به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سرمقاله با انتقاد از رویکرد شماری از مقامها و سیاستمداران ایرانی پس از بازگشت طالبان به قدرت در مرداد ۱۴۰۰، نوشته است که برخی در ایران تلاش کردند طالبان را جریانی معرفی کنند که آمریکا را شکست داده و به حضور نظامی ۲۰ ساله واشنگتن در افغانستان پایان داده است.
نویسنده این برداشت را رد کرده و مدعی شده است طالبان نه در تقابل واقعی با آمریکا، بلکه در نتیجه مجموعهای از توافقها و تفاهمهای سیاسی با واشنگتن به قدرت بازگشته است. سقوط سریع دولت پیشین افغانستان، خروج نیروهای آمریکایی و نحوه انتقال قدرت از جمله شواهدی است که نویسنده برای این تحلیل مطرح کرده؛ با این حال، ادعای وجود توافق پنهانی برای تبدیل طالبان به نیروی نیابتی آمریکا در این سرمقاله با سند مستقلی اثبات نشده است.
«ایران طالبان را همراهی کرد؛ طالبان سرمایه ایران را هدف گرفت»
محور مهمتر سرمقاله به عملکرد طالبان در برابر گروهها و نهادهایی مربوط است که بهطور سنتی روابط فرهنگی، مذهبی یا سیاسی نزدیکتری با ایران داشتهاند.
نویسنده مدعی است طالبان طی پنج سال گذشته با محدودکردن برخی نهادهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ایران، فشار بر گروههای قومی و مذهبی نزدیک به تهران و محدودکردن «مظاهر تشیع»، در حال تضعیف شبکه اجتماعی و نفوذ سنتی جمهوری اسلامی در افغانستان است.
این ادعا در شرایطی مطرح میشود که طی ماههای اخیر چندین مرکز مرتبط با جامعه شیعه در کابل با پلمب، تخلیه، لغو مجوز یا محدودیت روبهرو شدهاند؛ از جمله مراکز آموزشی، فرهنگی و مذهبی که برخی از آنها سابقه ارتباط علمی یا فرهنگی با ایران داشتهاند.
با این حال، اینکه مجموعه این اقدامات بخشی از یک برنامه سازمانیافته طالبان برای تضعیف نفوذ ایران باشد، تحلیل سرمقاله است و تاکنون سند علنی مستقلی برای اثبات چنین راهبردی منتشر نشده است.
پول آمریکا برای طالبان؟ روایت سرمقاله با اسناد رسمی چه تفاوتی دارد؟
روزنامه جمهوری اسلامی همچنین نوشته است طالبان از زمان بازگشت به قدرت «ماهانه ۵۰ میلیون دلار از آمریکا دریافت میکند».
اما اسناد رسمی نظارتی آمریکا تصویر دقیقتری ارائه میکنند.
بر اساس گزارش بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان، دلارهای نقدی واردشده به افغانستان از سوی سازمان ملل و برای تأمین هزینه برنامههای بشردوستانه و نهادهای مورد تأیید این سازمان انتقال یافتهاند و این پول بهعنوان پرداخت مستقیم ماهانه واشنگتن به حکومت طالبان تعریف نشده است. در عین حال، همین نهاد نظارتی تأکید کرده که ورود این حجم ارز به اقتصاد افغانستان بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای حکومت طالبان نیز منافع اقتصادی ایجاد کرده است.
حقابه؛ زخمی که در روابط تهران و کابل بسته نشد
حقابه ایران از هیرمند نیز یکی دیگر از محورهای انتقاد این سرمقاله است.
نویسنده، رفتار طالبان در این پرونده را تقابلی دانسته و معتقد است تهران باوجود روابط گسترده خود با حکومت کابل، نتوانسته طالبان را به اجرای کامل تعهدات آبی مورد انتظار ایران وادار کند.
اختلاف بر سر حقابه هیرمند طی سالهای اخیر بارها روابط دو طرف را متشنج کرده و در سال ۱۴۰۲ نیز درگیری مسلحانه در مرز ایران و افغانستان به کشتهشدن نیروهایی از دو طرف منجر شد.
با این همه، تهران مسیر تعامل را متوقف نکرده است و مناسبات تجاری، دیپلماتیک، امنیت مرزی و ترانزیتی دو طرف در سالهای بعد نیز ادامه یافته است.
تعامل گسترده؛ بدون شناسایی رسمی
تناقضی که سرمقاله روی آن دست میگذارد همینجاست: جمهوری اسلامی هنوز حکومت طالبان را رسماً به رسمیت نشناخته، اما سطح گستردهای از مناسبات عملی با کابل دارد.
ایران مدیریت سفارت افغانستان در تهران را در اختیار دیپلماتهای منصوب طالبان قرار داده، هیئتهای متعدد دو طرف در تهران و کابل دیدار کردهاند و همکاریها در زمینه تجارت، راهآهن، ترانزیت، معدن، انرژی، مهاجرت و مسائل مرزی گسترش یافته است.
وزارت خارجه ایران نیز در تیر ۱۴۰۵ تصریح کرد که توسعه روابط با افغانستان را به موضوع شناسایی رسمی حکومت طالبان گره نمیزند و «شناسایی» را یک فرایند سیاسی و حقوقی جداگانه میداند.
حتی در روزهای اخیر مقامهای اقتصادی دو طرف درباره سرمایهگذاری ایران در معادن افغانستان، تولید برق و ساخت راهآهن هرات ـ مزارشریف رایزنی کردهاند.
اتهامهایی سنگین؛ اما بدون سند علنی
تندترین بخش سرمقاله جایی است که طالبان به نفوذ عوامل خود در ایران، ارتباط با برخی انفجارها و سازماندهی عملیات علیه مخالفانش در شهرهای ایران متهم شده است.
نویسنده همچنین درباره ورود مهاجران بدون مدرک به ایران پرسشهایی مطرح کرده و احتمال حضور عوامل طالبان در میان آنان را پیش کشیده است.
اما برای این بخش از ادعاها اسناد مشخص و قابل بررسی عمومی ارائه نشده است. از این رو، نمیتوان آنها را بهعنوان واقعیت اثباتشده درباره طالبان یا، بهویژه، درباره مهاجران افغانستانی تعمیم داد.
طرح پرسش درباره تهدیدهای امنیتی یک موضوع است و نسبتدادن جمعیت گسترده مهاجران افغانستانی به فعالیتهای امنیتی طالبان موضوعی کاملاً متفاوت که نیازمند شواهد مشخص است.
پرسش اصلی سرمقاله: تهران دقیقاً از این رابطه چه به دست آورده؟
در نهایت، جهت اصلی این سرمقاله بیش از آنکه صرفاً حمله به طالبان باشد، انتقاد از سیاست خود جمهوری اسلامی در قبال این گروه است.
نویسنده میپرسد اگر طالبان در پرونده حقابه با ایران اختلاف دارد، نهادها و ظرفیتهای نزدیک به ایران و جامعه شیعه را تحت فشار قرار میدهد و در عین حال از روابط دیپلماتیک و اقتصادی گسترده با تهران برخوردار است، سیاست همراهی چندساله جمهوری اسلامی چه دستاوردی برای منافع بلندمدت ایران داشته است؟
سرمقاله این وضعیت را «جنگ خاموش طالبان علیه ایران» مینامد؛ تعبیری بسیار تند که بخشی از استدلالهای پشت آن مبتنی بر رخدادهای قابل مشاهده در روابط دو طرف است، اما بخش دیگری ــ از جمله اتهام دخالت طالبان در انفجارها، ترورها و مأموریتهای امنیتی در داخل ایران ــ همچنان در سطح ادعای نویسنده و بدون شواهد علنی کافی باقی مانده است.
با این حال، هشدار مرکزی سرمقاله روشن است: تهران نمیتواند فقط به رفتوآمد هیئتها، تجارت و همکاری رسمی نگاه کند و همزمان نسبت به تغییر موازنه اجتماعی، مذهبی و سیاسی افغانستان و اثر آن بر منافع بلندمدت ایران بیتفاوت بماند.
...................................
پایان پیام/
نظر شما