۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۹
جنگ علیه ایران و انتخابات آمریکا؛ آیا وعده‌های ترامپ به آمریکایی‌ها دود شد؟

جنگ آمریکا علیه ایران در حالی به ماه هفتم نزدیک می‌شود که وعده‌های دونالد ترامپ برای یک پیروزی سریع و قاطع، جای خود را به مهلت‌های نامشخص و وعده‌های آینده داده است

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران وارد یک مرحله راهبردی بسیار حساس برای دولت آمریکا شده و هم‌زمان تغییر محسوسی در ادبیات کاخ سفید به چشم می‌خورد. به‌گونه‌ای که پس از ماه‌ها وعده دادن درباره پیروزی سریع و قاطع، زبان دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به سمت بازه‌های زمانی نامشخص و موعدهای به تعویق افتاده تغییر کرده است. موعدهایی که مستقیماً با انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا که قرار است اوایل نوامبر آینده برگزار شود، ارتباط دارند.

براساس گزارش پایگاه خبری «الجزیره نت»، این تغییر رویکرد در شرایطی رخ می‌دهد که وضعیت میدانی و منطقه‌ای پیچیده است. جنگ آمریکا علیه ایران در آستانه ورود به ماه هفتم قرار دارد، بدون آنکه پیروزی نظامی حاصل شده باشد. هم‌زمان، تنگه هرمز همچنان برای تردد کشتی‌ها بسته است و تهدیدهای دریایی در تنگه باب‌المندب گسترش یافته‌اند. از سوی دیگر، موج‌های تورمی و افزایش قیمت‌ها همچنان بودجه خانوارهای آمریکایی را تحت فشار قرار می‌دهد.

کارشناسان و سیاستمداران در واشنگتن در گفت‌وگو با پایگاه خبری الجزیره نت درباره ماهیت این تغییر رویکرد، دیدگاه‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند. یک جریان گسترده معتقد است این تأخیر بازتاب یک بن‌بست راهبردی است که آمریکا نتوانسته برتری نظامی خود را به نتیجه تبدیل کند و جنگ به یک فرسایش پرهزینه تبدیل شده است. وضعیتی که حزب جمهوری‌خواه آمریکا را به سمت یک شکست بزرگ در پای صندوق‌های رأی در این کشور، سوق می‌دهد.

در مقابل، جریان دیگری رفتار ترامپ را مانوری هوشمندانه می‌داند که بر ابزارهای خفه‌سازی تدریجی اقتصاد ایران، تکیه دارد و از ورود به یک باتلاق زمینی پیش از انتخابات آمریکا جلوگیری می‌کند. با این امید که پس از بسته شدن صندوق‌های رأی در آمریکا، جنگ علیه ایران برای دستیابی به نتیجه نهایی از سر گرفته شود.

شهروند آمریکایی میان تله انتخابات و گرانی زندگی

انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا به مهم‌ترین عامل در محاسبات دولت این کشور، تبدیل شده است. تصمیم‌گیرندگان آمریکایی اکنون با نوعی همه‌پرسی عمومی درباره هزینه‌های جنگ علیه ایران و پیامدهای اقتصادی آن یا میزان موفقیت این جنگ، روبه‌رو هستند.

وقتی سیاست خارجی آمریکا، مستقیماً جیب شهروندان این کشور و قیمت کالاها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیری افکار عمومی آمریکا و تعیین سرنوشت حزبی که اکثریت را در اختیار دارد تبدیل می‌شود.

از همین رو، «اسامه ابوارشید» نویسنده و پژوهشگر سیاسی مقیم واشنگتن، معضل پیش روی ترامپ را بررسی می‌کند. به گفته او، حزب جمهوری‌خواه آمریکا به دلیل جنگ علیه ایران و پیامدهای آن از جمله افزایش سریع تورم و کاهش قدرت خرید شهروندان آمریکایی با خطر یک شکست انتخاباتی سنگین مواجه است.

ابوارشید در گفت‌وگو با پایگاه خبری الجزیره نت می‌گوید برآوردها نشان می‌دهد ۳۷ درصد خانواده‌های آمریکایی هزینه‌های ماهانه خود را با استفاده از کارت‌های اعتباری پرداخت می‌کنند. یعنی بیش از یک‌سوم جامعه آمریکا برای تأمین نیازهای اساسی زندگی به استقراض روی آورده‌اند.

او می‌افزاید نظرسنجی‌ها اکنون احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان آمریکا و حتی احتمال از دست دادن سنا را نیز مطرح می‌کنند. وضعیتی که می‌تواند برنامه قانون‌گذاری ترامپ را فلج کرده و او را وارد کشمکش‌های فرسایشی با دموکرات‌ها بر سر بودجه و سیاست‌های عمومی کند.

ترامپ به دنبال خرید زمان تا انتخابات

در نتیجه این نگرانی‌ها، ترامپ تلاش می‌کند پایگاه سنتی خود را با وعده‌های خوش‌بینانه درباره کاهش قیمت‌ها پس از انتخابات دوباره بسیج کند.

ابوارشید این وعده‌ها را فاقد اعتبار واقعی می‌داند و معتقد است هدف اصلی آنها ایجاد امید در میان رأی‌دهندگان مردد و مستقلِ ناراضی و در نتیجه کاهش ابعاد شکست سیاسی احتمالی است.

این تحلیل با دیدگاه «مایکل هانا» مدیر برنامه آمریکا در گروه بین‌المللی بحران، هم‌خوانی دارد. او معتقد است ترامپ همواره تلاش کرده افکار عمومی و بازارها را با اظهاراتی هدایت کند که از واقعیت‌های نظامی و دیپلماتیک فاصله دارند.

به گفته هانا، جنگ علیه ایران به‌طور کامل فاقد محبوبیت شده و هزینه‌های اقتصادی آن فشار زیادی بر رأی‌دهندگان وارد کرده است.

او اضافه می‌کند که همین عوامل باعث شده رئیس‌جمهور آمریکا برای بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار بسیار محتاط باشد. زیرا از پیامدهای سیاسی آن هراس دارد. ترامپ در این شرایط روی ایجاد یک آرامش نسبی و موقت تا نوامبر آینده حساب کرده و هم‌زمان به دنبال ادامه فشار اقتصادی علیه ایران از طریق تحریم‌ها و درگیری‌های میدانی با شدت پایین است.

روایت متفاوت: ترامپ در حال اجرای یک مانور هوشمندانه است

در مقابل، «دیوید دی‌روش» مقام سابق وزارت دفاع آمریکا، بازه‌های زمانی نامشخصی را که ترامپ اعلام می‌کند بخشی از یک مانور هوشمندانه می‌داند.

او معتقد است تجربه ترامپ در آغاز جنگ، زمانی که برای دستیابی به نتیجه نهایی، دو هفته مهلت تعیین کرد اما به آن عمل نکرد، باعث شده رئیس‌جمهور آمریکا این بار از هرگونه جدول زمانی سخت و الزام‌آور دوری کند. جدولی که می‌توانست آزادی عمل او را محدود کرده و او را بابت عمل نکردن به وعده‌های زمانی با فشار سیاسی مواجه کند.

دی‌روش تأکید دارد که پایگاه جمهوری‌خواهان اساساً می‌خواهد تا حد امکان بحث درباره جنگ علیه ایران کاهش یابد تا هزینه‌های انتخاباتی آن کمتر شود.

به گفته او، ترامپ نیز برای همین منظور تلاش کرده اهمیت نبردها را کم‌رنگ جلوه دهد و بگوید که جنگ علیه ایران، او را آزار نمی‌دهد. وی در این زمینه تا حدی موفق بوده و توانسته اخبار مربوط به جنگ علیه ایران را از صدر رسانه‌های آمریکایی دور کند.

دی‌روش همچنین به موفقیت دولت آمریکا در مهار آثار تورمی جنگ اشاره می‌کند و ادعا می‌کند که قیمت بنزین چند دلار در هر گالن پایین‌تر از سطحی باقی مانده که هنگام بسته شدن تنگه هرمز پیش‌بینی می‌شد.

او همچنین به ثبات بازار وال‌استریت در سطوح بی‌سابقه اشاره می‌کند که به گفته او فرضیه‌های مربوط به فروپاشی مالی را رد کرده است.

معضل فرسایش و ناتوانی در دستیابی به پیروزی

اما سیاست آمریکا با معضل دیگری نیز روبه‌روست که فراتر از مسئله تأخیر و وعده‌هاست و به قلب چالش‌های میدانی مربوط می‌شود.

برتری هوایی آمریکا نتوانسته جنگی را که اکنون ابعادی منطقه‌ای و پیچیده پیدا کرده، به نتیجه برساند. حدود هفت ماه جنگ علیه ایران نشان داده است که حملات هوایی به نهایت ظرفیت خود رسیده‌اند، اما نتوانسته‌اند مقاومت تهران را درهم بشکنند.

اکنون واشنگتن با معضل حمله زمینی و هزینه‌های سنگین آن مواجه است.

«اسکات لوکاس» استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه بیرمنگام، این معضل میدانی را چنین توضیح می‌دهد که آمریکا قادر به تعیین تکلیف جنگ در زمین یا به دلیل نداشتن عمق نظامی لازم در میدان یا به دلیل تصمیم آگاهانه برای اجتناب از تشدید تنش با توجه به ابعاد فاجعه‌بار خطرات احتمالی، نیست. 

جنگ علیه ایران و انتخابات آمریکا؛ آیا وعده‌های ترامپ به آمریکایی‌ها دود شد؟

چرا واشنگتن وارد جنگ زمینی نمی‌شود؟

لوکاس در گفت‌وگو با پایگاه خبری الجزیره نت فاش می‌کند که اواخر مارس و اوایل آوریل گذشته در پنتاگون بحث‌های مهمی درباره امکان انتقال عملیات از حملات هوایی به عملیات زمینی از جمله عملیات علیه جزیره نفتی خارک، صورت گرفته است.

اما فرماندهی نظامی آمریکا به‌شدت درباره دشواری شکست نیروهای ایرانی در عملیات زمینی هشدار داده و اعلام کرده است که پاسخ موشکی ایران می‌تواند آن‌قدر گسترده باشد که ذخایر موشک‌های رهگیر دفاعی آمریکا برای مقابله با آن و حفاظت از پایگاه‌های حیاتی کافی نباشد.

اسامه ابوارشید نیز همین دیدگاه را مطرح می‌کند و می‌گوید مشکل آمریکا نبود ظرفیت نظامی مطلق نیست، بلکه نبود اراده ملی برای بسیج این ظرفیت‌هاست.

به گفته او، جنگ کنونی علیه ایران یک جنگ اختیاری است که مستقیماً موجودیت ملی آمریکا را تهدید نمی‌کند. ورود جدی به چنین جنگی مستلزم تبدیل اقتصاد آمریکا به اقتصاد جنگی و اختصاص دادن کارخانه‌های خودروسازی به تولید مهمات بود. اقدامی که ترامپ از نظر قانون اساسی و سیاسی اختیار انجام آن را ندارد.

این پژوهشگر سیاسی مقیم واشنگتن همچنین به گزارش‌های روزنامه نیویورک‌تایمز استناد می‌کند که بر اساس آنها ترامپ جنگ را با اتکا به تصورات واهی «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درباره یک پیروزی سریع و آسان آغاز کرد.

او تأکید می‌کند هرگونه بسیج نظامی گسترده برای حمله به ایران می‌تواند توان آمریکا را به‌شدت فرسوده کند و این کشور را از رقابت راهبردی با چین و روسیه خارج سازد.

با این حال، دی‌روش با این تحلیل مخالف است و معتقد است خودداری نظامی آمریکا مرحله‌ای موقت است که شرایط انتخاباتی آن را دیکته می‌کند.

از دیدگاه او، ترامپ ترجیح می‌دهد پیش از انتخابات محتاطانه عمل کند و بر دستاوردهای اقتصادی خود تمرکز داشته باشد تا از تشدید تنش جلوگیری کند، اما بلافاصله پس از پایان انتخابات دوباره وضعیت میدانی را ارزیابی کرده و جنگ علیه ایران را با شدت بیشتری از سر خواهد گرفت.

به گفته دی‌روش، ترامپ در آن زمان می‌تواند از فرسایش اقتصادی ایران بهره ببرد. فرسایشی که به گفته او در کاهش روزانه حدود ۱۰ درصدی ارزش ریال ایران در حال نمایان شدن است.

محاصره؛ فرسایش راهبردی یا سردرگمی سیاسی؟

در میان کارشناسان همچنان این پرسش محل اختلاف است که آیا واشنگتن در حال اجرای برنامه‌ای حساب‌شده برای فرسوده کردن تدریجی ایران است یا در مدیریت جنگی گرفتار شده که فاقد چشم‌انداز راهبردی و ابزارهای لازم برای دستیابی به پیروزی است.

دیوید دی‌روش معتقد است که سیاست ترامپ نشان‌دهنده سردرگمی در تصمیم‌گیری نیست، بلکه بر پایه اصول راهبرد کلان کلاسیک آمریکا استوار است. راهبردی که محاصره اقتصادی را هم‌زمان با فشار نظامی برای جلوگیری از پیشروی طرف مقابل به کار می‌گیرد.

او برای این دیدگاه به نمونه‌های تاریخی اشاره می‌کند. از محاصره ایالت‌های جنوبی آمریکا در جنگ داخلی برای جلوگیری از پیشروی آنها و فروپاشی اقتصادی‌شان تا محاصره دریایی امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول که با وجود تسلط ارتش آلمان بر مناطق گسترده‌ای از اروپا در نهایت به فروپاشی داخلی برلین کمک کرد.

او همچنین به محاصره ژاپن و محروم کردن این کشور از سوخت در جنگ جهانی دوم اشاره می‌کند.

این مقام سابق آمریکایی تأکید دارد که تشدید تحریم‌های اولیه و ثانویه علیه ایران، هسته اصلی این راهبرد انباشتی است.

از دیدگاه او، تفاوت میان سخنان ترامپ ــ که گاهی تهدید به جنگ می‌کند و گاهی بر اقتصاد تمرکز دارد ــ چیزی جز مدیریت هم‌زمان چند مسیر نیست و رئیس‌جمهور آمریکا بسته به شرایط روز، یکی از آنها را برجسته می‌کند.

در مقابل، اسکات لوکاس این رویکرد را رد می‌کند و معتقد است که دولت آمریکا اساساً فاقد یک تاکتیک و راهبرد منسجم برای پیوند دادن ابزارهای خود با اهداف نهایی است.

او سیاست کاخ سفید را زیر سؤال می‌برد. سیاستی که از مجازات چین، که همچنان به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد، پرهیز کرده است. از دیدگاه لوکاس، همین مسئله باعث ناقص ماندن محاصره اقتصادی ایران، شده است.

او تأکید می‌کند که ترامپ برای رأی‌دهندگان یک واقعیت جایگزین می‌سازد و مدعی کنترل تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. در حالی که واقعیت‌ها از ادامه بسته بودن تنگه هرمز حکایت دارند.

همچنین حملات یمنی‌ها به عربستان از جمله حمله به خط لوله «شرق ـ غرب» در عربستان سعودی، ادامه داشته است. موضوعی که به گفته لوکاس روایت مربوط به کنترل اوضاع را زیر سؤال برده و فقدان یک چشم‌انداز منسجم را نشان می‌دهد.

مایکل هانا نیز در گفت‌وگو با پایگاه خبری الجزیره نت نسبت به آنچه می‌توان معضل بازگشتی نامید هشدار می‌دهد.

به گفته او، هرچه فشار اقتصادی ظاهراً موفق‌تر باشد، انگیزه ایران برای شکستن این آرامش موقت نیز بیشتر می‌شود. زیرا تهران اهمیت تقویم سیاسی آمریکا را می‌داند و در صورت لزوم از ابزارهای مؤثر خود و تشدید تنش برای ضربه زدن به شانس جمهوری‌خواهان آمریکا در انتخابات پیش‌رو استفاده خواهد کرد.

خرید زمان و فرسایش اکثریت جمهوری‌خواهان

در شرایطی که چشم‌انداز پیروزی سریع از بین رفته، ترامپ برای تحریک رأی‌دهندگان آمریکایی به وعده‌های مالی بی‌سابقه روی آورده است. موضوعی که به تحلیلگران فرصت داده انگیزه‌های شخصی او و ارتباط آنها با منافع عالی کشور را بررسی کنند.

دی‌روش وعده ترامپ برای پرداخت ۵ هزار دلار به هر شهروند بزرگسال آمریکایی در صورت حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر هر دو مجلس کنگره را یک شرط‌بندی امن می‌داند.

اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان آمریکا بسیار شکننده است و تنها سه کرسی بیشتر از دموکرات‌ها دارند. در حالی که برآوردها و نظرسنجی‌ها از احتمال پیروزی دموکرات‌ها در دست‌کم ۱۰ کرسی حکایت دارد.

مقام سابق پنتاگون توضیح می‌دهد که ترامپ این مشوق را در شرایطی مطرح کرده که کاملاً آگاه است شروط لازم برای تحقق آن ممکن است فراهم نشود. در نتیجه، خود را از بار اجرای این وعده و بحران‌های مالی ساختاری ناشی از آن که می‌تواند سال‌ها جمهوری‌خواهان را تحت فشار قرار دهد، رها می‌کند.

دی‌روش در نهایت به این جمع‌بندی می‌رسد که ترامپ بیش از آنکه به حزب جمهوری‌خواه اهمیت دهد، به میراث شخصی خود اهمیت می‌دهد.

از همین رو، به گفته او، ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای جنگ علیه ایران را به‌عنوان یک مسئله مربوط به میراث شخصی‌اش ادامه خواهد داد و پیامدهای سیاسی آن را برای نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ جمهوری‌خواهان باقی خواهد گذاشت.

ترامپ زمان می‌خرد، اما راه خروجی ندارد

با این حال، این رویکرد پیامدهای سنگینی برای سیاست داخلی و خارجی آمریکا خواهد داشت.

ابوارشید هشدار می‌دهد که ترامپ در حال خریدن زمان است، بدون آنکه راه خروج واقعی در اختیار داشته باشد.

به گفته او، عقب‌نشینی بدون دستیابی به نتیجه در شرایطی که ایران همچنان کنترل هرمز را در دست دارد و تهدیدها در تنگه باب‌المندب ادامه دارد، نفوذ ایران در تجارت جهانی را تثبیت خواهد کرد.

در چنین شرایطی، ترامپ ممکن است به‌عنوان صاحب جنگ احمقانه در تاریخ ثبت شود. مشابه تعبیری که خود او پیش‌تر برای جنگ‌های رؤسای جمهور قبلی آمریکا در عراق و افغانستان به کار می‌برد.

اسکات لوکاس نیز در پایان تأکید می‌کند تصویری که ترامپ از قدرت آمریکا می‌خواهد ارائه دهد، در سطح منطقه‌ای آسیب دیده است.

به گفته او، پایتخت‌های کشورهای خلیج فارس به دلیل اینکه واشنگتن پس از آغاز جنگ علیه ایران، مأموریت خود را به پایان نرسانده، احساس سرخوردگی می‌کنند. این وضعیت آزادی تاریخی کشتیرانی بین‌المللی را تضعیف کرده و راه را برای پکن باز کرده است تا همکاری‌های منطقه‌ای خود را گسترش دهد و خلأ راهبردی ناشی از تردید آمریکا را پر کند.

جنگ ایران؛ مسئله‌ای که به بعد از انتخابات موکول شد

جمع‌بندی دیدگاه‌های مطرح‌شده نشان می‌دهد که تمدید مهلت‌ها از سوی دونالد ترامپ و پیوند دادن سرنوشت جنگ علیه ایران با انتخابات میان‌دوره‌ای بیش از آنکه نشانه یک راهبرد پیروزی باشد به تعویق انداختن اجباری یک بن‌بست تا بعد از صندوق‌های رأی است.

چه انتخابات به قدرت گرفتن دموکرات‌ها و فلج شدن دست دولت ترامپ، منجر شود و چه ترامپ را به سمت یک ماجراجویی نظامی شتاب‌زده برای نجات میراث شخصی‌اش سوق دهد، واقعیت این است که وعده‌های انتخاباتی نمی‌توانند جغرافیای دشوار ایران یا بحران کمبود موشک و مهمات را از میان ببرند.

هزینه فرسایش، کاهش قدرت بازدارندگی و ناتوانی در دستیابی به نتیجه نهایی، اکنون به صورت صورت‌حساب‌هایی درآمده‌اند که واشنگتن ناگزیر از پرداخت آنها خواهد بود. صورت‌حسابی که پس از فروکش کردن غبار انتخابات و آشکار شدن پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی جنگ علیه ایران، دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha