۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰
چرا امام حسن مجتبی(ع) با معویه صلح کرد؟

با توجه به روایات و نقل های تاریخی پس از صلح امام حسن علیه السلام علل مختلفی را می توان برای صلح آن حضرت با معاویه برشمرد که از مهمترین آنها می توان به تکلیف الهی، حفاظت از کیان اسلام، مصلحت عمومی جامعه مسلمین، حفظ جان شیعیان و حمایت های ضعیف مردمی و خیانت سرداران و خواص اشاره کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ  هفتم ماه صفر مصادف با شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام دومین امام شیعیان و فرزند ارشد حضرت علی علیه السلام است که دوران امامت ده ساله حضرت به یکی از صفحات پر فراز و نشیب تاریخ اهل بیت(ع) تبدیل شده است.

یکی از مسائلی که همواره در طول تاریخ مورد بررسی متفکرین واقع شده است بحث صلح امام حسن علیه السلام با معاویه و قیاس آن با قیام سیدالشهدا(ع) در برابر یزید است.

برای صلح امام حسن علیه السلام دلایل مختلفی وجود داشته که نیازمند بررسی زوایای مختلف بدون تعصب است چراکه بدون در نظر گرفتن جهات مختلف این امکان وجود دارد که انسان به امام معصوم نسبت های ناروا بدهد کما اینکه در زمان صلح عده‌ای از اصحاب، حضرت را «مذل المؤمنین» خطاب می کردند.

۱. عمل به تکلیف الهی

عده ای از مورخین و متفکرین بر این قائل هستند که صلح امام حسن علیه‌السلام در راستای عمل به تکلیف الهی و انجام وظیفه‌ای بوده است که از سوی خداوند بر عهده امام جامعه گذاشته شده است به همین خاطر هر امام معصومی در دوران امامت خود وظیفه ای را بر عهده دارد و هیچ تکلیفی خارج از این وظیفه بر عهده ندارد چرا که امام معصوم حجت خداوند بوده و تمام گفتار و کردارش و تصمیمات فردی و اجتماعی که می گیرد تماما در راستای دستورات الهی است اگر چه ممکن است عقول ناقص بشری نتواند آن را درک نماید که در این خصوص مصادیق بسیار زیادی در تاریخ خاندان عصمت و طهارت و همچنین تاریخ انبیای الهی وجود دارد.

شیخ صدوق(ره)در کتاب علل الشرایع به سند خود از ابی سعید عقیصا روایت کرده که وقتی به نزد امام حسن(ع)رفت و به آن حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا چرا با اینکه می دانستی حق با شماست با معاویه گمراه و ستمگر صلح کردی؟ حضرت فرمودند «ای ابا سعید آیا من حجت خدای تعالی بر خلق او و امام و رهبر آنها پس از پدرم(ع) نیستم؟ گفتم: چرا!فرمود: آیا من نیستم که رسول خدا(ص)درباره من و برادرم حسین فرمود: «حسن و حسین(ع)هر دو امام هستند، چه قیام کنند و چه قعود؟گفتم: چرا!

فرمود: پس من اکنون امام و رهبرم چه قیام کنم و چه نکنم. ای ابا سعید علت مصالحه من با معاویه همان علت مصالحه ای است که رسول خدا(ص)با بنی ضمرة و بنی اشجع و مردم مکه در بازگشت از حدیبیة کرد، ای ابا سعید وقتی من از جانب خدای تعالی امام هستم نمی توان مرا در کاری که کرده ام چه صلح و چه جنگ تخطئه کرد، اگر چه سرّ کاری که کرده ام برای دیگران روشن و آشکار نباشد.

آیا خضر را ندیدی که وقتی آن کشتی را سوراخ کرد، و آن پسر را کشت، و آن دیوار را بر پا داشت، کار او مورد اعتراض موسی(ع)قرار گرفت چون سرّ آن را نمی دانست، تا وقتی که علت را به او گفت راضی گشت و همین گونه است کار من که شما به خاطر اینکه سرّ کار ما را نمی دانید مرا هدف اعتراض قرار داده اید، در صورتی که اگر این کار را نمی کردم احدی از شیعیان ما بر روی زمین باقی نمی ماند، و همه را می کشتند.

نظیر همین علت در روایت دیگری نیز که طبرسی(ره)در احتجاج  از آن حضرت نقل کرده، آمده است.

۲. حفاظت از کیان اسلام

در فرهنگ خاندان عصمت و طهارت حفاظت و صیانت از کیان اسلام و احیای امر نبوی و علوی محوری‌ترین و نقطه ثقل و همان عنصر اصلی این مسئله است و تمامی امورات از قبیل تشکیل حکومت، قیام و صلح، جنگ و سکوت و… در سایه همین عنصر کلیدی شکل می‌گیرد.

اگر حفاظت از دین اسلام در سایه جنگ ایجاد شود آن حضرات جنگ می کنند و اگر در سایه صلح موقت صورت پذیرد اقدام به صلح می کنند حتی اگر این صلح منجر به زائل شدن حق مسلم شخصی آن ها شود. به همین خاطر برخی از مورخین قائل به این هستند اوضاع جامعه در زمان امام حسن علیه السلام به سمتی پیش رفته بود که ممکن بود جنگ منجر به از بین رفتن دین شود؛ چراکه از یک سو تبلیغات مسموم معاویه و متمایل شدن افکار عمومی به سمت معاویه و از سوی دیگر روحیه ضعیف و خیانت خواص جامعه معضلات مختلفی را در جامعه ایجاد کرده بود.

۳. مصلحت عمومی جامعه مسلمین

امام جامعه حجت خداوند بر روی زمین و حجت بالغه الهی بر مردمی است که در جامعه زندگی می کنند به همنی خاطر هر گاه امام معصوم بخواهد یک حرکت اجتماعی را شکل دهد و یا تصمیماتی را اخذ نماید هیچگاه مصلحت فردی و گروهی خود را فدای مصلحت عمومی جامعه نمی‌کند؛ به همین خاطر ممکن بود با جنگ با معاویه مصالح عمومی جامعه به خطر افتد و کشتار خونینی در جامعه روی دهد و نتیجه‌ای هم از این جنگ حاصل نشود به همین خاطر با در نظر گرفتن این مصلحت عمومی و دیگر دلایلی که وجود داشت اقدام به صلح نمودند.

لذا برخی از مورخین و متفرکین بر این باورند که صلح امام حسن علیه السلام زمینه ساز قیام سیدالشهدا(ع) شد.

۴. حفاظت از جان شیعیان حقیقی

همواره حفاظت از جان شیعیان حقیقی و پیروان وفادار و جان بر کف، دارای اهمیت ویژه ای در نزد ائمه معصومین بوده است؛ به همین خاطر بسیاری از شیعیان حقیقی در جنگ‌هایی مثل جمل، صفین و نهروان در رکاب حضرت علی علیه اسللام به شهادت رسیده بودند و عده کمی از آنها باقی مانده بودند و ممکن بود با ادامه جنگ با معاویه این عده نیز به شهادت برسند که در این صورت ضربات جبران ناپذیری بر پیکره شیعیان وارد می شد و در صورت پیروزی معاویه احدی از شیعیان باقی نمی ماند. به همین خاطر امام حسن علیه السلام با صلح توانستند جان شیعیان را حفظ نمایند که اگر هم در آینده بخواهند حرکتی داشته باشند جریان تاثیرگزاری را در جامعه ایجاد کنند که فرمایشات نورانی امام حسن علیه السلام در خصوص صلح موید و گواه بر این مطلب نیز است.

۵. حمایت‌های ضعیف مردمی و خیانت سرداران و خواص

هر حکومتی برای تشکیل، گسترش و تقویت بنیان‌های خود نیاز به پشتوانه‌های مردمی دارد و بدون حمایت‌های مردمی نمی‌توان دامنه حکومت و زیرساخت‌های آن را تقویت نمود؛ به همین خاطر از امام معصوم به عنوان امام امت یاد می شود لذا تا امتی قاطع، فداکار و شجاع وجود نداشته باشد امام جامعه عملا نمی‌تواند اقدامی انجام دهد.

در زمان امامت امام حسن مجتبی علیه السلام عموم جامعه آنگونه که باید ایشان را حمایت نکردند و از سوی دیگر خواص و سرداران نیز متأسفانه خیانت کردند و عملاً میدان مبارزه خالی از جنگاوران شد و عقبه لشگر که حمایت مردمی بود تضعیف شد و امام حسن علیه السلام مجبور به صلح شدند.

امروزه نیز در جنگ تحمیلی رمضان که از سوی ایادی استکبار بر جمهوری اسلامی تحمیل شد و همان ابتدا رهبر را به شهادت رساند ممکن بود جامعه دچار گسست شود اما امت مبعوث شده با تمام وجود در میادین حاضر شدند و تجمعات شبانه را شکل دادند و قریب به ۳۰ میلیون به عنوان جان فدا ثبت نام کرده و حمایت خود را از رزمندگان و فرماندهان نظامی اعلام کردند و نگذاشتند دشمنان به اهداف خود برسد.

.......................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha