به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ انتشار گزارش «بهروزرسانی توسعه افغانستان» توسط بانک جهانی، پرده از یک تناقض ساختاری بزرگ در حکومت طالبان برداشته است.
بر اساس این ارزیابی، اقتصاد افغانستان تحت حاکمیت فعلی با وجود کاهش کمکهای خارجی و انسداد مرزها، رشد واقعی ۴.۸ درصدی را ثبت کرده است؛ اما این رشد نه حاصل سرمایهگذاریهای زیربنایی، بلکه ناشی از شوک تقاضای مصرفی پس از بازگشت اجباری و سیلآسای ۳.۷ میلیون پناهجو از کشورهای همسایه است.
این هجوم جمعیت، عملاً با سرریز کردن تقاضا به بازار، تولید ناخالص داخلی سرانه را ۵.۶ درصد کاهش داده و با سوق دادن یکسوم مردم به سمت فقر مطلق و گرسنگی، تورم را به مرز بیسابقه ۷.۶ درصد رسانده است تا نشان دهد که چگونه تودههای مردم در حال پرداخت هزینه سنگین این «رشد حبابی» هستند.
در این میان، طالبان با افتخار از افزایش درآمدهای داخلی خود به ۱۹.۸ درصدِ تولید ناخالص داخلی از طریق نظام سختگیرانه مالیاتی دم میزنند؛ سیاستی که به قیمت فشردن گلوی بخش خصوصی نیمهجان و سلب قدرت خرید از مردمی تمام شده که برای بقای خود، چشم به حوالههای ارزی ارسالی از خارج از کشور دوختهاند.
وابستگی شدید معیشتی به این حوالهها، دقیقاً همان نقطهای است که اقتصاد شکننده را به بحران عمیق امنیتی کابل گره میزند.
فاجعه اخیر در «سرای شهزاده» کابل—بزرگترین بازار ارز کشور—که منجر به کشته شدن غیرنظامیانی چون «فرحناز»، همسر خلبان پیشین ارتش شد که تنها برای دریافت حواله معیشتی خانوادهاش به صرافی رفته بود، به وضوح نشان داد که حتی شاهرگهای حیاتی اقتصاد وابسته به حواله در پایتخت نیز از گزند ناامنی و شلیکهای هدفمند مصون نیستند.
این گرسنگی سراسری و نبود امنیت فیزیکی در مراکز مبادلات ارزی، دقیقاً همان متغیرهایی هستند که نگرانیهای کرملین را به بالاترین حد خود رساندهاند.
تحلیلگران ارشد روسیه پیش از این هشدار داده بودند که «فقر سیستماتیک» در افغانستان، سوخت اصلی ماشین یارگیری گروههای تندرو بهویژه داعش خراسان است.
با وجود حضور حدود ۲۳ هزار جنگجوی خارجی در خاک افغانستان و تشکیل هستههای خفته در مرزهای شمالی، تلاش طالبان برای انکار تهدیدهای فرامرزی و چنگ زدن به آمارهای اقتصادی بیحاصل، بیشتر به یک بازی فرار به جلو شبیه است.
مسکو با درک این موضوع که گرسنگی لشکری از سربازان آماده را برای گروههای تروریستی فراهم میکند، مسیر تجارت ۵۰۰ میلیون دلاری با طالبان را در پیش گرفته تا شاید از فروپاشی کامل این ساختار جلوگیری کند؛ اما واقعیت کف خیابانهای کابل و صفهای طولانی مردم گرسنه در برابر صرافیهای ناامن نشان میدهد که تا زمان سقوط این اقتصاد کاغذی و امنیتی پوشالی، فاصلهای به باریکی یک ماشه باقی نمانده است.
..............
پایان پیام/
نظر شما