۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۳
آتش‌نشان؛ لباسی از جنس تعهد، قلبی از جنس ایثار

در لحظه‌ای که صدای انفجار، گوش شهر را کر می‌کند و دود و غبار، آسمان را می‌پوشاند، اولین غریزه‌ی هر انسانی «فرار» است. اما در میان این هرج‌ومرج، یک نفر به سمت مخالف می‌دود. نه به خاطر دستور، نه به خاطر پاداش؛ بلکه به خاطر ندایی که از عمق وجودش برمی‌خیزد. این ندا، همان تعهد قلبی است که یک آتش‌نشان با پوشیدن لباس زرد و سنگینش، آن را تا پای جان می‌پذیرد. و این «تا پای جان»، فقط یک شعار نیست؛ چرا که بسیاری از آنها واقعاً جانشان را در همین مسیر تقدیم کردند.

 خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در دو جنگ اخیر، آتش‌نشانان ثابت کردند که مرزهای وظیفه را نمی‌شناسند. وقتی دشمن جنایتکار بمب‌های خود را بر سر شهرهای بی‌دفاع می‌ریخت، اولین گروهی که در صحنه حاضر می‌شد، آتش‌نشانان بودند. آنها نه فقط در ساعات موظفی، بلکه خارج از شیفت کاری نیز پای کار ایستادند. خانه‌های ویران‌شده، آوارها، آتش‌های مهارنشدنی و پیکرهای زخمی هموطنانشان، صحنه‌ای بود که آنها هرگز پشت نمی‌کردند.

 اما این میدان، میدان بی‌بازگشتی هم بود. تعداد زیادی از این جوانان، در همین راه به شهادت رسیدند. آنها زیر بمباران، زیر آوار، و در میان دود و آتش، جان خود را فدا کردند تا جان دیگران را نجات دهند. آنها نه فقط امدادگر بودند، بلکه شهیدانی بودند که در سنگر انسانیت، تا آخرین نفس ایستادند.

 این جوانان، رشد یافته در دامان انقلاب، با حقوقی اندک اما با قلبی بزرگ، از خود مایه گذاشتند. حقوق کمشان هرگز باعث نشد که از کارشان کم بگذارند یا وجدانشان را زیر پا بگذارند. آنها ثابت کردند که «انسانیت» را نمی‌توان با عدد و رقم سنجید. در واقع، آتش‌نشان در جنگ، نه فقط یک امدادگر، بلکه یک سرباز گمنام صلح بود که در سنگر انسانیت ایستاد — و بسیاری از آنها در همین سنگر، جاودانه شدند.

 اگر بخواهیم نمادی برای اوج فداکاری آتش‌نشانان پیدا کنیم، بی‌شک حادثه پلاسکو یکی از درخشان‌ترین و در عین حال دردناک‌ترین آنهاست. در آن روزهای سرد، آتش‌نشانان با تمام وجود به دل آتش زدند. آنها می‌دانستند که ساختمان ممکن است هر لحظه فرو بریزد، اما نرفتند تا فقط یک ساختمان را نجات دهند؛ رفتند تا به ما یاد بدهند «انسان» یعنی چه.

 وقتی پلاسکو فرو ریخت، تعدادی از بهترین فرزندان این سرزمین زیر آوار ماندند. آنها رفتند، اما نامشان به نمادی از جاودانگی تبدیل شد. پلاسکو فقط یک ساختمان نبود؛ آینه‌ای بود که نشان داد آتش‌نشان ما، وقتی لباس می‌پوشد، دیگر به خودش فکر نمی‌کند. او به همنوعش فکر می‌کند، به هموطنش، به انسانی که در خطر است. و پلاسکو ثابت کرد که این فکر کردن، گاهی به قیمت جان تمام می‌شود — اما آنها این قیمت را با افتخار پرداختند.

 یک آتش‌نشان وقتی این لباس را به تن می‌کند، تعهدی قلبی و انسانی می‌دهد. این تعهد، نه در قراردادها نوشته شده و نه در آیین‌نامه‌ها گنجانده شده است. این تعهد از جنس عشق است؛ عشقی که او را وادار می‌کند با تمام وجود از هم‌نوع خودش حمایت کند و او را از خطر نجات دهد.

 آتش‌نشان کسی است که وقتی همه به عقب می‌دوند، او به جلو می‌دود. نه به خاطر دستور، بلکه به خاطر دل. او می‌داند که ممکن است دیگر برنگردد، اما این دانستن، هرگز او را متوقف نکرده است. او می‌داند که حقوقش کم است، اما این کم‌بودن، هرگز از ارزش کارش نکاسته است. او می‌داند که جانش در خطر است، اما این خطر، هرگز او را از میدان فراری نداده است. و تاریخ دو جنگ اخیر و پلاسکو، گواهی است بر اینکه بسیاری از آنها با همین تعهد، تا پای شهادت رفتند.

 آتش‌نشانان ما، جوانانی هستند که در دامان انقلاب رشد یافته‌اند. آنها یاد گرفته‌اند که «خدمت» فقط یک شغل نیست، یک عبادت است. آنها یاد گرفته‌اند که «ایثار» فقط یک کلمه نیست، یک سبک زندگی است. آنها یاد گرفته‌اند که «وطن» فقط خاک نیست، مردمی است که در آن زندگی می‌کنند.

 این جوانان، با حقوقی اندک اما با اراده‌ای پولادین، در دو جنگ اخیر ثابت کردند که هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از میدان به در کند. نه بمب، نه آتش، نه آوار، و نه حتی مرگ. آنها ثابت کردند که «وجدان» را نمی‌توان خرید، اما می‌توان آن را با جان تقدیم کرد. و بسیاری از آنها، این تقدیم را با شهادت خود به انجام رساندند.

 آتش‌نشان عزیز، تو فقط یک لباس قرمز و سنگین نمی‌پوشی. تو بال می‌پوشی. بال‌هایی که تو را از زمین جدا می‌کنند و به آسمان انسانیت می‌رسانند. تو وقتی به دل آتش می‌زنی، فقط یک ساختمان را نجات نمی‌دهی؛ تو امید را نجات می‌دهی. تو وقتی زیر آوار می‌مانی، فقط یک جان را از دست نمی‌دهی؛ تو به ما یاد می‌دهی که «انسان بودن» یعنی چه.

 امروز، روز توست. روزی که باید به تو بگوییم: «ما قدردانیم.» قدردان تک‌تک لحظاتی که برای ما جنگیدی، برای ما سوختی، و برای ما ایستادی. قدردان آن‌هایی که رفتند و آن‌هایی که ماندند. قدردان شهیدانی که در دو جنگ اخیر و در پلاسکو، جانشان را در راه نجات هموطنانشان فدا کردند.

 تو نه فقط یک آتش‌نشان، بلکه یک قهرمانی. قهرمانی که لباسش از جنس تعهد است و قلبش از جنس ایثار. و برخی از شما، قهرمانانی هستید که پرواز را به ما آموختید و خود، در آسمان جاودانگی ماندگار شدید.

 روزت مبارک، ای سرباز گمنام انسانیت. ای آتش‌نشانی که با آتش می‌جنگی تا ما در امان باشیم. ای بال‌داری که پرواز را به ما آموختی. و درود بر روح بلند آن‌هایی که در این راه، جاودانه شدند.

 به قلم: زهرا صالحی‌فر

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha