میرسد ترامپ بیشتر به منطق فشار و جنگ تمایل دارد تا منطق دیپلماسی، برخلاف دیپلماسی ایران که با انعطافپذیری و صبر مشخص میشود.
از این رو، ممکن است، آمریکا از روند مذاکرات به عنوان تصمیمی از سوی «دولت پنهان» برای حفظ آبرو خارج شود، به ویژه پس از افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، این پیش بینی وجود دارد.
در نهایت، «بهای عقل و منطق» این بار ممکن است تشدید تنش نظامی ایالات متحده علیه ایران باشد. با این حال، شرطبندی طبق این تفسیر ، بر توانایی تهران در مدیریت پاسخ به گونهای است که در نهایت واشنگتن را به مسیر دیپلماسی بازگرداند، جایی که رشتههای سیاست با دقتی آرام شبیه به بافت فرشهای ایرانی بافته میشوند: صبر، دقت و چشمانداز بلندمدت.
....................
پایان پیام
نظر شما