به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ ماجرای حکمیت، از ماجراهای درسآموز تاریخی است که کمتر به آن پرداخته میشود. این ماجرا که در آستانه پیروزی سپاه اسلام و با قرآن سرنیزه کردن اهالی کفر و نفاق آغاز شد، اگرچه منجر به نجات معاویه از نابودی شد، اما برای اطرافیان امیرالمومنین(ع) حاصلی جز «هیچ» نداشت.
موضوعی که بارها امام علی(ع) در قبل، حین و بعد از مذاکرات بر آن تاکید داشتند، اما متاسفانه مورد توجه گروهی از شخصیتهای موثر در آن دوران قرار نگرفت و «فتنهای» مبهم و ماندگار درمیان مسلمین ایجاد کرد؛ فتنهای که نتیجه آن، تخریب جایگاه حاکمیت اسلامی و مفهوم «امیرالمومنین» در میان مسلمین، ایجاد جنگ نهروان و ایجاد فرقه خوارج و شاخههای مختلف آن در طول تاریخ و «امیرالمومنین» نامیدن معاویه برای نخستین بار بود.
امیرالمومنین(ع) در این سخنان کوتاه، علاوه بر استفاده از دو ضرب المثل عربی، با هدف تاکید بر پشیمانی از بیتوجهی به سخنان افرادخیرخواه، این عبارت را بیان میکنند:
«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ مَعْصِیَةَ النَّاصِحِ الشَّفِیقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ، وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ، نافرمانی از دستور نصیحتکننده مهربانِ دانایِ باتجربه، موجب حسرت و اندوه میگردد و پشیمانی به بار میآورد.»
امام علی(ع) در ادامه درباره سخنان مختلف در موضوع حکمیت و بینتیجه خواندن آن مذاکرات اینگونه میفرمایند:
«وَ قَدْ کُنْتُ أمَرْتُکُمْ فِی هذِهِ الْحُکُومَةِ أَمْرِی، وَ نَخَلْتُ لَکُمْ مَخْزُونَ رَأْیِی... فَأَبَیْتُمْ عَلَیَّ إِبَاءَ الْمُخَالِفِینَ الْجُفَاةِ، وَ الْمُنَابِذِینَ الْعُصَاةِ، حَتَّی ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ، وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ، من درباره مسئله حکمیت، فرمان خود را به شما گفتم و نظر خالص خویش را در اختیار شما گذاشتم... ولی شما مانند مخالفان جفاکار و عصیانگران پیمانشکن از قبول سخنانم امتناع کردید، تا آنجا که گویی نصیحتکننده در پند خویش به تردید افتاد و از ادامه اندرز خودداری کرد.»
روشن است که تقابل ذاتی میان حکومت عدل علوی و سلطهطلبیهای حکومت اموی، امکان هرگونه مذاکرات برای مقابله برای رسیدن به «منافع مشترک» را نفی میکند. چون هرگونه منفعت به هر کدام از طرفین، بهمعنای رسیدن ضرر به طرف دیگر است و این موضوع امکان مذاکره به معنای واقعی کلمه را فراهم نمیکند. موضوعی که ماهیت مذاکرات با دولتهای استکباری را متفاوت با هر نوع مذاکره سیاسی دیگری کرده و باید بهعنوان یک عنصر اساسی در مذاکرات سیاسی در مقابل دشمنان نظام اسلامی مورد توجه قرار بگیرد.
مقام معظم رهبری در طول دههای گذشته، با اشاره به بیفایده بودن مذاکرات با آمریکا، علت آن را اینگونه بیان کردهاند که «ذات استکباری آمریکا با ذات استقلالطلبانه انقلاب اسلامی سازگار نبود و اختلاف آمریکا و جمهوری اسلامی نه یک اختلاف تاکتیکی و موردی، بلکه اختلافی ذاتی است.»
سید علیاصغر حسینی/ ابنا
..................
پایان پیام
نظر شما