خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا | در نگرش اومانیستی و تلقی سکولار از دین، مناسک عبادی به حریم خصوصی، تجربهای فردی و نهایتاً آرامبخشی روانشناختی فروکاسته میشوند. اما بازخوانی پیام رهبر معظم انقلاب پیرامون اجلاس سراسری نماز، پرده از یک گسست معرفتی بنیادین با این دیدگاه برمیدارد. در این منظومه، نماز صرفاً یک «تکلیف شخصی» نیست؛ بلکه «نخستین نشانه، غایت و ثمرهی تمکّن مؤمنان بر پهنهی زمین» است: «اَلّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُم فی الأرضِ اَقاموا الصَّلاة». ورود مفهوم «مُکنت» و حاکمیت به دایرهی اقامهی صلات، نماز را از ساحت انزوای زاهدانه خارج کرده و آن را در کانون «فلسفهی تاریخ» و حرکت کاروان بشریت به سوی استقرار حکومت صالحان مینشاند. در نگاه رهبری معظم انقلاب، نماز زیربنای هستیشناختی قدرتی است که فاسد نمیشود؛ زیرا قدرت مادی هنگامی که بدون اتصال به مبدأ لایزال توزیع گردد، به استکبار و تباهی میانجامد، در حالی که تمکّنِ پیوندخورده با سجود، سرآغاز یک رستاخیز تمدنی است.
منظومه تکاملی چهارگانه؛ نماز بهمثابه نیروی محرکه از «نهضت» تا «تمدن نوین اسلامی»
فراز کلیدی و هندسه تحلیلی پیام رهبر معظم انقلاب به اجلاسیه سراسری نماز، ترسیم یک سیر تکاملی و دیالکتیک تاریخی میان چهار مرحله است: نهضت اسلامی، نظام اسلامی، جامعهی اسلامی و تمدن نوین اسلامی.
پرسش بنیادین این است که گذار از ساختارهای سیاسیِ برآمده از انقلاب به سوی تحقق یک مدنیت فراگیر و تمدنساز، با چه پیشران و سوختی ممکن است؟ پاسخ صریح پیام، «اقامهی نماز در همهی سطوح و مراحل تکمیلیاش» است.
انقلاب اسلامی توانست طاغوت سیاسی را سرنگون و ساختار حقوقی و دفاعی مستقلی بنا نهد؛ اما ماندگاری و زایندگی این خیزش، مشروط به این است که «روح توحید» در تاروپود مناسبات زیستی، اقتصادی، دیوانی و پیوندهای اجتماعی جاری شود؛ مرحلهای که از آن به «جامعه اسلامی» تعبیر میشود. نماز در این مرحله، مهندسی بازتولید ارزشهاست. تا جامعه در مدار نماز تنظیم نشود، سخن گفتن از سرریز تمدنی به جهان معاصر، ادعایی بدون پشتوانه خواهد بود.
اقامه نماز؛ کانون مقاومت در برابر ازخودبیگانگی و هژمونی فرهنگی غرب
تمدن مادی مدرن با ابزار تصویر، مصرفزدگی، سرعت سرسامآور و فردگرایی افراطی، انسان را در چرخه روزمرگی و اضطراب وجودی گرفتار ساخته است. این تمدن با تهیسازی درون، سلطه خویش را تحکیم میکند. در مقابل، تعبیر پیام از نماز بهمثابه «پشتوانهی مستحکم در مبارزه با شیطان نفس و شیطانهای دنیوی»، تعریفی پاتکزننده در ساحت جنگ شناختی و فرهنگی است. استکبار جهانی بقای خود را در تولید «انسان بیریشه و منفعل» میبیند. نماز با گسستن زنجیر عادتهای غفلتزا در پنج نوبت شبانهروز، ذهن و ضمیر جامعه را از تصرف نرم دشمن آزاد میسازد. از منظر تمدنی، رکوع و سجود اعلام استقلال بنیادینِ انسان موحد از هر قطب قدرتِ غیرالهی و فرعونیان زمان است؛ جامعهای که روزانه دهها بار «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را از بن دندان نجوا میکند، در محاسبات مادی مرعوب ناوگانها و تحریمهای استکبار نخواهد شد.
جغرافیای تمدنیِ مسجد؛ بازیابی هویت مدنی و بازسازی بافت اجتماعی
تمدنها بیش و پیش از آنکه با تسلیحات شناخته شوند، با «فضاهای زیستی و کانونهای اجتماعساز» خود هویت مییابند. در پیام رهبری، تحقق عینی فرهنگ نماز، بیواسطه به «آبادانی مساجد» و «نقش پدری و پناهبخشی ائمه جمعه و جماعات» گره خورده است. مسجد در تمدن اسلامی، ساختمانی تشریفاتی در گوشه خیابان نیست؛ بلکه قلب تپنده محله، کانون قضاوت عادلانه، بارانداز مواسات اجتماعی و سنگر بازتولید سرمایه اجتماعی است.
هنگامی که امام جماعت، «مأمن مردم و گوش شنوا و پذیرای درد دلهای ایشان» باشد، دیوار تصنعی میان دین و دغدغههای معیشتی و روحی مردم فرو میریزد. این بازتعریف کارکردی از مسجد، بدیلِ درخشانِ الگوهای غربی برای انسجام اجتماعی است؛ در فضایی که پیوندهای انسانی بهسوی اتُمیزه شدن پیش میروند، مسجد تمدنی، انسانها را با مهر، مواسات و مسئولیتپذیری متقابل در صفوفی واحد پیوند میزند.
رسالت شبکه فرهنگساز؛ از تربیت نسلی تا رسانهی افقگشا
تأکید ویژه پیام بر مخاطب قرار دادن «همه اشخاص مؤثر و دستگاههای فرهنگساز»—از خانواده و مدرسه تا دانشگاه، حوزه، صداوسیما و بسیج—بیانگر آن است که تمدنسازی امری جزیرهای و بوروکراتیک نیست، بلکه نیازمند یک «همافزایی همهجانبه شبکهای» است. در این میان، پیوند نسل نوجوان و جوان با نماز، نقطه عطف بازتولید تمدن است.
اگر نظام آموزشی و رسانهای نتواند حلاوت، فلسفه و زیبایی اقامه نماز را در ضمیر نسل نو بنشاند، تداوم تاریخی تفکر انقلابی با انقطاع هویتی مواجه خواهد شد. فرهنگ اقامه نماز، یعنی تبدیل این فریضه از یک مناسک صرفاً تکلیفی به یک «زیستِ زیبا، معنادار و آرامشبخش». رسانه و هنر متعهد وظیفه دارند جلوهی نماز را نه در قالب کلیشههای تکراری، بلکه در هیبت پاسخ به اضطراب انسان مدرن و سازنده روحیه جهاد و حماسه بازنمایی کنند.
اتصال به ملکوت؛ تضمین فتح در غوغای آوردگاههای جهانی
تمدن اسلامی بر خلاف تمدنهای بشریِ منقرضشده، بر اصالت قدرت مادی استوار نیست؛ بلکه اقتدار آن از چشمهی فیض لایتناهی ربوبی سیراب میشود. پیوند معنادار پیام میان «اقامهی نماز» و «فتح و نصرت در میدانهای مبارزه امروز ملت ایران»، هشداری راهبردی به کارگزاران و اندیشهورزان است. پیروزی در آوردگاههای سخت سیاسی، اقتصادی و بینالمللی، میوهی مستقیم طهارت روحی، استغفار جمعی و توکل برآمده از محراب است. کشوری که پرچم اسلام ناب محمدی (ص) را برافراشته، مادامی که سر به آستان عبودیت فرود میآورد، در برابر هیچ قدرت زمینی سر خم نخواهد کرد. اقامه نماز، سنگبنای تمدنی است که حیات طیبه، عدالت اجتماعی، مقاومت سرافرازانه و رستگاری اخروی را در یک کالبد واحد محقق میسازد؛ افقی روشن که با دعای خاص سرورمان حضرت بقیةاللهالاعظم (عج)، تحقق نهایی آن تضمین شده است.
علیرضا احمدی قره زاغ
پایان پیام/
نظر شما