۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۸
مقابله با تحریف منطق قرآنی؛ امید یا خودخداباوری؟

در حالی که رهبر انقلاب همواره بر «امیدآفرینی واقعی» به‌عنوان یک فریضهٔ ملی و دینی تأکید کرده‌اند، جریان فکری معاند، این روحیه را وارونه جلوه می‌دهد و آن را «قرار گرفتن در جایگاه خدا» می‌نامد. اما آیا دمیدن روح امید به ملت، آن‌گونه که رهبر معظم انقلاب در هر دیدار با اقشار مختلف انجام می‌دادند و با تکیه بر نقاط مثبت و سرمایه‌های انسانی کشور، افق‌های روشن را ترسیم می‌نمودند، به معنای ادعای شکست‌ناپذیری ذات است؟ یا این دقیقاً همان «امید به نصرت الهی» است که قرآن آن را شعار مؤمنان می‌داند و ناامیدی را صفت کافران می‌خواند؟ این نوشتار، مرز میان امید توحیدی و خودخداباوری را تبیین می‌کند.

 خبرگزاری بین المللی مکتب اهلبیت (ع) - ابنا: دشمنان جمهوری اسلامی پس از شکست‌های راهبردی در میدان‌های سخت، امروز به میدان نرم و جنگ شناختی آمده‌اند. تازه‌ترین حربهٔ رسانه‌ای آنان این است: «حکومت ایران خود را شکست‌ناپذیر می‌داند و این یعنی خود را خدا پنداشتن.» این حمله اما نه یک شبههٔ فلسفی عمیق، که پاسخی معکوس به راهبرد محوری رهبر شهید انقلاب است؛ راهبردی که در هر دیدار با مسئولان و مردم، بر آن تصریح می‌کردند: «باید روحیهٔ امید را به مردم تزریق کنید.

 این امید نه واهی، که واقعی است؛ چون متکی به سرمایه‌های حقیقی ملت و وعده‌های الهی است.» رهبر انقلاب خود در عمل، الگوی این امیدآفرینی هستند؛ در تلخ‌ترین شرایط، با اشاره به ظرفیت‌های جوانان، پیشرفت‌های علمی، مقاومت مردمی و تجربه‌های موفق، افقی روشن ترسیم می‌کنند. اکنون دشمن همین نقطهٔ قوت را نشانه گرفته تا آن را معادل «خودخداباوری» جلوه دهد. غافل از اینکه این امید، نه از سر تکبر، که از جنس «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ» (۱) است.

 آنچه از بیانات رهبر شهید انقلاب قابل برداشت است در چهار محور دسته بندی می شود:

 ۱. امیدآفرینی رهبری؛ نمایش سرمایه‌های واقعی برای دفع ناامیدی

 شاخصهٔ اصلی بیانات امیدبخش رهبر انقلاب، استناد به واقعیت‌های میدانی و نقاط مثبت نظام بود. ایشان برای امید دادن به مردم، به آمار تولید دانش‌بنیان، رشد شرکت‌های خلاق، توانمندی‌های دفاعی، حضور پرشور نسل جوان در عرصه‌های علمی و مقاومت جانانهٔ ملت در برابر تحریم‌ها اشاره می‌کردند. این امیدآفرینی واهی نیست که با شعار و تخیل سرپا شود؛ بلکه از جنس بیرون کشیدن استعدادهای دیده‌نشده و یادآوری روزهای سخت‌تری است که ملت با توکل به خدا از آن عبور کرده است.

 وقتی ایشان می‌فرمودند: «ما دست برتر را داریم» یا «آینده از آن ماست»، این جمله‌ها پشتوانهٔ عینی و ایمانی داشت، نه آنکه ادعای گزاف باشد. این نگاه، مکمل آیهٔ «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» (۲) است: شما اگر مؤمن باشید، دست برترید. این «أَعْلَوْنَ» بودن را خدا به مؤمنان نوید داده، حال اگر مؤمنان واقعی به این وعده باور داشته باشند و آن را تکرار کنند، آیا خود را خدا خوانده‌اند؟ یا به وعدهٔ خدا اعتماد کرده‌اند؟

 ۲. ناامیدی، تاکتیک دشمن است؛ امید، سلاح مؤمن

دشمن تمام سرمایه‌گذاری رسانه‌ای خود را بر محور «تزریق ناامیدی» متمرکز کرده است. هدف این است که مردم باور کنند راه به جایی نمی‌برند، مقاومت بی‌فایده است و نظام در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد. در نقطهٔ مقابل، رهبر انقلاب «امید» را یک فریضه و جهاد تبیین می‌دانستند. چرا؟ چون در منطق قرآن، ناامیدی از رحمت و نصرت خدا، نه فقط یک ضعف روانی، که یک انحراف اعتقادی عمیق است: «إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ». پس مؤمن راستین نمی‌تواند ناامید باشد.

 جمهوری اسلامی وقتی می‌گوید «ما شکست نمی‌خوریم»، در واقع اعلام می‌کند که به خداوندِ شکست‌ناپذیر متصل است، از رحمت او ناامید نیست و در مسیر حق، تسلیم باطل نمی‌شود. این یعنی دقیقاً مقابل خودخداباوری؛ یعنی تکیه بر قدرتی فراتر از خود. اگر خود را خدا می‌پنداشت، به خدا نیازی نمی‌دید، اما شعار محوری این ملت و رهبرش، «خدا با ماست» و «نصر من الله» بوده و هست.

 ۳. «پیروزی» در نگاه امیدبخش یعنی استقامت، یعنی ناامید نشدن از روح خدا

 برخی منتقدان می‌پرسند: چگونه می‌گویید شکست نخوردید، در حالی که فرماندهان شهید می‌شوند و فشارها افزایش می‌یابد؟ این سؤال از نگاه مادی به مفهوم پیروزی برمی‌خیزد. امیدآفرینی رهبران الهی، تعریف «پیروزی» را تغییر می‌دهد. پیروزی یعنی از آرمان برنگشتن. پیروزی یعنی دشمن نتواند ارادهٔ تو را بشکند. پیروزی یعنی همان جملهٔ تاریخی امام خمینی (ره) : «ما مأمور به تکلیفیم، نه مأمور به نتیجه.» این گزاره، اوج امید توحیدی است.

 یعنی ما وظیفه داریم، نتیجه را از خدا طلب می‌کنیم و حتی اگر به شهادت برسیم، آن را شکست نمی‌دانیم، که آن را «فوز عظیم» می‌خوانیم. این نگاه، روحیهٔ امید را در سخت‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران زنده نگه داشته است؛ از دفاع مقدس تا دفاع از حرم، از تحریم‌های فلج‌کننده تا ترور دانشمندان هسته‌ای. هر بار دشمن گمان کرد ایران شکست خورده، این روحیهٔ برآمده از ایمان، ملت را سرپا نگه داشت. این امید واهی نیست، امیدی است که بارها به پیروزی عینی تبدیل شده است و حالا بیش از پنجاه شب است که جهان انگشت تعجب از اینهمه امید ایرانیان به دندان گرفته اند.

 ۴. امید واقعی یعنی دیدن نقاط مثبت و سرمایه‌های اجتماعی، نه چشم بستن بر ضعف‌ها

 نکتهٔ مغفول در تحلیل منتقدان این است: امیدآفرینی رهبر انقلاب به معنای انکار مشکلات یا ندیدن ضعف‌ها نیست. اتفاقاً ایشان بارها با صراحت از مشکلات اقتصادی، فساد و ناکارآمدی‌ها سخن گفتند. اما تفاوت در این است که نگاه امیدبخش، تعادل را حفظ می‌کند: در کنار دیدن نقص‌ها، «سرمایه‌ها» را نیز می‌بیند. نیروی انسانی جوان، منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیک، تجربهٔ چهل‌وپنج‌سالهٔ حکمرانی در طوفان‌ها، و بالاتر از همه، ایمان و غیرت دینی مردم.

 این روش، دقیقاً روش قرآن است: قرآن هم در کنار هشدار، بشارت می‌دهد. هم از عذاب می‌گوید، هم از رحمت واسعه. یک‌جانبه‌نگری به سیاهی‌ها و ندیدن نقاط قوت، کار شیطان است که انسان را به یأس می‌کشاند. در مقابل، امید واقعی، دیدن مجموعهٔ واقعیت و باور به غلبهٔ جبههٔ حق است.

 تلاش اتاق‌های فکر دشمن برای مصادرهٔ مفهوم «امید» و تبدیل آن به «خودخداباوری»، بازی خطرناکی روی میز شناختی ملت ایران است. اما این خط تبلیغاتی، با یک تناقض ساده فرو می‌ریزد: جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نگفته «من بدون خدا شکست‌ناپذیرم»، بلکه همواره اعلام کرده «من با اتکال به خدا و در مسیر انجام تکلیف الهی، تسلیم باطل نمی‌شوم و ناامید از نصرت او نیستم.»

 رهبر شهید انقلاب، آینهٔ تمام‌نمای این نگاه بودند؛ آنجا که با تکیه بر سرمایه‌های انسانی و وعده‌های صادق الهی، شعلهٔ امید را در دل ملت زنده نگه می‌داشتند. این امید، نه یک شعار پوچ سیاسی، که یک فریضهٔ قرآنی است: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» (۳) و استقامت بدون امید ممکن نیست. دشمن می‌خواهد این چراغ را خاموش کند تا راه را برای تسلط خود هموار سازد، اما غافل است از این حقیقت که «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ» (۴) جمهوری اسلامی خود را بندهٔ امیدوار خدا می‌داند، نه مدعی الوهیت؛ و این بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که هیچ قدرتی قادر به مصادره‌اش نیست.

 زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم


پاورقی

 ۱. سوره زمر، آیه ۵۳

 ۲. سوره آل عمران، آیه ۱۳۹

 ۳. سوره هود، آیه ۱۱۲

 ۴. سوره صف، آیه ۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha