به گزارش خبرگزاري اهلبيت(ع) ـ ابنا ـ امام خمینی در طول سالهای جهاد بارها حمایت عملی و علنی خود را از ملت افغانستان اعلام و اعلان کرد و در جواب سفیر اتحاد جماهیر شوروی که نظر امام را درباره تجاوز به افغانستان جویا شد، قاطعانه آنها را از تجاوز به افغانستان منع کرد.
وی در جواب این سفیر که تلاش داشت تا القا کند حرکتهای مردمیدر افغانستان اسلامی نیست فرمود: «معلوم مىشود که شما از اوضاع افغانستان خیلى اطلاع ندارید. در افغانستان حکومت فعلى فشار زیادى به نام کمونیست به مردم وارد مى آورد.
به اطلاع ما رسیده که حدود 50 هزار نفر از مردم در افغانستان کشته شدهاند و علماى اسلام را در آنجا دستگیر کردهاند.»
این نهیب حضرت امام به سفیر کشوری که خود را ضلع دوم نظام 2 قطبی جهان میدانست، نشان از استقلال فکری حضرت امام و مرعوب نشدن ایشان از هیمنه پوشالی استکبار آن وقت داشت.
این مسئله در عین حال نشان داد که اشراف اطلاعاتی حضرت امام بر موضوعاتی که در کشور افغانستان میگذشت بیشتر از کسانی است که با دستگاههای عریض و طویل در احوال ملتها تجسس میکنند.
در کوران دیکتاتوری و ظلم و فساد در افغانستان در سال 1358، امام در سخنرانی 26 مرداد سال 58 در روز قدس خطاب به ملت افغانستان فرمودند: «ملت افغانستان از ایران عبرت بگیرد، و این فاسدها را - که مردم را به خون و خاک مىکشند- به سر جاى خودشان بنشانند؛ ارتش افغانستان به ملت بپیوندد؛ حکم اسلام است. ادارات دولتى افغانستان همان طورى که ادارات ما به ملت پیوستند به ملت بپیوندند؛ ژاندارمرى آنجا به ملت بپیوندد و این فاسد را بیرون کند.»
این یک دستورالعمل انقلابی و جهادی برای ملت افغانستان بود و برای آنها نقشه راهی محسوب میشد تا بتوانند نقطه پایانی بر آلام خود بکشند.
امام راحل بارها حمایت دولت و ملت ایران را از مبارزات ملت افغانستان اعلام داشته و به کرات به شوروی نسبت به تجاوز و عملکردش در افغانستان هشدار داده است.
طوری که معظم له در 14 دی 1358 در جمع گروهی از اساتید دانشگاهی در قم نسبت به تجاوز شوروی به خاک کشور همسایه و مسلمان افغانستان فرمود: «آنها آمدند و افغانستان را گرفتند و قبضه کردند و حکومتش یک حکومت فاسدى بود، آن حکومت فاسد را بردند. یک حکومت فاسدترى را به جاى آن گذاشتند و الآن هم افغانستان در قبضه آنها است برخلاف ملت و همه اشخاصى که متفکرند، و همه دولت هایى که وابسته به خود شوروى نیستند این امر را محکوم کردند.»
این اعلام نظر صریح درباره عملکرد شوروی، نشانگر این است که امام راحل در ادامه مسیر خود که حمایت از مستضعفین و مسلمانان است، به چیزی جز عمل به مبانی و اصول اسلامی و انقلابی نمیاندیشد و ملاحظهای برای ابرقدرتها ندارد و مشکلات همسایه ایران را مشکل جمهوری اسلامی ایران و دنیای اسلام میداند.
امام در سخنرانیهای خود تمایلات و آرزوهای درونی خود را برای توفق و پیروزی افغانستان بر ارتش سرخ اعلام میکرد و از حرکت شوروی به عنوان حرکتی سبعانه یاد میکرد و میفرمود: «من بار دیگر اشغال سبعانه افغانستان را توسط چپاولگران و اشغالگران شرق متجاوز شدیداً محکوم مىنمایم، و امیدوارم هر چه زودتر مردم مسلمان و اصیل افغانستان به پیروزى و استقلال حقیقى برسند و از دست این به اصطلاح طرفداران طبقه کارگر نجات پیدا کنند.»
امام خمینی به مجاهدت و روحیه ایثار برادران مسلمان خود در افغانستان ایمان داشت و آنها را همانگونه که به سفیر شوروی اعلام کرده بود، بهتر از هر کس دیگری میشناخت.
طوری که در تمجید از فداکاریهای مجاهدین افغان فرمود: «ارزش این چریکهاى افغانى این است که شکستند آن بتهاى بزرگى را که تراشیده بودند که اگر کسى با شوروى یک کلمه بگوید، باید به فنا برسد. این ها شکستند این را. آنها هم چندین ماه است که الآن با همه قوایى که آن قدرت بزرگ پیش آورده براى آنها- و حکومت خودشان هم با آنها مخالف است، با ملتش مخالف است- چریکهاى افغانستانى شکستند آن هیولا و چیزى را که براى ملتها پیش آورده بودند.»
اینگونه موضعگیری درخصوص ابهت و رشادتهای مسلمانان مجاهد افغانستان نشان از این دارد که امام خمینی در لفظ نبود که از افغانستان و راهی که برای رهایی برگزیده بود حمایت میکرد، بلکه با شناخت کامل و از روی تکلیف بود که خود را به عنوان رهبر دنیای اسلام و به عنوان رهبری انقلابی در کنار مجاهدان افغان احساس میکرد و راه آنان را راهی درست میدانست.
چرا که هیچگاه شخصیت امام اجازه نمیداد از چیزی جز با شناخت کامل حمایت کند. حال آنکه راجع به مجاهدان افغان خالصانه برایشان دعا میکند و از خدا میخواهد که دشمن آنها را شکست دهد و میهن آنها و آرمان و هدفش را مهیا کند.
همه همین اعتمادها بود که امام خمینی رحمتالله علیه در مورد درماندگی ارتش سرخ شوروی در مقابل قدرت ایمان ملت مسلمان فرمودند: «آنچنان در این کار به شوروى صدمه سیاسى وارد شد که پیش همه ممالک مفتضح شد. چریکهاى قدرتمند افغانستان به روى شوروى آنچنان سیلى زدند که باید سرش را بلند نکند.»
این رهبر با بینش عمیق سیاسی-الهی خود کسی نبود که به تحلیلهای سطحی بسنده کند و یا گول ظاهر تبلیغات استعمارگران را بخورد، بلکه ایشان آگاهانه واقف بودند که خوی غالب قدرتهای استعماری تجاوزگری است و ترک این عادت موجب بر هم خوردن هیمنهای است که به نام ابرقدرت برای خود دست و پا کردهاند.
از همین باب است که خطاب به شوروی اعلان میکنند چوب بیتوجهی به هشدارها را در افغانستان میخورد.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی در این برهه ی تاریخی مهم متجاوزان شوروی را به ترک افغانستان فراخوانده و دولت تمامیت خواه ایالات متحده آمریکا را از تجاوز به افغانستان برحذر میدارند و میفرمایند: «فریاد برائت ما، فریاد ملت مظلوم و ستم کشیده افغانستان است و من متأسفم که شوروى به تذکر و هشدار من در مورد افغانستان عمل نکرد و به این کشور اسلامى حمله کرد. بارها گفتهام و اکنون نیز تذکر مىدهم که ملت افغانستان را به حال خود رها کنید، مردم افغانستان سرنوشت خودشان را تعیین کرده و استقلال واقعى خود را تضمین مىکنند و به ولایت «کرملین» یا قیمومیت آمریکا احتیاجى ندارند و مسلماً بعد از خروج نظامیان بیگانه از کشورشان، به سلطه دیگرى گردن نمىنهند و پاى آمریکا را اگر قصد دخالت و تجاوز در کشورشان را کرده باشد، مىشکنند.»
امروز که این پیام قاطع حضرت امام را در مورد محکومیت هر گونه تسلط و سیطره بر ملت افغانستان میشنویم، پی میبریم که امام خمینی در ضمن این پیام از چشمداشت آمریکا به عنوان ضلع دوم قدرت جهانی به افغانستان بیم داشته و به آنان نیز در این خصوص هشدار داده است.
هشداری که در آن روحیه بیگانه ستیزی افغانها اصل قرار گرفته است و مورد تأیید حضرت امام هم بوده است.
این پیر فرزانه بر این باور بود که افغانستان به دست افغانها باید ساخته شود و سرنوشت افغانستان را افغانستانیها رقم میزنند نه تئوریپردازان کرملین و «کاخ سفید».
جانمایه بینش الهی و انسانی حضرت امام را زمانی بهتر میتوان درک کرد که ایشان ابرقدرتها را دسیسه چینانی میداند که با لباسهای گوناگون و از راههای پنهانی، قصد نفوذ در صفوف ملتهای مسلمان را دارند.
از این نظر است که میفرمایند: «چون مستکبران از رویارویی مستقیم با مسلمانان عاجزند راه ترور و از میان بردن شخصیتهاى دینى و سیاسى و نفوذ و گسترش فرهنگ گمراهی را به آزمایش گذاشتهاند.»
به گفته حضرت امام، اى کاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروى به کشور مسلمان و قهرمانپرور افغانستان علنى و رودررو بود، تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم مىشکستند. حضرت امام در حمایت قاطعشان از مبارزات ملت افغانستان میفرمایند: ما مسلمانیم و شرق و غرب برایمان مطرح نیست، ما از مظلوم دفاع مىکنیم و بر ظالم مىتازیم، این یک وظیفه اسلامى است.
یک چنین تفکرات متعالی بود که از امام شخصیتی فراملی ساخت و ایشان را حتی از نظر معنوی و فکری رهبری بلافصل برای مسلمانان و آزادگان جهان قرار داد.
همین شاخصه جهانی فکر کردن بود که باعث نشد اوج مشکلات و جنگ تحمیلی، امام را از مشکلات برادران مسلمان خود در افغانستان غافل کرده و ایشان را محصور در چارچوب مشکلات کشور خود کند.
این اندیشههای متعالی حضرت امام بود که مستقیماً بر اندیشه مجاهدین افغان تأثیر گذاشت و از آنها ایثارگرانی ساخت که در مقابل ابرقدرت شوروی ایستادند و شهامت و شجاعت مؤمن و مسلمان را به کمونیستهایی که منکر همه الطاف قدسی و خفیه ایمان خدایی بودند، اثبات کردند.
.................پايان پيام/ 218