۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۱
چرا مسلمانان به تحریف کتاب‌هایی معتقدند که قرآن آنها را نور می‌داند؟

آیات قرآن درباره تورات و انجیل دو گروه است؛ گروهی از این آیات با صراحت تمام انجیل و تورات را «تحریف شده» می دانند و بعضی از آیات، این دو کتاب را «نور و هدایت» معرفی می کنند، که این نگاه و قضاوت درباره اصل تحریف نشده آنهاست. در حقیقت قرآن اصل اوّلیّه و بخشی از تورات و انجیل را که در دست یهود و مسیحیّت زمان پیامبر اسلام(ص) بود، هدایت و نور معرفی کرده است. قرآن ضمن توجّه به تحریف تورات و انجیل موجود، از اصل کتب آسمانی تجلیل می کند؛ چرا که تمام کتابهای آسمانی وسیله هدایت پرهیزکاران می باشند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: آیات قرآن درباره تورات و انجیل دو گروه است؛ گروهی از این آیات با صراحت تمام انجیل و تورات را از حیث معنا و لفظ «تحریف شده» می دانند(۱) و بعضی از آیات، این دو کتاب را «نور و هدایت» معرفی می کنند، که این نگاه و قضاوت درباره اصل تحریف نشده آنهاست.

همچنین بعضی از آیات گروه دوّم، از اهل کتاب می خواهد بر اساس کتابهایشان حکم کنند که این درخواست دو دلیل دارد؛ اولا: بخش های تحریف نشده زیادی در این دو کتاب وجود دارد که یهود و مسیحیان از حکم کردن با آن بخشها اجتناب می کردند و بر حکم آنها گردن نمی نهادند؛ مثل احکام مشترک در تورات و قرآن.

ثانیا: در همان مطالب تحریف نشده، نشانه ها و تأییداتی به نفع اسلام و پیامبر آن وجود داشت که از پیروان آن کتابها انتظار می رفت بر اساس تبعیّت از این تعلیمات دین اسلام را بپذیرند. در حقیقت قرآن اصل اوّلیّه و بخشی از تورات و انجیل را که در دست یهود و مسیحیّت زمان پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بود، هدایت و نور معرفی کرده است.


بنابراین وقتی قرآن از تورات و انجیل به عنوان یک کتاب آسمانی یاد می‌ کند، از اصل کتب آسمانی تجلیل می کند؛ چراکه تمام کتابهای آسمانی مانند قرآن وسیله هدایت پرهیزکاران می باشند. (۲)


به عنوان مثال در آیه ۴۴ سوره مائده می خوانیم: «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ»؛ (ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود و پیامبران که تسلیم در برابر فرمان خدا بودند، با آن، برای یهودیان حکم می‌ کردند و [همچنین] علماء و دانشمندان به این کتاب الهی که به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داوری می‌ نمودند، بنا بر این [از داوری کردن بر طبق آیات الهی] از مردم نهراسید و از من بترسید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌ کنند کافرند).


در آیه ۴۶ سوره مائده هم آمده: «وَ قَفَّیْنا عَلی‌ آثارِهِمْ بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدیً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ»؛ (و به دنبال آنها [یعنی پیامبران پیشین] عیسی بن مریم را قرار دادیم که به آنچه پیش از او فرستاده شده بود از تورات تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود و [کتاب آسمانی او نیز] تورات را که قبل از او بود تصدیق می‌ کرد و هدایت و موعظه برای پرهیزکاران بود).


به این ترتیب هر کدام از پیامبران الهی کتب آسمانی قبل از خود را تصدیق می کردند و آنها را تکمیل می کردند و پیامبر اسلام نیز از این قاعده مستثناء نیست و به همه مردم جهان این پیام را داد که من طبق آنچه در کتب آسمانی سابق وعده داده شده برای تکمیل ادیان الهی مبعوث شده ام، پس به من ایمان بیاورید (و به آنچه نازل کرده ‌ام (قرآن) ایمان بیاورید که نشانه‌ های آن با آنچه در کتابهای شما است کاملا مطابقت دارد، و نخستین کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید

[به خاطر در آمد مختصری نشانه‌ های قرآن و پیامبر اسلام را که در کتب شما موجود است پنهان نکنید] و تنها از من [و مخالفت دستور من] بترسید [نه از مردم] * و حق را با باطل نیامیزید، و حقیقت را با اینکه می‌ دانید کتمان نکنید)؛ «وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی‌ ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیَّایَ فَاتَّقُونِ * وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».(۳)


اما برخی به جای پیروی از پیامبر اسلام به مخالفت با او پرداختند و هر آنچه بر حقانیت پیامبر اسلام وجود داشت را پنهان کردند؛ لذا در قرآن می خوانیم: «أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ‌ فَرِیقٌ‌ مِنْهُمْ‌ یَسْمَعُونَ‌ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ» (۴)؛ (شما چگونه انتظار دارید که این قوم به دستورات آئین شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از آنان سخنان خدا را می‌ شنیدند و پس از فهم و درک آن را تحریف می‌ کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند!؟).


در ابتدای ظهور پیامبر اسلام انتظار می‌ رفت که قوم یهود پیش از دیگران با ندای اسلام لبیک گویند چرا که آنها اهل کتاب بودند (بخلاف مشرکان) بعلاوه صفات پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را نیز در کتابهای خود خوانده بودند ولی قرآن می ‌گوید: با سابقه بدی که آنها دارند انتظار شما مورد ندارد، چرا که گاهی صفات و روحیات انحرافی یک جمعیت، سبب می‌ شود که با تمام نزدیکی به حق از آن دور گردند. (۵)


آنها حتی احکامی که با احکام اسلام مطابقت داشت را رها کردند؛ به عنوان مثال آنها طبق آیه ۴۳ سوره مائده از گردن نهادن به حکم مشترک تورات و قرآن درباره سنگسار زنای محصنه اجتناب کردند؛ در این آیه آمده است: «و کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِیها حُکْمُ اللَّهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ»؛ (آنها چگونه تو را به داوری می طلبند در حالی که تورات نزد ایشان است و در آن حکم خدا هست [وانگهی] پس از داوری خواستن از حکم تو روی می‌ گردانند، و آنها مؤمن نیستند).


باید دانست که حکم مزبور (یعنی حکم سنگسار کردن زن و مردی که زنای محصنه کرده ‌اند)، در تورات کنونی در فصل بیست و دوم از سفر تثنیه آمده است. تعجب از این است که آنها تورات را یک کتاب منسوخ نمی‌ دانند، و آئین اسلام را باطل می‌ شمرند با این حال چون احکام تورات موافق امیالشان نیست آن را رها کرده و به سراغ حکمی می‌ روند که از نظر اصولی با آن موافق نیستند. و از آن عجب تر اینکه بعد از انتخاب پیامبر اسلام برای داوری، حکم او را که موافق حکم تورات است چون بر خلاف میل آنها است نمی‌ پذیرند. حقیقت این است که آنها اصولا ایمان ندارند و گر نه با احکام خدا چنین بازی نمی‌ کردند. (۶)


از همه اینها نتیجه می گیریم که در تورات موجود، و دائر در بین یهود امروز، مقداری از تورات اصلی که بر موسی(علیه السلام) نازل شده وجود دارد و مقداری هم از مطالب تحریفی وجود دارد؛ این آن نظریه ای است که از قرآن کریم در باره تورات استفاده می شود و بحث دقیق و مفصل هم به همین نتیجه می رسد. (۷) همچنین انجیل کنونی آن انجیلی نیست که بر حضرت عیسی(علیه السلام) نازل شده بلکه مطالب اصلی و تحریف شده را باهم دارد.


آیات مختلف قرآن نیز گواهی می دهد که نشانه‌ های پیامبر اسلام و آئین او در همان کتابهای تحریف شده و موجود در دست یهود و نصاری در زمان ظهور اسلام وجود داشته و مسلم است که منظور از تحریف این کتب آسمانی این نیست که تمام مطالب کتابهای موجود باطل و بر خلاف واقع می ‌باشد. (۸)


پی نوشت:

(۱). سوره بقره، آیه ۷۵ و ۷۹؛ سوره آل عمران، آیه ۷۸؛ سوره نساء، آیه ۴۶؛ سوره مائده، آیه ۱۳ و ۴۱.

(۲). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش، چاپ سی و دوم، ج ۴، ص ۳۹۷.
(۳). سوره بقره، آیات ۴۱-۴۲.
(۴). سوره بقره، آیه ۷۵.
(۵). تفسیر نمونه، همان، ج ‌۱، ص ۳۱۳.
(۶). تفسیر نمونه، همان، ج ‌۴، ص ۳۸۸.
(۷). ترجمه تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ ش، چاپ پنجم، ج ‌۵، ص ۵۶۰.
(۸). تفسیر نمونه، همان، ج ‌۱، ص ۲۱۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha