۳ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۱
رژیم صهیونیستی پس از نتانیاهو؛ آیا سیاست‌ها تغییر می‌کنند یا فقط چهره‌ها؟

تحلیل‌های منتشرشده در نشریه‌های «فارن افرز»، «نیویورک‌تایمز» و «وال‌استریت ژورنال» نشان می‌دهد که تغییر احتمالی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی لزوماً به تغییر راهبردهای امنیتی این رژیم و اتکای آن به قدرت نظامی منجر نخواهد شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ رژیم صهیونیستی خود را برای برگزاری انتخاباتی سرنوشت‌ساز در روز ۲۷ اکتبر سال جاری میلادی آماده می‌کند. انتخاباتی که در فضایی آکنده از تنش سیاسی و فشارهای بین‌المللی بی‌سابقه، برگزار خواهد شد.

با این حال، این انتخابات صرفاً همه‌پرسی درباره «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیری که نزدیک به دو دهه در کانون قدرت قرار داشته، نیست. بلکه آزمونی برای سنجش توانایی رژیم صهیونیستی در تغییر مسیر خود پس از سال‌ها جنگ و انزوای بین‌المللی نیز به شمار می‌رود.

نکته قابل‌توجه در این دوره آن است که «گادی آیزنکوت» رئیس پیشین ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی و برجسته‌ترین رقیب نتانیاهو در شماری از نظرسنجی‌ها پیشتاز است. او خود را نامزدی معرفی می‌کند که نماد مسئولیت‌پذیری و پایبندی به درستکاری است و پرچم احیای اعتماد عمومی را برافراشته است.

با این همه، شکست احتمالی نتانیاهو در انتخابات لزوماً به معنای فروپاشی رویکردی نیست که او در رژیم صهیونیستی، تثبیت کرده است. در حالی که بخش‌هایی از جامعه این رژیم خواهان رهبری جدید هستند، این جامعه هم‌زمان در قبال فلسطینیان مواضعی سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ کرده و بیش از گذشته به استفاده از قدرت نظامی باور دارد.

این تناقض، محور اصلی نتیجه‌گیری «آلوف بن» سردبیر روزنامه عبری «هاآرتص» در مقاله‌ای با عنوان «آنچه انتخابات اسرائیل تغییر نخواهد داد» در مجله آمریکایی «فارن افرز» است.

همین مسئله زمینه گزارش روزنامه «نیویورک‌تایمز» درباره آیزنکوت را نیز تشکیل می‌دهد. در کنار سرمقاله «وال‌استریت ژورنال» که احتمال می‌دهد نتانیاهو حتی در صورت شکست انتخاباتی هم به دلیل ناکامی آیزنکوت در تشکیل دولت جدید، همچنان در قدرت باقی بماند.

آیزنکوت؛ چهره‌ای متفاوت با رویکردی مشابه

گزارش «نیویورک‌تایمز» تصویری از مردی ترسیم می‌کند که می‌کوشد خود را از الگوی سیاسی نمایندگی‌شده به‌وسیله نتانیاهو متمایز سازد. آیزنکوت ۶۶ ساله خود را گزینه‌ای معرفی می‌کند که از نظر ظاهر، سبک رفتاری و پیشینه در نقطه مقابل نتانیاهو است.

بر اساس گزارش مفصلی که سه خبرنگار این روزنامه تهیه کرده‌اند، آیزنکوت فرزند خانواده‌ای مهاجر از مراکش است که در شهرهای «طبریه» و «ایلات» رشد کرده و از محیطی با پیشینه مردمی برخاسته است. در صورت رسیدن او به مقام نخست‌وزیری، برای نخستین بار فردی از یهودیان شرقی موسوم به «مزراحی» به این مقام خواهد رسید. گروهی که نیمی از یهودیان رژیم صهیونیستی را تشکیل می‌دهند و بخش بزرگی از پایگاه ثابت انتخاباتی نتانیاهو را نیز در اختیار دارند. نتانیاهو در مقابل در بستر نخبگان «اشکنازی» در شهر قدس اشغالی پرورش یافته است.

این روزنامه در تحلیل شخصیت آیزنکوت می‌نویسد رئیس پیشین ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی همان انضباط سخت‌گیرانه نظامی را در سیاست نیز به کار می‌گیرد. انضباطی که در دوران فرماندهی تیپ گولانی و سپس ریاست ارتش در او شکل گرفته است. او از سخنرانی‌های پرطمطراق و آراسته فاصله می‌گیرد و ترجیح می‌دهد با لحنی آرام و مستقیم درباره برنامه‌هایش صحبت کند. گویی در حال ابلاغ دستورهای میدانی به سربازان خود است.

مهم‌ترین فاصله میان این دو رقیب به فلسفه رهبری و برداشت آنان از مسئولیت اخلاقی بازمی‌گردد. آیزنکوت، نتانیاهو را نقطه مقابل یک رهبر توصیف می‌کند. او از نتانیاهو انتقاد دارد که همواره در لحظات موفقیت می‌کوشد در مرکز توجه قرار گیرد و در عکس‌های یادگاری حاضر شود، اما هنگام وقوع فاجعه روی برمی‌گرداند و مسئولیت را متوجه نهادهای امنیتی و نظامی می‌کند.

روزنامه عبری «تایمز آو اسرائیل» نیز پیش‌تر به نقل از آیزنکوت نوشته بود که این انتخابات، انتخاب میان مسئولیت‌پذیری و شانه خالی کردن از مسئولیت است. او در همین چارچوب متعهد شده است کمیته‌ای رسمی برای تحقیق درباره ناکامی‌های حمله روز ۷ ماه اکتبر سال ۲۰۲۳ میلادی تشکیل دهد. کمیته‌ای که حتی تصمیم‌های شخصی خود او در دوران ریاست ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی را نیز بررسی کند.

به نوشته روزنامه آمریکایی، انگیزه‌های سیاسی آیزنکوت از تجربه فقدان و مصیبت شخصی او در جریان جنگ نیز تأثیر پذیرفته است. او در ماه دسامبر سال ۲۰۲۳ میلادی خبر کشته‌شدن پسر کوچک‌ترش «گال» ۲۵ ساله را در پی انفجار یک تونل در نوار غزه دریافت کرد. پس از آن نیز دو تن از بستگانش ــ یکی پسر خواهرش و دیگری پسر برادر همسرش ــ در نبردهای بعدی کشته شدند.

این روزنامه به نقل از «ایهود باراک» نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی می‌نویسد که صعود آیزنکوت می‌تواند به معنای اصلاح و التیام اخلاقی در ساختار حاکمیت این رژیم باشد. باراک تأکید می‌کند که آیزنکوت با وجود برخورداری از قدرت بیان کمتر در مقایسه با نتانیاهو، رهبری نخواهد بود که همتایانش از او به‌عنوان یک دروغگو یاد کنند.

با این حال، تفاوت چشمگیر این دو سیاستمدار در رفتار شخصی و تمایل آیزنکوت به نجات نهادهای دموکراتیک، دستگاه قضایی و آزادی مطبوعات به معنای تغییر بنیادین در جهت‌گیری سیاست خارجی رژیم صهیونیستی یا رویکرد آن در قبال مردم فلسطین نیست.

رژیم صهیونیستی پس از نتانیاهو؛ آیا سیاست‌ها تغییر می‌کنند یا فقط چهره‌ها؟

پس از ۷ اکتبر؛ اجماعی فراتر از نتانیاهو

«آلوف بن» سردبیر روزنامه عبری «هاآرتص» و پژوهشگر مرکز «بیل گراهام برای تاریخ بین‌المللی معاصر» در دانشگاه «تورنتو» کانادا در مقاله‌ای تحلیلی در مجله «فارن افرز» تأکید می‌کند که پیروزی آیزنکوت هیچ گسستی در دکترین امنیتی حاکم بر رژیم صهیونیستی، ایجاد نخواهد کرد.

وی می‌گوید که بیشتر احزاب بزرگ یهودی رژیم صهیونیستی با وجود تفاوت در گرایش‌های سیاسی، تشکیل کشور مستقل فلسطین را به‌طور کامل رد می‌کنند. این موضع حتی حزب «یشار» را نیز در بر می‌گیرد. حزبی که آیزنکوت به‌تازگی تأسیس کرده است. به نوشته او، این احزاب ایده راه‌حل دوکشوری را میراثی منسوخ از دهه ۱۹۹۰ میلادی، می‌دانند، دوره‌ای که به‌زعم آنان، خوش‌بینی افراطی بر آن حاکم بود.

تقریباً همه این احزاب همچنین معتقدند جنگ گسترده علیه نوار غزه، حملات به ایران، اشغال مناطقی در لبنان و سوریه و ایجاد آنچه دولت و ارتش رژیم صهیونیستی، مناطق امنیتی می‌نامند ــ مناطقی که در واقع اراضی اشغالی‌اند ــ از نظر اخلاقی موجه و از نظر عملی ضروری بوده است.

بر اساس مقاله «فارن افرز»، مهم‌ترین اختلاف‌های نتانیاهو و آیزنکوت در پرونده‌های امنیتی به جزئیات تاکتیکی و شیوه مدیریت منازعه و نه به اهداف نهایی آن، محدود می‌شود. 

نتانیاهو شعار پیروزی کامل را مطرح می‌کند، هدفی که به نوشته گزارش دست‌نیافتنی است. او همچنین در وعده‌هایش درباره سرنگونی نظام ایران پافشاری می‌کند. در مقابل، آیزنکوت معتقد است تغییر کامل حکومت‌ها از طریق حملات هوایی چیزی جز توهم نیست. از نگاه او، هدف واقع‌بینانه این است که پس از واردکردن ضربات نظامی برای تضعیف توانمندی‌های ایران، اورانیوم غنی‌شده این کشور از آن گرفته شود و برنامه هسته‌ای ایران تحت نظارتی سخت‌گیرانه قرار گیرد.

آیزنکوت در قبال غزه نیز وعده داده است که طی ۱۸ ماه به حاکمیت جنبش مقاومت اسلامی فلسطین( حماس)، پایان دهد. هدفی که به گفته او باید از طریق ترکیبی از فشار نظامی و فراهم‌کردن مسیرهای دیپلماتیک برای مذاکره دنبال شود.

وی در این زمینه بر گزینه‌های میدانی متوازن تکیه می‌کند. گزینه‌هایی که به اقدام‌هایش در سال ۲۰۰۳ میلادی هنگام فرماندهی نیروهای اسرائیلی در کرانه باختری، شباهت دارد. زمانی که میان عملیات امنیتی و هماهنگی برای پایان‌دادن به انتفاضه دوم، تلفیق برقرار کرد.

کرانه باختری و اشغالگری؛ اختلافی با دامنه محدود

تفاوت تاکتیکی میان این دو سیاستمدار در نحوه برخورد با حملات شهرک‌نشینان افراطی در کرانه باختری نیز آشکار می‌شود.

نتانیاهو برای حفظ آرای متحدانش در جناح راست افراطی در برابر این اقدامات چشم‌پوشی می‌کند، اما آیزنکوت بدون تردید آن‌ها را تروریسم یهودی می‌نامد.

با این حال، به تعبیر آلوف بن، موضع آیزنکوت ناشی از دلسوزی برای قربانیان فلسطینی نیست، بلکه از درک عمیق او نسبت به این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که چنین رفتارهایی، کرانه باختری را به سوی انفجاری خونین و قریب‌الوقوع سوق می‌دهد و انزوای دیپلماتیک و محکومیت بین‌المللی رژیم صهیونیستی را افزایش می‌دهد.

این تحولات داخلی هم‌زمان با وخامت سریع تصویر رژیم صهیونیستی در افکار عمومی و کاهش جایگاه جهانی آن رخ می‌دهد. مقاله «فارن افرز» بر پیامدهای سنگین اقتصادی و دیپلماتیکی تأکید می‌کند که آثار آن‌ها هم‌اکنون نیز آشکار شده است. بر اساس این گزارش، میزان حمایت بین‌المللی از رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده و اتهام‌های مربوط به ارتکاب جنایات جنگی و نسل‌کشی در سایه ویرانی گسترده و قحطی در غزه، افزایش یافته است.

«چاک شومر» رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا در ماه ژوئیه سال ۲۰۲۵ میلادی به یکی از جلوه‌های این تغییر اشاره کرد. او گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از غزه درباره گرسنگی، قحطی، رنج و مرگ‌ومیر را به‌هیچ‌وجه قابل‌قبول ندانست، هرچند که مدعی شد بر حق رژیم صهیونیستی برای دفاع از خود نیز تأکید کرد.

در بریتانیا نیز «اد میلیبند» وزیر خارجه از برنامه‌هایی برای ممنوعیت واردات کالاهای شهرک‌های صهیونیست‌نشین و گسترش اختیارات اعمال تحریم علیه شرکت‌ها و نهادهایی خبر داد که از شهرک‌سازی در کرانه باختری حمایت یا آن را تأمین مالی می‌کنند یا از آن سود می‌برند. اجرای این برنامه‌ها می‌تواند بانک‌های صهیونیستی مشارکت‌کننده در تأمین مالی پروژه‌های شهرک‌سازی را با محدودیت‌های حقوقی و مالی در لندن مواجه کند.

در سوی دیگر اقیانوس اطلس با وجود حمایت آشکار «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا از کارزار انتخاباتی نتانیاهو، شمار صداهایی در هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه افزایش یافته که خواستار اعمال محدودیت بر کمک‌ها و انتقال فناوری نظامی آمریکا به ارتش رژیم صهیونیستی هستند.

آلوف بن اشاره می‌کند که صهیونیست‌ها عموماً خشم بین‌المللی را به یهودستیزی و نه به وجود اعتراض‌هایی مشروع در زمینه حقوق بشر نسبت می‌دهند. با این حال، افزایش انزوای بین‌المللی به نگرانی در جامعه رژیم صهیونیستی، دامن زده است. جامعه‌ای که بیم دارد با آنچه «ایهود باراک» نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی، سونامی دیپلماتیک نامیده، مواجه شود.

این پژوهشگر صهیونیستی در مقاله خود پیش‌بینی می‌کند که رویکرد آیزنکوت دست‌کم برای مدتی از حمایت شرکای بین‌المللی بیشتری برخوردار شود. به باور او، این حمایت می‌تواند از لحن مستقیم آیزنکوت و وعده‌هایش برای توقف یا کندکردن طرح‌های مناقشه‌برانگیز شهرک‌سازی مانند طرح «ئی‌۱»، ناشی شود. این طرح در شرق قدس اشغالی و در فاصله میان این شهر و شهرک «معالیه آدومیم» قرار دارد.

آیزنکوت همچنین وعده داده است با خشونت شهرک‌نشینان صهیونیست مقابله کند و کانون‌های شهرک‌سازی غیرمجاز را برچیند.

با این حال، از دیدگاه نویسنده، این دوره تنش‌زدایی به‌سرعت پایان خواهد یافت؛ زمانی که شرکای غربی آیزنکوت با محدودیت‌های ائتلاف دولتی احتمالی او روبه‌رو شوند. ائتلافی که ممکن است چهره‌های راست افراطی مانند «آویگدور لیبرمن» را در بر گیرد، سیاستمداری که هرگونه توافق سیاسی با تشکیلات خودگردان فلسطین را رد می‌کند.

پس از انتخابات رژیم صهیونیستی چه خواهد شد؟

هیئت تحریریه روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در بررسی سناریوهای پس از انتخابات رژیم صهیونیستی تأکید می‌کند که نظرسنجی‌ها از نوعی بن‌بست پیچیده سیاسی حکایت دارند. وضعیتی که ممکن است حتی در صورت کسب رتبه نخست از سوی حزب «یشار» به رهبری آیزنکوت، مانع تشکیل ائتلافی باثبات به دست او شود. علت این وضعیت، گرایش هرچه بیشتر رأی‌دهندگان صهیونیست به مواضع راست‌گرایانه و افراطی‌تر عنوان شده است.

در چنین شرایطی، به نوشته هیئت تحریریه این روزنامه، نتانیاهو ممکن است برای چند ماه دیگر در مقام نخست‌وزیری باقی بماند تا انتخابات دیگری برگزار شود.

این چند ماه که پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا خواهد بود، می‌تواند برای جنگ علیه ایران سرنوشت‌ساز باشد، جنگی که ترامپ نشان داده است در صدر اولویت‌های او قرار دارد. رئیس‌جمهور آمریکا در همین چارچوب در ۱۸ اکتبر حمایت خود را از پیروزی نتانیاهو در انتخابات رژیم صهیونیستی اعلام کرد.

مجموع گزارش‌های رسانه‌های یادشده نشان می‌دهد که نتیجه نهایی انتخابات، هرچه باشد، تغییر احتمالی در رأس قدرت رژیم صهیونیستی لزوماً به دگرگونی راهبردی در جهت‌گیری‌های این رژیم منجر نخواهد شد.

آلوف بن پیش‌بینی می‌کند که چه صندوق‌های رأی به تشکیل دولت اکثریت به ریاست نتانیاهو بینجامند، چه دولت وحدت ملی شکل بگیرد و چه ائتلافی به رهبری آیزنکوت با حمایت احزاب عربی روی کار آید، رژیم صهیونیستی به احتمال زیاد به اشغال اراضی خارج از مرزهای این رژیم، سرکوب فلسطینیان و اتکا به قدرت نظامی ادامه خواهد داد.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha