۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰
شکوه یک ملت، حسرت یک وداع

عاشقان و دلدادگان او همچون اقیانوسی بی‌کران بر سر و سینه می‌زدند و بی‌صبرانه در انتظار تشییع او مویه می‌کشیدند چرا که دوباره می‌خواستند با اظهار ارادت خود دشمنان را به یأس بیاندازند و عهد خود را با خلف صالح او تجدید کنند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب، «داود منافی‌پور» دبیر مجمع جهانی حضرت علی اصغر علیه السلام، یادداشتی به شرح زیر قلمی کرده است:

در این چند روز، ایران ما، جایگاه سؤالی بزرگ در جهان شده است.

میلیونها زن و مرد، پیر و جوان، سیاهپوش و گریه کنان چه می‌گویند؟

با اینکه ماه هاست در میان جنگی تحمیل شده هستند و در غم شهادت رهبر عزیزشان سوگوارند، هر شب پیروزمندانه در میادین بزرگ کشور، همدیگر را به الفت و وحدت می‌خوانند و با خشمی مقدس از این رهگذر، دشمن را ناامید، عصبانی و پشیمان ساخته اند.

جهان متعجب از ۲ چیز است:

۱_ غمی پر از خشم ولی صبور و پر متانت

۲_هیجانی مرموز و توأم از امید و استقامت

به طور معمول هر غمی در ذات خود، کسالتی دارد و هر جنگی در درون خود ترسی، اما به راستی رمزگشایی از این مردم سخت است...

نه کسالتی می بینی و نه ترسی به چشم می آید.

نزدیک به پنجاه سال است که تمامت خواهان و زورگویان جهان، با دروغ پردازی و تخریبگری، تهمت زنی و شُبهه افکنی، در اوج بی مروّتی، وارونه نمایی می کنند و عزم آن دارند که این ملت مبعوث شده را به زانو در بیاورند اما هر بار در اولین قدم نه نشانی از ترس می‌بینند و نه آیتی از کسالت...

قدرتی مرموز که ساحت استقامتشان را، پر از انگیزه و شوق کرده و ارتفاعِ شأنِ مقاومت در ایشان، کلاه از سر مستکبران عالم انداخته.

می‌گریند، ولی پر از شور و امید و هیجان هستند...

فریاد می‌کنند، اما پر از نجابت و صلابت و شجاعت هستند...

مسئولان نظامِ خود را در مواقع بحران و فشار، بسانِ کوهی ستبر پشتیبانند و ایشان را خردمندانه نصیحت به پایداری و مقاومت می‌کنند.

آری این مردم مبعوث که برای زمینه سازی ظهور برانگیخته شده اند، امّتی هستند که در کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، قوم سلمان نام گرفته اند... خدا را دوست دارند و خدا نیز ایشان را.

ولی افسوس و صد افسوس که این مردم برگزیده، در عزاداری برای تشییع رهبر شهید و محبوب خود ناکام ماندند...

در روز تشییعی که به واقع روز محشر می‌نمود، میلیون‌ها نفر از ارادتمندان آن رهبر فرزانه، از ساعاتی قبل از طلوع آفتاب خود را به وعده گاه نام برده در شرق تهران رساندند.

عاشقان و دلدادگان او همچون اقیانوسی بی‌کران بر سر و سینه می‌زدند و بی‌صبرانه در انتظار تشییع او مویه می‌کشیدند چرا که دوباره می‌خواستند با اظهار ارادت خود دشمنان را به یأس بیاندازند و عهد خود را با خلف صالح او تجدید کنند ...

در کشاکش این بی قراری، درحالیکه چشم ها ساعت ها جست و جو گر پیکر امامشان بودند، به یکباره و تصورناپذیر، با بد عهدی مسئول یا مسئولانی مواجه می‌شوند که به خاطر عدم برنامه‌ریزی درست، به فال بد رسیده و ترس وجودشان را گرفته که ممکن است مردم آسیب ببینند...

پس به فال بد خود، مردم را تشنه ی این وداع با مراد خویش رها کرده و به دلیل فرار از پاسخگویی احتمالی فردا، این موقعیت عظیم، این تظاهرات عشق را و این هیاهو را به باد فنا داده و فرصتی دست نایافتنی را سوزاندند...

و عجیب تر اینکه این سناریوی تلخ و غم انگیز و البته راحت طلبانه را، در تشییع مشهد مجدد تکرار کرده و داغی دیگر را به یادگار روی دل این مردم مصیبت دیده نهادند...

ما می‌توانستیم با تشییعی که در تهران بیش از ۲۰ میلیون جمعیت داشت ،حماسه ای بس بزرگ تر، بسان حماسه ی عظیم تشییع در نجف و کربلا داشته باشیم و شور شیدای خود را همچون پتکی برسر یاوه گویان بکوبیم و عشق و ارادت خود را به رخ مستکبران عالم بکشیم...

ولی شما این آرزوی دست یافتنی را در گلوی مردم عاشق عقده کردید و این همان جبران ناپذیری بزرگ است...

و در آخر این نوشتارِ عقده‌گشا بودم که با خبر شدم، نوه ی حضرت آقا چنان حضرت علی اصغر که در کنار سیّد الشهداء دفن شدند،

در کنار پدربزرگش آرام گرفته است و دل چه بی اختیار با این خبر به کربلا می رود...

کربلایی که شیر خوار حسین تا همیشه، پرچم مظلومیت و سند حقانیت آن است...

و وای بر آنان که این مردم مبعوث شده را محروم کردند از عزاداری برای این رهبر و طفل شهیدش...

پروردگارا بحق طفل شیرخوار حسین علیه‌السلام، این ملتِ مبعوث را تا ظهور، بر عهد ولایت، استوار و سرافراز بدار.

............................
پایان پیام/ 167

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha