به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ تردیدی نیست که پیادهروی اربعین اولاً یک سنتِ عراقی است. حضور میلیونی زائران از سراسر جهان، این پدیده را به یک آیین فراملی تبدیل کرده، اما این تغییرِ مقیاس، هرگز نباید باعث فراموشی مالکیت معنوی عراق بر این رویداد شود. هرگونه تلاش برای مدیریتِ از بالا یا تحمیل روایت توسط مهمانان، میتواند سرمایهی اجتماعی این حرکت عظیم را به چالش بکشد.
راهبرد هوشمندانه برای ایران، گذار از «مدیریت اربعین» به «مشارکت در اربعین» است. این مشارکت، به معنای پذیرش نقش تسهیلگر به جای بازیگر اصلی است که خود را در شعارها نیز نشان میدهد.
استعارهی «مشی» در قرآن میتواند الهامبخش سیاستگذاری ما در اربعین (مشایه) باشد. این یک ایده اولیه است در تلاقی مشی و مشایه. قرآن در آیه ۳۷ سوره اسراء میفرماید: «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً»؛ این استعاره میتواند در رفتار فردی توصیهکنندهی راهرفتن آرام و تأملگونه و غیرمَرَحی باشد و در سیاستگذاری اربعین، منعکننده از هر گونه راهبرد سریع و مَرَحی. بهعبارتی هرگونه تحمیل سرعتِ خود بر دیگری، و هرگونه عبور مغرورانه از مرزهای هویتی میزبان، در تضاد با روح «مشی قرآنی» است.
و برعکس، استعاره «انطلاق» برای فهم مواجهه غلط، کمککننده است. در سوره ص آیه ۶، خداوند، واکنش کفار در برابر دعوت پیامبر(ص) به توحید را اینگونه بیان میکند: «وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلی آلِهَتِکُمْ»؛ یعنی بعد از ناامیدی از تلاششان، با سرعت بیرون رفتند (انطلق). اما وقتی بیرون آمدند و خواستند میان خود همان مسیر وفاداری به خدایان خود را طی کنند به یکدیگر گفتند: «مشی کنید». یعنی مشی حرکت در مسیر با استمرار و استقامت است برای یک حرکت بادوام.
اربعین، مسیری است برای قدمزدن، نه دویدن؛ برای همراهی، نه پیشیگرفتن. برای مشی، نه انطلاق. استعارهی «مشی» در قرآن، ما را به آرامش در سیاستگذاری و تواضع ارتباطاتی دعوت میکند.
از زاویه جامعهشناسی نیز، بر اساس نظریهی هویت اجتماعی (تاجفل و ترنر)، هر گروهی برای مرزهای نمادین خود ارزش حیاتی قائل است. ورود یک قدرت بزرگ به حریم نمادها، هویت و شعارهای یک گروه دیگر یا میزبان، همواره با تهدید هویت مواجه میشود. عراق، با همهی تفاوتها و ضعفهایش در سیاستگذاری راهبردی اربعین، همچنان صاحبخانه در این ضیافتِ جهانی است.
اگر مهمانان قدرتمند مانند ایران، نشانههای میزبانی عراقی را نادیده بگیرند یا کمرنگ کنند، دو پیام مخرب به مخاطبان عراقی و جهانی ارسال میشود: نخست، اربعین در حال «ایرانیسازی» یا «تصاحب ژئوپلیتیکی» است. دوم، عراق، توانایی حفظ هویت خود را در این رویداد ندارد. هر دو پیام، به معنای نابودی قدرت نرم اربعین و تبدیل آن از یک پدیدهی وحدتآفرین به یک محور رقابت هویتی است.
اربعین، در صورتی به تحقق خونخواهی و تقویت جبههی مقاومت منجر خواهد شد که:
۱. مالکیت معنوی عراق بر این رویداد، حفظ و تقویت شود.
۲. الگوی تعامل، از «مدیریت» به «مشارکت» تغییر یابد.
۳. استعارهی قرآنی «مشی»، بهعنوانِ هشدارِ شتابزدگی و تکبرِ مدیریتی، سرمشق همهی کنشگران باشد.
۴. مرزهای هویتی میزبان، خط قرمز ارتباطات میانفرهنگی تلقی شود.
رمز ماندگاری ایران در این پدیدهی تمدنساز، پذیرش نقش محرک پنهان و تسهیلگر روایت عراق است، نه بازیگر اصلی. به عنوان مثال شعار و رویکرد اربعینیِ «عراق قوی و مقاوم»، هم هویت عراقی را لحاظ کرده، هم آرمان عراقی ست، هم یکی از مهمترین قطعات پازل جبهه مقاومت و نهایتاً خونخواهی ست. توجه به تفاوت سیاستهای اعلانی و اعمالی مهم است.
...............
پایان پیام/
نظر شما