به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به بررسی ابعاد شگرف جهاد تبیین و نبرد رسانهای حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پرداخته است. در این نوشتار میخوانیم که چگونه یک بانوی داغدار، در اوج اسارت، ماشین جنگ روانی و تبلیغاتی بنیامیه را از کار انداخت و با قدرت کلمات، مسیر تاریخ را به نفع حقیقت تغییر داد.
محمد حسین امین / نویسنده پژوهشگر دینی
امپراتوری دروغ و سانسور؛ ماشین جنگ روانی امویان
بنیامیه پیش از آنکه با شمشیر بر جهان اسلام حکومت کنند، با ابزار «رسانه» و «تبلیغات»، افکار عمومی را به بند کشیده بودند. معاویه سالها تلاش کرده بود تا شام را در یک بایکوت خبری و ایزوله کامل فکری نگه دارد؛ سرزمینی که در آن، حق و باطل با شاقول قدرت حاکم سنجیده میشد. یزید نیز با تکیه بر همین امپراتوری دروغ، گمان میکرد میتواند پس از جنایت هولناک روز عاشورا، با برچسب زدن به خاندان پیامبر(ص) و معرفی آنان به عنوان «خوارج» و «یاغیان»، پرونده این قیام را برای همیشه در تاریکخانه تحریف تاریخی دفن کند.
دستگاه تبلیغاتی یزید، بلافاصله پس از پایان نبرد فیزیکی، با تمام توان به کار افتاد تا «روایت اول» را به نفع خود بسازد. در کوچهها و بازارهای کوفه و شام، بوقهای تبلیغاتی حاکمیت جار میزدند که خلیفهی وقت، گروهی آشوبگر و برهمزننده امنیت ملی را سرکوب کرده و اکنون زمان جشن و پایکوبی است. این یک جنگ شناختی و ادراکیِ تمامعیار بود؛ نبردی که در آن، هدف تنها بریدن سرها نبود، بلکه ترور شخصیت، وارونهسازی واقعیت و دفن حقیقت در زیر خروارها خاکسترِ تزویر، مأموریت اصلی امویان به شمار میرفت.
در چنین فضای غبارآلود و خفقانآوری، اگر هیچ صدای رسایی به گوش نمیرسید، خون سیدالشهدا(ع) در همان بیابانهای تفتیده خشک میشد و آیندگان، حسین بن علی(ع) را نه یک مصلح بیدارگر، بلکه یک شورشیِ شکستخورده میپنداشتند. اما خداوند اراده کرده بود که پرچمداران نور، پردههای ظلمت را بدرند؛ و در این میان، رسالت سنگینِ ابلاغ پیام و در هم شکستن این محاصره رسانهای، بر دوش کوه استوار کربلا، یعنی زینب کبری (سلام الله علیها) قرار گرفت. همانگونه که قرآن کریم در توصیف چنین قامتهای استواری میفرماید: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» (آنان که پیامهای خدا را میرسانند و از او میترسند و از هیچکس جز خدا بیم ندارند)[۱].
خطبههای آتشین؛ شمشیر برنده در میدان کلمات
حضرت زینب(س)، با وجود کوهی از اندوه و داغهایی که هر یک برای از پا درآوردن یک انسان تنومند کافی بود، با قامتی افراشته به میدان آمد. او به خوبی میدانست که اکنون فرماندهی این جبهه به او سپرده شده و سلاح او، کلمات نافذ و شجاعت حیدری اوست. وقتی کاروان اسیران وارد کوفه شد، هیاهوی جمعیت و طبلهای شادی گوش فلک را کر میکرد، اما عقیله بنیهاشم با یک اشاره، چنان سکوت مرگباری بر آن جمعیتِ مسخشده حاکم کرد که گویی نفسها در سینهها حبس شد. این نخستین ضربه شست یک «رسانه الهی» بود که کنترل افکار عمومی را در کسری از ثانیه از دست حاکمیت خارج میکرد.
در مجلس عبیدالله بن زیاد، جنگ رسانهای به نقطه جوش خود رسید. ابن زیاد، مغرور از پیروزی ظاهری، کوشید تا با کلمات نیشدار، روحیه بانوی کربلا را در هم بشکند و این جنایت را به خواست خدا نسبت دهد تا از خود سلب مسئولیت کند. او با طعنه و غرور پرسید: «کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیکِ وَ أَهْلِ بَیْتِکِ؟» (کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟). اما پاسخ زینب(س)، یک شاهکار بینظیر در تاریخ عملیات روانی و اوج زیباییشناسیِ عرفانی بود: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا...» (من جز زیبایی چیزی ندیدم)[۲]. این جمله کوتاه اما به غایت عمیق، تمام معادلات و بافتههای دستگاه پروپاگاندای یزید را در یک لحظه پودر کرد و به هوا فرستاد.
در شام و در کاخ سبز یزید، این نبرد به اوج قله خود رسید. زینب کبری(س) در میان اشراف، درباریان و سفرای خارجی، چنان خطبهای خواند که پایههای تخت سلطنت یزید به لرزه افتاد. او با صلابتی که یادآور خطبههای امیرالمؤمنین(ع) بود، حاکم مستبد را تحقیر کرد و فرمود: «فَکِدْ کَیْدَکَ وَ اسْعَ سَعْیَکَ وَ نَاصِبْ جُهْدَکَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا» (پس هر حقهای که داری بزن، هر تلاشی که میتوانی بکن و تمام توانت را به کار گیر؛ اما به خدا سوگند نمیتوانی یاد ما را محو کنی و وحی ما را بمیرانی)[۳]. این جملات، تنها یک رجزخوانی ساده نبود، بلکه یک اعلام پیروزیِ قطعی در قلب جنگ روایتها بود که تاریخ، درستی آن را تا به امروز گواهی میدهد.
روایتگریِ صادقانه؛ تنها راه حفظ حقیقت در برابر تحریف
درس بزرگ عقیله بنیهاشم برای انسانِ امروز، درک اهمیت و جایگاه حیاتیِ «روایتگریِ صحیح و بههنگام» است. در دنیای پیچیده و مدرن امروز که امپراتوریهای رسانهای با بمباران اطلاعاتی، جای جلاد و شهید را به سادگی عوض میکنند، این رسالتِ زینبی است که میتواند نجاتبخش جامعه باشد. اگر ما در بازگو کردن حقایق و ارزشهای اصیل خود کوتاهی کنیم، دیگران تاریخ ما را آنگونه که خود میخواهند و با تحریفهای زهرآگین، برای فرزندانمان روایت خواهند کرد.
زینب(س) با رفتار خود به ما آموخت که در برابر جریانهای باطل و ماشینهای شایعهسازی، هرگز نباید منفعل بود. او با دستهای بسته و در اوج مظلومیت، فاتحِ بلامنازعِ جنگ شناختی شد؛ زیرا مسلح به سلاحِ «یقین»، «آگاهی به زمانه» و «بیان صادقانه و مستدل» بود. دستگاه یزید میلیاردها درهم خرج کرده بود تا نام حسین(ع) را در صحرای کربلا چال کند، اما روایتگری هوشمندانه و شجاعانه بانوی دمشق، کربلا را به مبدأیی برای تمام حرکتهای آزادیخواهانه جهان تا روز قیامت تبدیل کرد و ثابت نمود که قدرت کلمه حق، از لبه هر شمشیری برندهتر است.
امروز، رسالت هر مسلمانِ آگاه و دغدغهمند، اقتدا به این بانوی عظیمالشأن در میدان «جهاد تبیین» است. ما باید با زبانی گیرا، منطقی، زیبا و به دور از پیچیدگیهای خستهکننده، زیباییهای دین و مکتب اهلبیت(ع) را به جهان مخابره کنیم. اگر قلبها را با حقیقت ناب و منطقِ زیبای حسینی گره بزنیم، هیچ موج دروغینی نخواهد توانست کشتی نجاتبخش این مکتب را از مسیر خود منحرف سازد؛ و این همان وعده تخلفناپذیر الهی است که حق، ماندگار و ریشهدار است و باطل، کفی روی آب که به زودی محو خواهد شد.
پینوشتها و منابع:
[۱]. قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۳۹.
[۲]. سید بن طاووس، علی بن موسی؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران: نشر جهان، ۱۳۴۸ ش، ص ۱۶۰. (این عبارت معروف در محاجه با ابن زیاد در کوفه بیان شده است).
[۳]. طبرسی، احمد بن علی؛ الإحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد: نشر مرتضی، ۱۴۰۳ ق، ج ۲، ص ۳۰۸. (فرازی از خطبه تاریخی حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید در شام).
نظر شما