۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۰
پروژه شکست «انسجام ملی»؛ پشت‌پرده محاسبات دشمن در جنگ شناختی چیست؟

در شرایطی که آتش‌بس‌های مقطعی، بخشی از فرآیند جنگ و ابزاری برای خرید زمان محسوب می‌شوند، تحلیلگران بر این باورند که درگیری‌های پیش‌رو نه صرفاً در میدان نظامی، بلکه در ساحت «جنگ ترکیبی» تعریف می‌شود؛ نبردی که در آن دشمن با استفاده از جعبه‌ابزاری متنوع از عملیات‌های زیرساختی تا جنگ شناختی، «تاب‌آوری اجتماعی» و «محاسبات مسئولان» را هدف گرفته است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت‌الاسلام مهدی شبان نویسنده و کارشناس مذهبی، در نوشتاری با عنوان «ضرورت بازتعریف مفهوم جنگ» که در شماره ۲۰ نشریه عهد منتشر شده است، نوشت: ما در آستانه مرحله نوینی از جنگ هستیم؛ جنگی که هرگز پایان نیافته بود. آتش‌بس اخیر صلح پایدار نبود، بلکه وقفه‌ای تاکتیکی و بخشی از خود جنگ است. لذا احتمال دور تازه درگیری کاملاً محتمل است. نکته اساسی، بازنگری در مفهوم جنگ است: اگر تصور ما از جنگ فقط رویارویی نظامی باشد، دچار خطای محاسباتی شده‌ایم. بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی این است که کسی گمان کند جنگ فقط به معنای شلیک نظامی است.

دشمن جعبه‌ابزاری گسترده شامل درگیری نظامی، محاصره دریایی، ترور، ضربه به زیرساخت‌ها، عملیات‌های سینمایی، عملیات در مرز و عمق، و ایجاد آشوب‌های مسلحانه دارد. او این گزینه‌ها را تلفیق می‌کند. ما نیز سبد گزینه‌های خود را داریم. در این فضا، آتش‌بس خرید زمان است، نه توقف جنگ؛ و مذاکره ابزاری برای مدیریت طرف مقابل در راستای اهداف جنگی است، نه نشانه صلح‌طلبی.

این جنگ ترکیبی جدید بر دو نقطه کانونی متمرکز است:

۱. تاب‌آوری مردم (بزرگ‌ترین سرمایه ایران)

۲. محاسبات مسئولان (که برخلاف توهم دشمن، اهل سازش نیستند)

دشمن دریافته که همراهی مردم، اساس شکست‌شان بوده. پس حتی اگر ضربه نظامی جدیدی وارد شود، هدف اصلی، هدف گرفتن تاب‌آوری اجتماعی و ایجاد تردید در تصمیم‌گیران مقاوم است.

گزینه‌های روی میز دشمن و پاسخ متقابل ما:

۱. گزینه نظامی: احتمال حمله بالا است، اما ضربه احتمالی، صرف‌نظر از ابعاد فیزیکی، با هدف اثرگذاری بر ذهن مردم و مسئولین طراحی خواهد شد. مهم‌ترین عامل جبران‌کننده، استحکام و انسجام مردم است. اگر اراده ملت بر مقاومت باشد، هر تیمی سر کار باشد راهی جز ایستادگی ندارد.

۲. حمله به زیرساخت‌ها: هدف دشمن کاهش تاب‌آوری و بی‌ثبات‌سازی داخلی است. پاسخ ما حملات متقابل به زیرساخت‌های منطقه (راهبرد زیرساخت‌زدایی) و در داخل، ایجاد همبستگی ملی، صرفه‌جویی و مواسات است.

۳. جنگ شناختی و تردید: محور اصلی این مرحله، جنگ ذهنی است؛ کاشت بذر تردید، یأس، ترس، زیر سؤال بردن فرماندهی و ترویج اتهام خیانت به مسئولین. این دقیقاً بازی در زمین دشمن است. امروز هیچ تصمیم کلانی بدون اشراف رهبری گرفته نمی‌شود و این اتهام‌زنی در جهت کاهش تاب‌آوری جامعه است.

جمع‌بندی و راه پیش رو

آنچه پیش رو داریم، نبرد ترکیبی تمام‌عیار است که بخش عظیمی از آن در ذهن‌ها و دل‌ها رقم می‌خورد. پیروزی در گرو استحکام ذهنی، انسجام و اعتماد به یکدیگر و مسئولین، گوش به فرمان رهبری، و مراقبت از تکرار ناخواسته صدای دشمن در داخل است. شکست‌های پیشین آمریکا مقدمه جسارت قدرت‌هایی چون چین شد، اما این بار با قوت در میدان و ذهن، صبح پیروزی طلوع خواهد کرد. این پیروزی به نام مردمی رقم می‌خورد که امروز نماد مقاومت‌اند.

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha