به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی اخیرا ادعا کرد که در پی دیدارش با «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا، همکاری میان خود را نسبت به گذشته بیشتر تقویت خواهند کرد.
نتانیاهو مدعی شد: موضع من و ترامپ خیلی صریح و آشکار است، ما هرگز به ایران اجازه نوسازی برنامه هسته ای یا بازسازی صنعت موشکه ای بالستیک را نخواهیم داد. من و ترامپ در خصوص ایران موضع مشترک داریم و هرگز اجازه غنی سازی را به آن نخواهیم داد.
وی همچنین ادعا کرد: در جریان جنگ تصمیمات مهمی در برابر فشارهای خارجی و داخلی گرفتیم. دولت من تصمیم مهم و بزرگی برای حمله به ایران گرفت تا تهدیداتی مانند برنامه هستهای و موشکهای بالستیک را از بین ببرد.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی بار دیگر با مداخله در امور ایران مدعی شد: ما می بینیم که تظاهرات در ایران در حال گسترش است، ما در اسرائیل در کنار مردم ایران! در نبردشان برای عدالت و آزادی هستیم. چه بسا ما اکنون در دوران سرنوشت سازی قرار داریم که ممکن است ملت ایران، سرنوشت خود را تعیین کند.
در همین زمینه، رونی لیپشوتز (Ronnie Lipschutz) استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه کالیفرنیا و صاحب تالیفات فراوانی از جمله «سیاستهای فضای جهانی»، «رؤیاهای جنگ سرد» و «اقتصاد جهانی» در گفتوگو با خبرگزاری ابنا درباره ادعاهای نتانیاهو درباره حمله به برنامه هسته ای و موشکی ایران و اظهارات مداخلهجویانه او در جریان تحولات اخیر کشور گفت: نتانیاهو مدت زیادی است که خواهان حمله به ایران و نه فقط به تأسیسات هستهای آن بوده است. او به دنبال تغییر نظام است، هرچند من دلیلی نمیبینم که چرا به اصطلاح دولت جدید در ایران باید نسبت به اسرائیل دوستانتر باشد. با این حال، او بدون حمایت و مشارکت «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور ترامپ و ایالات متحده آمریکا چنین اقدامی نمیکرد.
جنگهای اسرائیل، ابزاری برای انحراف افکار عمومی داخلی
به نظر میرسد در تلآویو حمایت گستردهای برای حمله به ایران وجود دارد و سران اسرائیل همواره از بزرگنمایی تهدید ایران برای منحرف کردن افکار عمومی داخلی بهره بردهاند. من فکر نمیکنم ایران تهدید هستهای واقعی علیه اسرائیل باشد، زیرا خود اسرائیل سلاحهای بسیار بیشتری در اختیار دارد، اما احتمال شلیک حتی یک یا دو سلاح هستهای روزی به سمت تلآویو یا قدس، خطری است که سران اسرائیل نمیتوانند نادیده بگیرند. البته این همان بازدارندگی هستهای است که گفته میشود صلح را حفظ میکند. من وضعیت فعلی برنامه هستهای ایران را نمیدانم، با این حال، برنامه هستهای ایران در گذشته توانسته از خرابکاریهای اسرائیل (مانند ویروس استاکسنت) بازیابی شود و من هیچ شکی ندارم که اگر دولت ایران تصمیم جدی بگیرد، میتواند فعالیتهای خود را از سر بگیرد.
این استاد دانشگاه کالیفرنیا در ادامه درباره احتمال استفاده اسرائیل از گزینه نظامی علیه ایران گفت: سران اسرائیل آماده قربانی دادن هستند تا بتوانند اقدامات خود را توجیه کنند، اما از آنجا که اردن و عراق بین ایران و اسرائیل قرار دارند، اعزام نیروهای زمینی برای اسرائیل غیرممکن است. بنابراین، هر اقدام بعدی، جنگی دیگر از نوع جنگ موشکی خواهد بود. اسرائیل متحدان ایران را بهطور کامل از بین نبرده، اما آنها در وضعیتی نیستند که دوباره حمله کنند. بعید نیست که نتانیاهو چیزی شبیه به یک «دکترین مونرو» اسرائیلی اعلام کند.
بیاعتباری معترضان در ایران با حمایت اسرائیل
وی درباره هدف نتانیاهو در تاکید بر حمایت از آشوبگران در ایران گفت: نخست وزیر اسرائیل امیدوار است که این ناآرامی ها باعث سقوط دولت و نظام جمهوری اسلامی شود. با توجه به تجربههای گذشته از این حوادث در ایران، دلیل چندانی وجود ندارد که فکر کنیم این بار منجر به تغییر نظام خواهد شد. هرگونه حمایت آشکار اسرائیل از معترضان ایرانی نیز، بدون تردید اعتبار آنان را از بین خواهد برد.
لیپ شوتز در ادامه درباره تهدیدهای ترامپ علیه برنامه موشکی ایران و واکنش تهران به این تهدیدها گفت: ایالات متحده در گذشته به برخی از تأسیسات هستهای ایران حمله و آنها را تخریب کرده است، بنابراین میدانیم که تهدید واقعی است؛ اما مشخص نیست که چه تأسیسات دیگری وجود دارند و تا چه عمقی زیر زمین پنهان شدهاند، اگرچه احتمالا سرویسهای اطلاعات آمریکا و اسرائیل از آنها اطلاع دارند.
در مورد موشکها، نمیتوان آنها را بهطور کامل از دید ماهوارههای جاسوسی پنهان کرد، حتی اگر از سکوهای زیرزمینی پرتاب شوند. واشنگتن و تلآویو نگران هستند که موشکهای بالستیک ایران، در صورت توسعه یافتن، بتوانند پایگاهها و تأسیسات آمریکا را خارج از منطقه هدف قرار دهند؛ مشابه آنچه در مورد کره شمالی مطرح است.
ربودن مادورو و نقض حاکمیت ونزوئلا توسط آمریکا
وی درباره اقدام رئیس جمهور آمریکا به ربودن «نیکولاس مادورو»، رئیس جمهور ونزوئلا و نقض حاکمیت این کشور و عدم توجه به معارضان ونزوئلایی نیز گفت: این اقدام نقض آشکار حاکمیت ملی و حقوق بین الملل است. ایالات متحده پیشتر کاری مشابه در پاناما نیز انجام داده بود. این اقدام پیام روشنی برای سایر دولتها دارد که ترامپ و اطرافیانش به چنین چارچوب های قانونی اهمیتی نمیدهند و ممکن است همین کار را در نقاط دیگر نیز تکرار کنند. با توجه به تجربه آمریکا در عراق و افغانستان، بعید میدانم ایالات متحده نیرویی را برای اشغال ونزوئلا اعزام کند، اما درمقابل، به نظر میرسد ترامپ تصور میکند تهدید به ربودن رهبران کشورها میتواند دولتها را به اطاعت از خواستههای آمریکا وادارد.
ترامپ شخصی معاملهگر و فردمحور است؛ گمان میکند تغییر رهبر یک کشور بهمعنی تغییر رژیم آن کشور است. در حالی که مخالفان در ونزوئلا هیچ یک از نهادهای اصلی همچون ارتش را در کنترل خود ندارند، پس دلیلی برای توجه به آنها وجود ندارد.
افزون بر این، ترامپ دانش چندانی از نفت و ویژگیهای نفت سنگین و ترش ونزوئلا ندارد و برای او تمام انواع نفت یکسان هستند. بنابراین احتمال اینکه دستاورد اقتصادی چشمگیری از این ماجرا نصیب آمریکا شود، بسیار کم است. در کل، منطق و اهداف این عملیات اصلا روشن نیست.
تهدیدهای ترامپ علیه آمریکای لاتین و دکترین مونرو
شوتز درباره تهدیدهای ترامپ علیه دیگر کشورهای آمریکای لاتین برای اجرای سناریویی مشابه و پیامدهای احتمالی آن گفت: به نظر میرسد ترامپ میخواهد نام خود را به «دکترین مونرو» بیفزاید و آن را «دکترین ترامپ ـ مونرو» بنامد. او گویا رؤیای بازگرداندن دوران قدیم دیپلماسی قایقهای توپدار، مناطق نفوذ سیاسی و مداخالت نظامی آمریکا را در سر دارد. این طرز فکر با حرص او برای اعمال تعرفههای تجاری و دوران زرین سرمایهداری آمریکا همسو است. هدف بعدی او نیز به نظر میرسد کوبا باشد ـ کشوری که بدون شک بدون مبارزه تسلیم نخواهد شد. دولتهای چپگرای آمریکای لاتین نیز قطعا برای این موضوع آماده میشوند و تلاش خواهند کرد رهبران خود را از دسترس سازمان سیا پنهان سازند.
..........................
پایان پیام
نظر شما