به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در بخشهای قبلی این نوشته، «تاکید بر عهدشکنی دشمنان»، «لزوم نمایش قدرت در مقابل دشمن» و «قدرتمندی نامحدود در مقابل دشمن» بهعنوان بخشی از اصول بنیادین مقاومت از دیدگاه قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت، «لزوم مقابله با نفوذ و عقاید انحرافی» بهعنوان اصول دیگر مقاومت شیعی بررسی میشود.
بدون شک از معروفترین آیات مرتبط با فرهنگ مقاومت، آیه ۶۰ سوره مبارکه انفال است که خداوند در این آیه، آمادهسازی نامحدود هر نوع ابزار برای مقابله با سلطه دشمن را بهعنوان واجب شرعی و تکلیف دینی به مسمانان اعلام میکند. حاصل این آمادهسازی نیز باید «ارهاب» و «ترساندن دشمن» باشد تا حتی در تصور دشمن نیز امکان حمله به مسلمین خطور نکند.
در آیه ۶۰ سوره انفال، این دشمنان به سه دسته کلی «عدو الله؛ دشمنان خدا»، «عدوکم؛ دشمنان مسلمانان» و «آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ؛ و دشمنان دیگری که آنها را نمیشناسید، ولی خدا آنان را میشناسد» تقسیم کرده است.
اگرچه مفسرین، گروههایی مانند مشرکان، منافقان، یهودیان، شیاطین یا اجنه را از مصادیق این «دشمنان نادیده» معرفی کردهاند، اما با توجه به بخش اول آیه و تقسیمبندی دشمنان به «عدوالله» و «عدوکم» به نظر نمیرسد که این مصداقها، مصادیق کاملی باشند، بهعنوان نمونه دشمن بودن کفار با خداوند و دشمنی کردن منافقان با مسلمانان، در بخش نخست آیه بیان شده و لزومی بر تکرار آن در بخش دوم آیه نیست.
همچنین در آیه ۸۲ سوره مبارکه مائده، خداوند میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا؛ یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت». بنابراین دشمنان نیز برای مسلمانان شناختهشده هستند.
همچنین باید گفت آمادهسازی برای مقابله با دشمن و ایجاد ترس در دل او، زمانی ممکن است که امکان شناخت وی فراهم باشد. اگر انسان، دشمن و نقاط قوت و ضعف او را نداند، امکان انجام اقدامات مناسب برای «ارهاب» او را نخواهد داشت، شناخت حداقلی از دشمن نیز نمیتواند نیاز مسلمانان برای مقابله با او را فراهم کند، بنابراین باید این «دشمنان ناشناخته» هم قابل شناسایی و هم قابل ترساندن و در نهایت از بین رفتن توسط مسلمانان باشند تا دستور آمادهسازی «اعدوا لهم» محقق شود.
برخی از مفسران با توجه به این ابعاد از آیه، مصادیق این دشمنان را «نفوذیها» معرفی میکنند بهعنوان نمونه علامه طبرسی در تفسیر خود، درباره این «لاتعلمون» مینویسد: «معناه لا تعرفونهم، لأنهم یصلّون و یصومون و یقولون لا إله إلا الله محمد رسول الله و یختلطون بالمؤمنین».
روشن است که عناصر نفوذی، نه مانند کفار با صراحتی آشکار و نه همانند منافقان با کنایههایی روشن، به مقابله با مسلمین نمیپردازند، بلکه تلاش میکنند تا با تصرف «ذهنها و دلها»، مسلمانان را به سمت اهداف مشرکان و منافقان سوق دهند. این افراد با ظاهری دلسوزانه و با بیان واقعیتهایی درست در میان انبوهی از گزارههای نادرست، تلاش میکنند تا مبانی بنیادین مسلمانان را تخریب کنند.
به نظر میرسد که اتهام ارتباط با کفار و منافقان برای این افراد به آسانی قابل اثبات نیست، چون در بسیاری از مواقع ارتباطی وجود ندارد، بلکه باورهای انحرافی و رسوخ اندیشههای لیبرالیستی، این افراد را دچار انحرافاتی کرده که حاصل آن انحرافات، نفوذ در اندیشهها است. باور کردن به قدرتمند بودن «کدخدا» بدون توجه به باور توحیدی «قدرتمندی خداوند» میتواند نمونهای از این اندیشهها باشد.
روشن است که هر مقدار این افراد شناخته شوند باز هم در میان مسلمانان، افرادی خواهند بود که این اهداف را دنبال میکنند و مسلمانان نباید خود را «مصون از این عناصر» بدانند.
به نظر میرسد در کنار اقدامات مناسب برای شناسایی این عناصر، تلاش برای تقویت ایمان، باورمندی به قدرت الهی، پاسخگویی به شبهات و توجه به وظایف خود در جامعه اسلامی میتواند از عوامل مقابله با این گروه از افراد باشد.
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
..................
پایان پیام
نظر شما