۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۳
نامه‌های نهج‌البلاغه ۳۸؛ ویژگی‌های یک رهبر انقلابی

تمجید امام علی(ع) از حرکت‌های انقلابی و زحماتی که اهالی مصر برای تحقق حق و عدالت برپا کرده‌اند و انتصاب مالک اشتر به فرمانداری این منطقه انقلابی، همراه با بیان اوصاف این رهبر جدید، می‌تواند نشانگر برخی از ویژگی‌های یک رهبر انقلابی برای جامعه انقلابی باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ اگرچه نامه ۵۳ به‌عنوان عهدنامه امیرالمومنین (ع) با مالک اشتر مشهورترین نامه نهج‌البلاغه است، ولی در بخش‌های دیگر این کتاب نیز می‌توان مطالبی در مورد مالک اشتر یافت، به‌عنوان نمونه در نامه ۱۳ در موضوع انتصاب ایشان به فرماندهی لشکر، همچنین حکمت ۴۳۳ در مدح مالک اشتر و نامه ۳۸ در توصیف ویژگی‌های ایشان هنگام انتصاب به حکومت مصر است و البته نامه ۶۲ نیز نامه امیرالمومنین(ع) به اهالی مصر است که توسط آن حضرت ارسال شده و در آن سخنی درباره ویژگی‌های مالک نمی‌توان یافت.

اما آنچه نامه ۳۸ را در میان این نوشته‌ها متمایز کرده آن است که حضرت اوصافی را برای «مالک اشتر» بیان کرده که می‌توان آن را ویژگی‌های یک رهبر انقلابی دانست، حضرت در ابتدای این نامه اوصافی را برای مردم مصر بیان کرده‌اند که نه صرفا یک گزارش تاریخی برای شناخت مردم مصر در آن زمان، بلکه توصیف هر ملتی است که برای «تحقق عدالت و مبارزه با باطل» اقدام کرده‌اند. حضرت این ملت و مردم را اینگونه معرفی کرده‌اند:

«مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ  أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ غَضِبُوا لِلَّهِ حِینَ عُصِیَ فِی أَرْضِهِ وَ ذُهِبَ بِحَقِّهِ، فَضَرَبَ الْجَوْرُ سُرَادِقَهُ عَلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْمُقِیمِ وَ الظَّاعِنِ، فَلَا مَعْرُوفٌ یُسْتَرَاحُ إِلَیْهِ وَ لَا مُنْکَرٌ یُتَنَاهَی عَنْهُ. از بنده خدا علی امیر المؤمنین، به مردمی که برای خدا غضبناک شدند وقتی که خدا در زمینش معصیت شد و حق او از بین رفت، و ستم سراپرده خود را بر سر نیک و بد، و مقیم و مسافر زد، در نتیجه نه معروفی بود که در پناهش بیاسایند، و نه منکری که از آن باز داشته شود».

این اوصاف در هر زمانی، نمادی دارد و در این زمان می‌توان این ویژگی‌ها را در «استکبار جهانی» یافت پس هر امتی که در  این دوران برای خداوند غضب کنند تا از معصیت خدا و استقرار ظلم و باطل جلوگیری شود و با مصداق آن یعنی «استکبار جهانی» مبارزه کند، مصداق این سخنان می‌توانند باشند.

امام علی(ع) در بخش دوم نامه اوصاف مالک اشتر را بیان می‌کنند:

«فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ، لَا یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا یَنْکُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ، وَ هُوَ مَالِکُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ. فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیمَا طَابَقَ الْحَقَّ، فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ، لَا کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةِ؛ فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا، فَإِنَّهُ لَا یُقْدِمُ وَ لَا یُحْجِمُ وَ لَا یُؤَخِّرُ وَ لَا یُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی، وَ قَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلَی نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّکُمْ. اما بعد، بنده‌ای از بندگان خدا را به سوی شما گسیل داشتم که هنگام جوّ وحشت نخوابد و ساعات هولناک از دشمنان نهراسد و عقب ننشیند، از آتش سوزان بر بدکاران سوزنده‌تر است، و او مالک بن حارث از قبیله مذحج است. سخنش را بشنوید و امرش را در آنچه مطابق حق است اطاعت نمایید که او شمشیری از شمشیرهای خداست که تیزیش کند نگردد و ضربتش بی‌اثر نشود، اگر شما را دستور به حرکت داد حرکت کنید، و اگر فرمان توقف داد باز ایستید، که او قدم بر نمی‌دارد و باز پس نمی‌نهد، و به تأخیر نمی‌اندازد و پیش نمی‌برد مگر به فرمان من. شما را در فرستادن او بر خود مقدّم داشتم چون او را خیرخواه شما، و نسبت به دشمنتان سرسخت‌تر یافتم».

براساس این اوصاف باید گفت که رهبر یک امت اسلامی و انقلابی، باید «عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ؛ باورمند به خداوند»، «لَا یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ، در لحظات خطر نمی‌خوابد (و هوشیار در برابر دشمنان است)» دارای شجاعت «لَا یَنْکُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ؛ در ساعات خطر از دشمنان نمی‌ترسد»، در مقابل دشمنان از آتش تیزتر و برنده‌تر باشد «أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ، شدیدتر از آتش در مقابل کفار و فجار» باشد. شخصی که دارای این اوصاف باشد، مومنی است که به اذن‌الله اقدام می‌کند و گام بر می‌دارد پس دست او یدالله و شمشیر او «سیف‌الله»، «فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ، لَا کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةِ؛ او شمشیری از شمشیرهای خداست، که تیزیش کند نگردد، و ضربتش بی‌اثر نشود» خیرخواهی برای دوستان و توانمندی در مقابل دشمنان «لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّکُمْ؛ خیرخواه شما و توانمند در مهار دشمنان» نیز از اوصاف دیگر این رهبر انقلابی است. «شَکِیمَتِهِ» به معنای افساری است که بر دهان اسب می‌گذراند تا او را بهتر رام کنند، بنابراین می‌توان گفت که در این واژه علاوه بر توانمندی، نوعی مدیریت و قدرت کنترل نیز نهفته است و به عبارت امروز، این شخص باید «مدیر و مدبر» نیز باشد.

روشن است که امت نیز در مقابل این راهبر و رهبر نیز دارای وظایفی است همانگونه که امام علی(ع) برای مردم مصر این وظایف را بیان می‌کنند، وظایفی که محور همه آن «اطاعت‌پذیری» است: «فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیمَا طَابَقَ الْحَقَّ؛ سخنش را بشنوید و امرش را در آنچه مطابق حق است اطاعت نمایید»، «فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا، فَإِنَّهُ لَا یُقْدِمُ وَ لَا یُحْجِمُ وَ لَا یُؤَخِّرُ وَ لَا یُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی؛ اگر شما را دستور به حرکت داد حرکت کنید، و اگر فرمان توقف داد باز ایستید، که او قدم بر نمی‌دارد و باز پس نمی‌نهد، و به تأخیر نمی‌اندازد و پیش نمی‌برد مگر به فرمان من.»

سید علی‌اصغر حسینی/ ابنا

..................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha