۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۲
یادداشت | آیا جامعه علوی، دچار آگاهی جهانی واژگونه است؟

این یادداشت با تمرکز بر دوئیت‌های هویتی، سیاست‌های آسیمیلاسیون و گسست‌های تاریخی، بر ضرورت بازآفرینی شاکله هویتی علویان و شکل‌گیری آگاهی راستین برای عبور از فلج فکری، پراکندگی اجتماعی و سلطه روایت‌های متعارض تأکید می‌کند

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر حسن صادقیان استاد دانشگاه تهران و مدیر میز ترکیه اندیشکده زاویه، در یادداشتی با عنوان «آیا جامعه علوی، دچار آگاهی جهانی واژگونه است؟» با تمرکز بر دوئیت‌های هویتی، سیاست‌های آسیمیلاسیون و گسست‌های تاریخی، بر ضرورت بازآفرینی شاکله هویتی علویان و شکل‌گیری آگاهی راستین برای عبور از فلج فکری، پراکندگی اجتماعی و سلطه روایت‌های متعارض تأکید می‌کند.

متن کامل این یادداشت را در ادامه بخوانید:

سخن گفتن در مورد ماهیت جامعه علوی و علوی‌گری امری سهل و ممتنع است؛ چرا که امروز این جامعه با ساختاری هویتی روبرو است که در مورد گذشته و حتی هویت خود با خود در تضاد است، ساختاری که بعضا تمام ارزش‌های خود را بی‌ارزش می‌داند، با تضعیف روزافزون اعتبار در نزد جامعه مواجه است، و شاهد تضاد و دوئیت ذهنیتی میراث دیروز و امروز خویش است. فرجام این وضعیت این است که این جامعه نمی‌تواند نه «آینده‌ای سنتی و منحصر به فرد» و نه «ساختاری که با پویایی خود عمل کند» را ایجاد کند و با خرد کردن هر آنچه مربوط به علوی‌گری و علویان از ازل تا ابد، از دوران باستان تا پسامدرن است؛ باعث نوعی فلج فکری، فلج کردن خاطرات؛ و جداسازی/تجزیه فزاینده علویان از نظر قومیت، حقایق اجتماعی و تاریخی، اقتصاد، زبان و به طور خلاصه، آگاهی و حافظه جمعی می‌شود؛ طوری‌که بخش مهمی از جامعه علوی اکنون به طور جدی دچار بحران هویتی شده‌اند.

حال سؤال اصلی که به ذهن متبادر می‌شود این است:

آیا بحران هویتی علویان محصول آگاهی جهانی واژگونه است که محصول یک جهان واژگونه می‌باشد؟

در این مقاله با تاثیرپذیری از نظر مارکس که می‌گوید “انتقاد از دین باید انتقاد از جامعه‌ای باشد که دین (انحرافی) را ایجاد می‌کند “به این باور تأکید می‌شود که بحران هویتی حال حاضر جامعه علوی و علوی‌گری، محصول یک جهان واژگونه طولانی از قرون ۱۳ تاکنون است که یک آگاهی جهانی واژگونه را خلق کرده است.

علاوه بر این، در حین این خلق و آفرینش، خطوط گسل جدید و عمیقی در حافظه و آگاهی جمعی جامعه علوی باز و تعمیق می‌شنود. طرفه آن است که در این آفرینش واژگونه، ماهیت هویتی علوی‌گری همان خودآگاهی انسانی است که یا هنوز خودش را پیدا نکرده و یا دوباره خودش را گم کرده است و در واقع انسان علوی، محصول همان جهان دولت و جامعه خویش است. همین دولت و جامعه است که دین را به‌صورت یک آگاهی جهانی واژگونه ایجاد می‌کند، زیرا خود دولت و جامعه، جهانی واژگونه‌اند.

به عنوان مثال، در خصوص هویت علوی‌گری دوئیت‌های متعددی از جانب دولت و جامعه همواره برساخته و تکرار می‌شوند:

آیا هویت علوی و علوی‌گری “اصیل” است یا “غیر/ دگر”؛ “دین” است یا “مذهب”؛ “فرهنگ” است یا “جهان‌بینی یا ایدولوژی”؛ “شیعه” است یا “زرتشتی”؛ “ترک” است یا “کرد”، “خراسانی” است یا “آناتولیایی” و غیره.

به نظر می‌رسد این فرضیه جدی است که در طول قرون گذشته هویت علوی عامدانه تحت تأثیر سیاست‌های آسیمیلاسیون دولت و جامعه بوده و دچار آگاهی جهانی واژگونه است و برای رهایی از این بحران نیازمند بازآفرینی شاکله‌های هویتی خویش و خلق آگاهی جهانی راستین است.

به عنوان مثال، امید است امروزه که دایره‌المعارف‌های علوی-بکتاشی که در حال نگارش هستند این وضعیت و دوئیت‌ها را حل و فصل کنند، اما شواهد و قرائن آن است که متأسفانه هر دیدگاه دایره‌المعارف‌ها و دایره‌المعارف‌نویس‌ها (نویسندگان) خود را پیش می‌برند.

طوری‌که اخیراً، اغلب با نظرات سطح پایین، زبان عامیانه و یادداشت‌های بی‌معنی در مقالات و یادداشت‌های منتشر شده در محیط مجازی در مورد علوی‌گری و علویان و حتی جنبه‌های مقدس این عقیده مواجه می‌شویم. از این منظر، می‌توان این وضعیت را به عنوان هرج و مرج کامل تعریف و تفسیر کرد.

معهذا، فراتر از تلاش برای برتری بر یکدیگر، کسانی که از نظر فکری به علوی‌گری و علویان و حتی جنبه‌های مقدس ایمان آنها کمک می‌کنند، نقش مهمی در معنادارتر و پربارتر کردن بحث دارند. بنابراین، استفاده صحیح از منابع انسانی کمیاب – یک دارایی ارزشمند برای تفکر، بحث، تولید و توسعه خرد جمعی در مورد علوی‌گری و علویان و حتی جنبه‌های مقدس ایمان آنها – باید نقطه شروع باشد.

برای ادامه بحث و مشارکت در این زمینه:

اولاً، لازم است اصول اساسی برای آینده علوی‌گری و علویان تعیین شود.

ثانیاً، در تعیین این اصول اساسی، ضروری است که “به یادگیری طوطی‌وار پایان داده شود”، “تکرار شعارها به جای تولید فکری متوقف شود” و “از نگاه به اقدامات گذشته و آینده به عنوان وسیله‌ای برای دستیابی به موقعیت‌های خاص” اجتناب شود.

ثالثاً، در حالی که همه این کارها انجام می‌شود، مواضع شخصی نباید عامل تعیین‌کننده باشد؛ بلکه باید حس مسئولیت تاریخی نسبت به آینده جنبش علوی باشد.

رابعاً، در این فرآیند، دانش انباشته‌شده قبلی – سمپوزیوم‌ها، کارگاه‌ها، کنگره‌ها، جلسات، پنل‌ها و بحث‌های گذشته – باید دوباره گزارش شوند و نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای علوی‌گری و علویان مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار گیرند و با تعیین اهداف استراتژیک، برنامه‌ریزی انجام شود.

بنابراین، قبل از تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، لازم است به سؤالات اساسی پاسخ داده شود تا نقاط قوت با فرصت‌ها مطابقت داده شوند، نقاط ضعف بهبود یابند و اقدامات احتیاطی در برابر تهدیدات احتمالی انجام شود:

  • «علوی‌گری در چه زمینه‌هایی/حوزه‌هایی از سایر باورها بهتر/متفاوت است؟ منابع آن در این زمینه چیست؟» [نقاط قوت/داخلی]
  • «در چه زمینه‌هایی کاستی وجود دارد؟ چه چیزی باید بهبود یابد؟» [نقاط ضعف/داخلی]
  • «چه نوع شکاف‌هایی در این زمینه وجود دارد که هنوز به طور کامل ارزیابی نشده‌اند؟ کدام روندها، جنبش‌های مد یا رفتارهای جمعی که در یک دوره زمانی خاص در علوی‌گری و علویان گسترده و محبوب شده‌اند، می‌توانند مفید باشند؟» [فرصت‌ها/خارجی]
  • «سایر ادیان چه می‌کنند؟ خطرات اقتصادی، فناوری یا حقوقی در حوزه ایمان چیست؟» [تهدیدها/خارجی].

خامساً، برای درک کامل و واضح آنچه در مورد علوی‌گری و علویان اتفاق افتاده است، سؤالات مهم دیگری که باید به آنها پاسخ داده شود عبارتند از: «علوی‌گری چیست؟»، (چه) «علوی‌ها کجا زندگی می‌کنند؟»، (کجا) «علوی‌گری و علویان چه مدت وجود داشته‌اند؟»، (چه زمانی) «رویدادهای مربوط به علوی‌گری و علویان چگونه توسعه/رخ داده‌اند؟»، (چگونه) «چرا کارهایی برای علوی‌گری و علویان انجام شد و چرا اتفاق افتادند؟»، (چرا/به چه دلیلی) «چه کسی برای علوی‌گری و علویان چه کاری انجام داد یا علوی‌گری و علویان چگونه تحت تأثیر این امر قرار گرفتند؟» (چه کسی).

اینکه باید “جامعه علوی از آگاهی جهانی واژگونه رهایی یابد” امری بی‌تردید و بی‌چون و چرا است؛ اما در خصوص چرایی و چگونگی آن باید انقلاب فکری و عملی صورت گیرد؛ انقلاب فکری برای گذار از دوئیت‌ها و اختلافات و دستیابی به هویت مشترک و انقلاب عملی برای رهایی از سلطه جهان واژگونه. معهذا، برای آن روز فاصله بسیار است.

..........

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha