۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۸
نشست «از نیروی نیابتی تا جان‌فدای ایران» در خانه اندیشه‌ورزان تهران برگزار شد

نشست «از نیروی نیابتی تا جان‌فدای ایران؛ تحلیل حضور مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان» روز دوشنبه با حضور جمعی از کارشناسان در خانه اندیشه‌ورزان تهران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در این نشست، محمدرضا زهرایی، حسین کاظمی و علیرضا بلیغ به‌عنوان سخنرانان اصلی حضور داشتند و هر یک از زاویه‌ای متفاوت به بررسی وضعیت و نقش مهاجرین افغانستانی در ایران پرداختند.

محورهای اصلی این نشست شامل بررسی چارچوب‌های رسانه‌ای در بازنمایی مهاجرین افغانستانی، مرور روایت‌های تاریخی از مناسبات میان دو ملت ایران و افغانستان، و همچنین تحلیل نقش این گروه در رخدادهای اخیر بود.

این برنامه که به‌ همت «انجمن راحل» برگزار شد، با ارائه توضیحاتی از سوی رضا عطایی، دبیر انجمن، آغاز شد. وی در ابتدای جلسه با طرح پرسش «مهاجر کیست؟» به تبیین ابعاد مختلف این مفهوم پرداخت و به نحوه بازنمایی مهاجرین در رسانه‌های معاند اشاره کرد.

عطایی در ادامه با اشاره به برخی روایت‌ها درباره نقش مهاجرین، به دوگانه‌های شکل‌گرفته در این حوزه از جمله تصویرسازی به‌عنوان «نیروی سرکوبگر» در برابر واقعیت‌های میدانی پرداخت و بر مفهوم «خون شریکی» به‌عنوان یکی از کلیدواژه‌های این بحث تأکید کرد.

روایت جامع مهاجر 

محمدرضا زهرایی، عضو کارگروه مسائل اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس و دبیر ستاد راهبردی مهاجرین حوزه علمیه قم، در این نشست با تأکید بر ضرورت بازتعریف ادبیات رایج درباره اتباع افغانستانی، اظهار کرد: به‌کارگیری عنوان «مهاجر» برای این گروه، در بسیاری از موارد تعبیر دقیقی نیست؛ چراکه بخش قابل‌توجهی از آنان دهه‌هاست در ایران زندگی کرده‌اند و عملاً در همین سرزمین متولد و رشد یافته‌اند.

وی با اشاره به خلأهای موجود در سیاست‌های ادغام، افزود: در ادبیات کلاسیک، «مهاجر» به فردی اطلاق می‌شود که جابه‌جایی مکانی مشخصی را تجربه کرده باشد، در حالی‌که درباره بخش قابل‌توجهی از اتباع افغانستانی چنین وضعیتی صادق نیست. این مسئله نشان‌دهنده ضعف در طراحی و اجرای فرآیندهای ساختاری ادغام در کشور است.

زهرایی نقش رسانه‌ها را در اصلاح این وضعیت تعیین‌کننده دانست و گفت: رسانه‌ها باید بیش از گذشته به این موضوع بپردازند و در کنار آن، خود مهاجرین نیز فرصت بیشتری برای روایت‌گری از وضعیت و هویت خود داشته باشند تا فاصله اجتماعی میان آنان و جامعه میزبان کاهش یابد. به گفته وی، در شرایطی که برخی قانون‌گذاری‌ها تحت‌تأثیر سلایق شکل می‌گیرد، این رسانه‌ها هستند که می‌توانند با ایجاد گفتمان‌سازی، به حل مسئله کمک کنند.

وی یکی از چالش‌های اصلی در این حوزه را «برچسب‌زنی» عنوان کرد و ادامه داد: بخش عمده‌ای از مهاجرت اتباع افغانستانی به ایران، ریشه‌های ایدئولوژیک داشته است؛ با این حال، در سال‌های اخیر روایت‌های متناقض و بعضاً مغرضانه‌ای درباره آنان شکل گرفته که هویت و نقش تاریخی این گروه را مخدوش کرده است.

این پژوهشگر با مرور تاریخچه حضور اتباع افغانستانی در ایران تصریح کرد: نسل اول این مهاجرین، همراهی تمام‌قدی با انقلاب اسلامی داشتند و همواره نقش محوری در تحولات ایفا کردند، اما به‌تدریج این نقش نادیده گرفته شد. این در حالی است که در قانون اساسی نیز بر حمایت از امت اسلامی و مستضعفان جهان تأکید شده و میان این رویکرد کلان با برخی سیاست‌های اجرایی، نوعی تعارض مشاهده می‌شود.

زهرایی با اشاره به حضور اتباع افغانستانی در دوران دفاع مقدس گفت: افرادی که صرفاً با هدف معیشت به کشوری مهاجرت می‌کنند، به‌ندرت حاضر می‌شوند بدون خانواده و با پذیرش خطرات جدی، در یک جنگ تمام‌عیار مشارکت کنند؛ این موضوع نشان‌دهنده پیوندهای عمیق‌تر اعتقادی و هویتی است.

وی ادامه داد: در دوره سازندگی نیز اتباع افغانستانی نقش مهمی در بازسازی کشور ایفا کردند، اما هم‌زمان سیاست‌های کنترل جمعیت و رویکردهای سخت‌گیرانه، فشارهایی را بر این جامعه تحمیل کرد. البته این سیاست‌ها مطلق نبود، چراکه نیاز به نیروی کار، مانع از حذف کامل آنان از چرخه اقتصادی شد.

این کارشناس با اشاره به شکل‌گیری برخی سیاست‌ها مانند «بازگشت» افزود: در چنین شرایطی، دستگاه‌های مسئول باید با اقدامات رسانه‌ای و فرهنگی، افکار عمومی را اقناع کنند؛ چراکه بدون پشتوانه اجتماعی، اجرای سیاست‌ها با چالش مواجه خواهد شد.

زهرایی همچنین به تغییرات تدریجی در قوانین اشاره کرد و گفت: اگرچه قوانین مدنی ایران در مقاطعی برای مهاجرین مناسب بوده، اما در برخی دوره‌ها تغییراتی در حوزه سیاست‌گذاری رخ داده که بر وضعیت این گروه تأثیرگذار بوده است.

وی با اشاره به تحولات افغانستان، حضور اتباع این کشور در ایران را تابعی از این تحولات دانست و افزود: در دوره‌های مختلف، انگیزه‌های متفاوتی از جمله عوامل ارزشی و انقلابی در این مهاجرت‌ها نقش داشته است و در عین حال، بخشی از این جمعیت نیز با اکراه یا در شرایط اضطرار به ایران آمده‌اند.

زهرایی وضعیت اقتصادی مهاجرین را نامناسب توصیف کرد و گفت: این وضعیت در بسیاری از دوره‌ها تداوم داشته و خود به یکی از عوامل شکل‌دهنده سیاست‌ها تبدیل شده است.

وی با اشاره به موج جدید ورود اتباع در سال ۱۴۰۱ خاطرنشان کرد: در مدت کوتاهی حدود دو میلیون نفر وارد کشور شدند که این امر ناشی از دو عامل «سیاست‌های فرصت‌محور مهاجرتی» و «انگیزه‌های ارزشی و انقلابی» بود. با این حال، این جمعیت تعارض جدی با بازار کار ایران ایجاد نکرد و تا حد زیادی جذب شد.

این پژوهشگر در ادامه به شکل‌گیری موج رسانه‌ای علیه مهاجرین افغانستانی اشاره کرد و گفت: در پی این تحولات، جریان سازمان‌یافته و پایداری از تولید محتوای مهاجرستیزانه شکل گرفت که حتی در دوره‌های غیرالتهابی نیز تداوم داشت. در این فضا، با انتشار آمارهای نادرست، بزرگ‌نمایی جرائم، نسبت‌دادن اقدامات تروریستی و حمله به نهادهای مرتبط با مهاجرین، تلاش شد تصویر منفی و تهدیدآمیزی از این جامعه ارائه شود.

وی افزود: این جریان با ایجاد نوعی «مشروعیت اخلاقی» برای برخوردهای سخت‌گیرانه، کوشید تا سیاست‌های محدودکننده را توجیه کند و در مواردی حتی برخی رسانه‌های رسمی نیز ناخواسته به تقویت این فضا کمک کردند.

زهرایی با تأکید بر اشتراکات فرهنگی میان دو ملت گفت: در حالی‌که بسیاری از کشورها برای اجرای سیاست‌های ادغام، هزینه‌های سنگینی صرف می‌کنند، ایران از ظرفیت‌هایی همچون اشتراکات زبانی، فرهنگی، آداب و رسوم و تعلقات تاریخی برخوردار است که می‌تواند این فرآیند را تسهیل کند.

وی در پایان تصریح کرد: با وجود همه سخت‌گیری‌ها، بخش قابل‌توجهی از اتباع افغانستانی تمایلی به ترک ایران نداشته‌اند و این موضوع نشان‌دهنده عمق پیوندهای شکل‌گرفته است. بر این اساس، ضروری است پس از تحولات اخیر، بازنگری جدی در قوانین و سیاست‌های مرتبط با مهاجرین صورت گیرد و به‌جای تصویرسازی حاشیه‌ای، نقش «عنصر سازنده» برای این جامعه به رسمیت شناخته شود.

همراهی تاریخی مهاجرین از نجف تا جنگ رمضان

حسین کاظمی، فعال رسانه‌ای و پژوهشگر حوزه افغانستان، در ابتدای سخنان خود با تأکید بر عمق روابط میان دو ملت ایران و افغانستان اظهار کرد: این پیوندها به پیش از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد و ریشه در باورهای اعتقادی مشترک دارد.

وی با ذکر نمونه‌هایی از این دلبستگی‌ها افزود: ارادت به امام خمینی(ره) در میان مردم افغانستان به حدی بود که حتی در برخی موارد افراد برای تهیه تصویر ایشان، دارایی‌های ارزشمند خود را واگذار می‌کردند.

کاظمی با اشاره به فشارهای دوران حکومت‌های کمونیستی در افغانستان گفت: در آن دوره، جریان موسوم به «خمینیست‌ها» به‌دلیل حمایت از اندیشه‌های امام، با سرکوب و شهادت مواجه می‌شدند.

وی همچنین به نقش طلاب افغانستانی در همراهی با نهضت امام در نجف اشاره کرد و افزود: افرادی چون سید حسن حسینی، سید غلامحسین موسوی و شهید عرفانی از جمله چهره‌هایی بودند که در این مسیر نقش‌آفرینی کردند؛ به‌طوری‌که انتقال برخی پیام‌ها و نامه‌های مهم نیز توسط همین افراد صورت می‌گرفت.

این پژوهشگر با اشاره به مشارکت افغانستانی‌ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی تصریح کرد: بنا بر برخی روایت‌ها، حدود سه هزار شهید افغانستانی در مسیر انقلاب اسلامی تقدیم شده است.

وی افزود: این حضور در دوران دفاع مقدس نیز تداوم داشت و بخشی از این روایت‌ها در منابعی مانند کتاب «از دشت لیلی تا جزیره مجنون» ثبت شده، هرچند هنوز ظرفیت‌های بسیاری برای روایت‌گری در این حوزه وجود دارد.

کاظمی در ادامه به نقش مهاجرین افغانستانی در دوره مدافعین حرم اشاره کرد و گفت: این حضور با تقدیر و تمجید چهره‌های ارشد کشور همراه بوده و نشان‌دهنده استمرار همان پیوندهای اعتقادی و هویتی است.

وی با اشاره به رخدادهای موسوم به «جنگ رمضان» اظهار کرد: در این مقطع، در شهرها و روستاهای مختلف افغانستان مراسم دعا، سفره‌های صلوات و تجمعات مردمی برگزار شد که بیانگر همدلی گسترده با تحولات ایران بود.

کاظمی افزود: با این حال، هم‌زمانی این تحولات با برخی سیاست‌های سخت‌گیرانه از جمله اخراج مهاجرین، تأثیرات منفی قابل‌توجهی بر افکار عمومی گذاشت و در مواردی به شکل‌گیری نارضایتی انجامید.

این فعال رسانه‌ای ادامه داد: در پی برخی رخدادها، فضای عمومی در افغانستان با اندوه و شوک همراه شد و گزارش‌ها حاکی از واکنش‌های عاطفی گسترده در میان مردم بود؛ به‌گونه‌ای که در برخی مناطق، مجالس مذهبی و آیینی به‌طور ویژه به این موضوع اختصاص یافت.

وی به برگزاری مجالس متعدد، سروده‌شدن اشعار و شکل‌گیری آیین‌های سوگواری اشاره کرد و گفت: این واکنش‌ها نشان‌دهنده عمق ارتباط عاطفی میان مردم افغانستان و تحولات ایران است.

کاظمی با اشاره به فعالیت‌های مهاجرین افغانستانی در داخل کشور گفت:
در این دوره، اشکال مختلفی از کنشگری از سوی این جامعه شکل گرفت، از جمله:

  • برپایی موکب‌ها
  • تشکیل کاروان‌های خودرویی
  • حضور در تجمعات و راهپیمایی‌ها
  • تولید آثار رسانه‌ای و هنری

وی تأکید کرد: با وجود گستردگی این فعالیت‌ها، پوشش رسانه‌ای آن‌ها به‌ویژه در رسانه ملی بسیار محدود بوده است.

به گفته وی، مهاجرین افغانستانی علاوه بر حضور میدانی، در حوزه رسانه نیز فعال بودند و در پاسخ به شبهات و روایت‌سازی‌های نادرست، نقش قابل‌توجهی ایفا کردند.

کاظمی افزود: این اقدامات در کنار برگزاری مجالس مذهبی و آیینی، بخشی از تلاش‌های این جامعه برای تبیین مواضع خود بود.

این پژوهشگر با اشاره به تحرکات مهاجرین افغانستانی در خارج از کشور گفت: در برخی کشورهای اروپایی و حتی استرالیا، تجمعاتی در حمایت از ایران برگزار شد که از جمله آن می‌توان به گردهمایی‌های قابل‌توجه در شهرهایی مانند فرانکفورت اشاره کرد.

وی این تحرکات را یکی از ابعاد مهم و کمتر دیده‌شده این رخدادها دانست.

کاظمی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: جامعه مهاجرین افغانستانی، به‌ویژه در خارج از کشور، می‌تواند بخشی از «عمق استراتژیک» ایران تلقی شود.

وی افزود: بهره‌گیری از این ظرفیت، نیازمند سیاست‌گذاری دقیق، تقویت ارتباطات و توجه به نقش‌آفرینی این جامعه در عرصه‌های مختلف است.

پیوندهای فرهنگی ایران و افغانستان در بستر تاریخ

علیرضا بلیغ، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، در ابتدای سخنان خود با تأکید بر لزوم تحلیل بنیادین مسائل مرتبط با مهاجرین اظهار کرد: برای فهم دقیق این موضوع، باید از سطح تحلیل‌های مقطعی عبور کرده و با نگاهی کلان و در «قاب بزرگ‌تر» به آن پرداخت.

وی افزود: بدون توجه به عمق تاریخی تحولات منطقه، امکان درک چرایی بسیاری از پدیده‌های امروز، از جمله مسئله مهاجرت، وجود ندارد.

بلیغ با اشاره به افول حکومت صفویه به‌عنوان یکی از نقاط عطف تاریخی گفت: این دوره هم‌زمان با گسترش قدرت بریتانیا در منطقه بود و تضعیف حکومت مرکزی ایران، زمینه‌ساز شکل‌گیری شکاف‌های سیاسی و جغرافیایی گسترده شد.

وی تأکید کرد: این خلأ قدرت، فرصت را برای مداخله بازیگران خارجی فراهم کرد و روندهای تجزیه و تغییر مرزها را تسریع بخشید.

این پژوهشگر با اشاره به دوره نادرشاه افشار اظهار کرد: نادرشاه یکی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی تاریخ ایران بود، اما برخی تصمیمات راهبردی وی، از جمله حمله به هند، تبعات ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی به‌همراه داشت.

به گفته بلیغ، این اقدام در نهایت به تضعیف پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان ایران و شبه‌قاره هند انجامید؛ پیوندهایی که پیش‌تر در قالب گسترش زبان فارسی و روابط فرهنگی عمیق شکل گرفته بود.

وی با اشاره به گستره تاریخی زبان فارسی در منطقه افزود: در دوره‌هایی، زبان فارسی نه‌تنها در هند، بلکه در بخش‌هایی از چین و مناطق پیرامونی نیز رواج داشت، اما تحولات سیاسی و مداخلات خارجی به‌تدریج این حوزه فرهنگی را محدود کرد.

بلیغ تصریح کرد: این روند، بخشی از پروژه کلان تغییر هویت فرهنگی منطقه بود.

عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی با اشاره به سیاست‌های استعماری بریتانیا گفت: یکی از اقدامات کلیدی این کشور، جداسازی افغانستان از ایران با هدف ایجاد یک منطقه حائل میان روسیه (شوروی سابق) و هند بود.

وی افزود: این سیاست‌ها در ادامه، به شکل‌گیری ساختارهای سیاسی جدید در منطقه، از جمله ایجاد پاکستان، و تشدید روندهای تجزیه‌گرایانه دامن زد.

بلیغ با تأکید بر نقش ضعف حکومت مرکزی ایران در این تحولات اظهار کرد: هرگاه دولت مرکزی در ایران تضعیف شده، زمینه برای مداخلات خارجی و تغییرات ژئوپلیتیکی فراهم شده است.

وی این مسئله را یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری وضعیت کنونی منطقه دانست.

این پژوهشگر در ادامه، انقلاب اسلامی را نقطه‌ای مهم در بازتولید هویت منطقه‌ای ارزیابی کرد و گفت: انقلاب اسلامی به‌عنوان یک نیروی هویتی، زمینه احیای پیوندهای فرهنگی و اعتقادی در منطقه را فراهم کرد.

وی افزود: این تحول، معادلات پیشین را به چالش کشید و نوعی بازگشت به هویت جمعی را رقم زد.

بلیغ در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی رویکردهای غرب‌گرایانه در تاریخ معاصر ایران اظهار کرد: برخی جریان‌ها، از جمله در دوره پهلوی، به‌دنبال الگوبرداری کامل از غرب بودند، در حالی‌که احیای هویت ایرانی-اسلامی می‌تواند معادلات قدرت را در سطح منطقه و حتی فراتر از آن تغییر دهد.

وی در جمع‌بندی تأکید کرد: مسئله مهاجرین افغانستانی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب‌های اجتماعی یا اقتصادی تحلیل کرد، بلکه این موضوع ریشه در تحولات تاریخی، تغییرات ژئوپلیتیکی و بازتعریف هویت در منطقه دارد.

بلیغ خاطرنشان کرد: هرگونه سیاست‌گذاری در این حوزه، نیازمند توجه هم‌زمان به این ابعاد و درک پیوستگی آن‌هاست.

...............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha