۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۰
 راز شکست‌ناپذیری حکومت علوی

بر اساس آیات قرآن و سیره علوی، رسیدن به حکومت عدل و غلبه بر دشمن بدون مشارکت آگاهانه مردم ممکن نیست. خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید تصریح می‌کند که هدف بعثت، "قیام مردم به قسط" است، نه تحمیل عدالت از بالا. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه نیز ضعف و سستی مردم را مهم‌ترین آفت حکومت عادلانه می‌دانند؛ زیرا تنها با پشتوانه مردمیِ صبور، هوشیار و مقاوم است که حاکم عادل می‌تواند در برابر مفسدان و دشمنان ایستادگی کرده و عدالتِ سختگیرانه را جاری سازد.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: بعثت پیامبر اکرم (ص) تنها یک انقلاب فردی در اخلاق و معنویت نبود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ سیاست و حکمرانی بشری به شمار می‌رود. درسی که از سیره نبوی و علوی فرا می‌گیریم این است که تشکیل حکومت عدل، بدون مشارکت آگاهانه و همه‌جانبه مردم نه ممکن است و نه ماندگار. امروزه بسیاری از جریان‌های معاصر، مفهوم «حکومت اسلامی» را به نهادی خشک و دیوان‌سالار فروکاسته‌اند که گویی تنها با حضور یک فرد عادل بر مسند قدرت، بی‌نیاز از یاری توده‌ها، می‌تواند عدالت را در جامعه بگستراند. اما نگاهی به قرآن و سیره حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) این تصور را به چالش می‌کشد.

بعثت مردم در قرآن و نهج البلاغه
۱. منطق قرآنی: بعثت برای اقامه قسط، نه صرف دعوت فردی
خداوند در قرآن کریم هدف نهایی از ارسال پیامبران را به روشنی بیان می‌کند و این هدف فراتر از هدایت فردیِ صِرف است. خداونددر قرآن می فرماید:
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...» (1)
«ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان (قانون عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.»
دقت در عبارت «لِیَقُومَ النَّاسُ» (تا مردم برپا دارند) نشان می‌دهد که پیامبران قرار نبودند به تنهایی دیکتاتورانی عادل باشند که از بالا عدالت را تحمیل کنند؛ بلکه مأموریت آن‌ها ایجاد بستری بود که خودِ مردم، به عنوان جانشینان الهی بر زمین، متولی امر قسط شوند و نظامِ قائم به عدل را تشکیل دهند.
این منطق قرآنی به صراحت می‌گوید که حکومت عدل، یک امانت الهی است که به دست مردم به فعلیت می‌رسد. پیامبر (ص) در مدینه، اولین حکومت را نه با زور شمشیر صِرف، بلکه با بیعت و مشارکت فعال مهاجران و انصار پایه‌ریزی کرد. بیعت، به عنوان یک قرارداد سیاسی دوجانبه، نشان می‌دهد که حاکمیت بدون رضایت و پشتیبانی جمعی مشروعیت اجرایی کامل پیدا نمی‌کند .

۲. سیره نبوی: راز غلبه، اتکا به همراهی مردم بود
راز موفقیت پیامبر (ص) در برابر ابرقدرت‌های زمان (روم و ایران) و نیز مشرکان قریش، تنها در معجزه نظامی خلاصه نمی‌شد. سرعت گسترش اسلام در مدت کوتاه ده سال در مدینه، مرهون مدلی از حکمرانی بود که «حمایت مردمی» را نهادینه ساخت . پیامبر اسلام (ص) با شورا تصمیم می‌گرفت و حتی در قرآن به ایشان دستور داده می‌شود که با مردم مشورت کند. (2)این مشورت، که به عنوان یک اصل قرآنی (وَ أَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ) ذکر شده، به مردم احساس تعلق و مسئولیت می‌داد .
این حس تعلق، به «سپاه دفاعی» مستحکمی تبدیل می‌شد که از نظام نوپای اسلامی در برابر هجمه‌های دشمن محافظت می‌کرد. تحلیلی تاریخی نشان می‌دهد که اگر بستر اجتماعی و پذیرش مردمی در مکه فراهم بود، پیامبر (ص) می‌توانست سال‌ها زودتر حکومت تشکیل دهد، اما تأکید بر آمادگی جمعی و وجود «تیمی قوی از افراد شایسته» که در اخلاق و عمل تربیت یافته باشند، شرط اساسی برای تحقق قدرت بود .

۳. روایت امیرالمؤمنین (ع): عدالت سختگیرانه در حکومت، نیازمند پشتوانه صبور و هوشیار
در این میان، نقش مردم در تحقق حکومت عدل در زمان حکومت کوتاه اما درخشان امیرالمومنین علی (ع) به اوج خود می‌رسد. آن حضرت که تجربه زیسته در سه دهه پس از پیامبر (ص) را داشت، به خوبی می‌دانست که یک حاکم عادل تا چه حد به یاری مردمی نیاز دارد که نه تنها اطاعت کنند، بلکه در برابر ظلم بایستند و استقامت بورزند.
اگر بخواهیم به زیان‌بارترین آفتی که حکومت عدل را تهدید می‌کند اشاره کنیم، از منظر امیرالمؤمنین (ع)، آن «ضعف و سستی مردم» و ترجیح دادن رفاه شخصی بر مسئولیت اجتماعی است. در نهج‌البلاغه،امیرالمومنین علی (ع) بارها از کاهش یاران واقعی خود و نقض غم انگیز عهد و پیمان توسط خواص شکوه می‌کند.
نکته مهم در سیره علوی این است که ایشان با وجود آگاهی از عواقب سخت، هرگز باج به ناحق نداد و مصلحت‌اندیشی نکرد. این صراحت و قاطعیت امام (ع) در برابر مفسدان اقتصادی و سیاسی، اگرچه برای برخی از خواص که منافعشان در معرض خطر بود، سنگین می‌آمد، اما نشان می‌دهد که مردم مؤمن باید خود را وقف حمایت از چنین حاکمیتی کنند. حکومت عدل، حکومت بر قلوب و عقل‌هاست، نه بر شکم‌ها. غلبه بر دشمن بیرونی زمانی میسر است که دشمن درونی (جهل، ترس و تفرقه) در میان مردم ریشه‌کن شود.

۴. چگونه مردم به غلبه بر دشمن و تحقق عدل می‌رسند؟
تأثیر عملی مردم در این فرآیند سه مرحله دارد:
​​​​​​1. آماده‌سازی و تربیت (تمکی​ن): همانطور که پیامبر در مکه و یارانش در شعب ابی‌طالب مقاومت کردند تا جامعه‌ای بار آید که لیاقت حکومت دارد، امروز نیز بدون جامعه‌ای که ارزش‌های عدالت را درونی کرده باشد، هر دولتی محکوم به فساد یا سقوط است .

2. مشارکت و نظارت (مراقبت): حکومت اسلامی بر اساس اصل «امر به معروف و نهی از منکر» استوار است. مردم با حضور در صحنه‌های انتخاباتی، مشورت‌دهی و نقد عالمانه، حکومت را به مسیر عدل بازمی‌گردانند. مردمی که نظارت نکنند، به ظلم حاکم جاهل رضایت داده‌اند.

3. حمایت اقتصادی و جهادی (پایداری): دشمن وقتی طمع می‌کند که جامعه را در حال انحطاط اخلاقی و انزواطلبی ببیند. یکی از معجزات حکومت نبوی و علوی، ایجاد «همدلی ملی» و «شکاف قدرت» در برابر دشمن بود. وقتی مردم پشت رهبری عادل متحد شوند، اراده الهی شامل حالشان می‌شود و در آن صورت، هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد .

۵. حکمرانی خوب در ترازوی علوی
در نظام فکری اسلام، «حکمرانی خوب» مفهومی منحصر به فرد است که در آن، خدمت به محرومان و اجرای عدالت سختگیرانه مهم‌ترین شاخصه است . پیامبر (ص) و امام علی (ع) نشان دادند که اجرای حدود الهی (مانند قصاص و قطع ید سارق) حتی اگر مربوط به افراد با نفوذ جامعه باشد، تخطی‌ناپذیر است. این امر فقط در سایه حمایت مردمی از قانون میسر است. اگر جامعه‌ای نسبت به نفوذ و فساد حساس نباشد، حاکم عاجز می‌ماند .
همچنین، تعبیر «حکومت برای مردم بودن»(3) در بیانات معاصر رهبرشهید، برگرفته از همین سیره است که حاکم نباید نسبت به رنج مردم بی‌تفاوت باشد. حزن پیامبر برای امت، و حسرت امیرالمومنین علی (ع) از ‌ساده‌پوشی و قناعت، الگویی است که نشان می‌دهد حکومت جزیی از زندگی مردم است، نه قلعه‌ای مستحکم بر فراز آن‌ها .
جامعه امروز ما برای رسیدن به حکومت عدل و غلبه بر دشمنان پیچیده‌ای که با تکنولوژی و فریب رسانه‌ای احاطه‌مان کرده‌اند، راهی جز بازگشت به این سنت الهی ندارد. ما به حرکت جمعی نیاز داریم. بعثت، یعنی بیداری؛ اگر مردم بیدار نباشند و «بپاخیزند»، نمی‌توانند وزنه عدالت را بر زمین سنگین نگه دارند. امیرالمومنین علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِیتَ عَلَی حَسَکِ السَّعْدانِ مُسَهَّداً، أَوْ أُجَرَّ فِی الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً، أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَی اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ، وَ غَاصِباً لِشَیْءٍ مِنَ الْحُوَی» (4).
به خدا سوگند اگر شب را بر روی خار سعدان بیدار بگذرانم، یا مرا بسته در غل و زنجیر بر زمین بکشند، خوشتر دارم از این که روز قیامت با دست آلوده به ستم بر بنده ای و غصب چیزی از حطام دنیا خدا و رسولش را دیدار کنم··· به خدا سوگند اگر هفت اقلیم با آنچه در زیر آسمانهاست به من داده شود به این شرط که با ربودن پوست جوی از دهان موری خدا را نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد!
این عظمت روحی حاکم تنها زمانی قابل درک و تداوم است که مردم پشتوانه‌ای باشند که از چنین حاکمی دفاع کنند و از او پیروی نمایند تا پرچم عدالت در زمین برافراشته بماند و دشمن در بهت و حیرت، راه فرار را در پیش گیرد.


پی نوشت:
1.سوره حدید/آیه25 
2. سوره آل عمران/آیه159
3.بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار مردمی عید غدیر(1403/04/05)
4.نهج‌البلاغه،خطبه 224

فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاوره خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha