۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۷
تنگه هرمز: کلید طلایی اقتصاد ایران در قفل تحریم‌ها

تنگه هرمز به‌عنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان، تنها ابزار راهبردی ایران برای تبدیل تهدید تحریم‌ها به فرصت اقتصادی و دفاع از سرمایه ملی است. قرآن در آیه ۲۷ سوره احزاب («وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ...») حفظ زمین و اموال عمومی را وظیفه شرعی می‌داند؛ ازاین‌رو کنترل ایران بر این آبراه نه تهدید، بلکه حراست از سفره مردم در برابر متجاوزان است. اقتصاد مقاومتی ایجاب می‌کند با تکیه بر این «کلید طلایی»، ضمن بازدارندگی نظامی، از مسیر اخذ عوارض دریایی و مدیریت هوشمندانه، چرخ اقتصاد ملی را به گردش درآورد.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: در نقشه ژئوپلیتیک جهان، نقاطی وجود دارد که نبض اقتصاد جهانی در آنها می‌تپد. یکی از حیاتی‌ترین این نقاط، تنگه هرمز است؛ آبراهی باریک در همسایگی آب‌های جنوبی ایران که روزانه حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت (نزدیک به یک‌پنجم مصرف جهان) و ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی (ال‌ان‌جی) از آن عبور می‌کند. برای سال‌ها، رسانه‌های غربی سعی کرده‌اند کنترل ایران بر این تنگه را «تهدید» و «باج‌خواهی» معرفی کنند. اما از منظر حقوق بین‌الملل و امنیت ملی، نظارت ایران بر این آبراه نه تنها یک حق مسلم، بلکه تنها ابزار هوشمندانه برای دفاع از سرمایه ملی در برابر زیاده‌خواهی‌های بیگانگان است.

چرا کنترل این آبراه استراتژیک، نه یک تهدید که یک فرصت تاریخی برای احیای سرمایه ملی است؟
۱. اهمیت راهبردی تنگه هرمز (نبض اقتصاد جهان)
تنگه هرمز به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، حلقه اتصال خلیج فارس (به عنوان بزرگترین منبع ذخایر نفتی جهان) به آب‌های آزاد است. در صورت بروز هر گونه بحران در این منطقه، نه تنها قیمت نفت و بیمه‌های دریایی افزایش جهشی پیدا می‌کند، بلکه زنجیره تامین انرژی کشورهای صنعتی را با اختلال مواجه می‌سازد.
برای ایران، این تنگه یک خط مقدم دفاعی است. کارشناسان معتقدند برخلاف ادعای آمریکا که به دنبال “آزادی دریانوردی” است، نظامیان و تحلیلگران مستقل می‌دانند که راه‌حل نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز وجود ندارد و هر گونه درگیری مستقیماً اقتصاد آمریکا و متحدانش را نشانه خواهد رفت. در واقع، کنترل این منطقه به ایران «حق وتو» بر سیاست‌های انرژی جهان داده است.

۲. دفاع از سرمایه ملی: چرا این دارایی استراتژیک است؟
برخی ممکن است بپرسند مگر یک آبراه چگونه می‌تواند «سرمایه ملی» باشد؟ پاسخ در روایت قرآنی نهفته است. در اسلام، حفاظت از اموال، زمین‌ها و منابع عمومی در مقابل متجاوزان، یک وظیفه شرعی و عقلی است.
قرآن کریم می‌فرماید:
«وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا...»(1)
«و خداوند زمین‌ها و خانه‌ها و اموالشان و سرزمینی را که هرگز گام بر آن ننهاده بودید، به شما میراث داد...» .
این آیه نشان می‌دهد که «زمین» و «اموال»به عنوان امانتی در دست انسان‌هاست و باید از آن حراست شود. حفاظت از تنگه هرمز نیز در ذیل همین آیه معنا می‌شود؛ چرا که این آبراه نه فقط یک گذرگاه، بلکه شاهراه حیاتی اقتصاد ایران است. هرگونه تهدید خارجی علیه امنیت آن، مستقیماً به معنای تهدید سفره مردم ایران و «سرمایه ملی» است.

۳. اقتصاد مقاومتی و بهره‌برداری هوشمندانه
یکی از اصول اقتصاد مقاومتی، استفاده از تهدیدها برای تبدیل آن‌ها به فرصت است. تحریم‌های فلج‌کننده غرب، ایران را مجبور کرد تا به سمت خودکفایی و بهره‌برداری حداکثری از سرمایه‌های داخلی پیش برود.

تنگه هرمز در این میان نقشی دوگانه دارد:
1. بازدارندگی: وجود این تنگه در اختیار ایران، باعث می‌شود هزینه حمله نظامی به ایران برای دشمنان بسیار بیشتر از منافع احتمالی‌شان باشد. همانطور که کارشناسان غربی اذعان دارند، حتی اگر درگیری تمام شود، هزینه بیمه کشتی‌ها به دلیل خطرات باقی‌مانده تا ماه‌ها بالا خواهد ماند.

2. درآمدزایی: ایران به موجب کنوانسیون حقوق دریاها، حق نظارت بر عبور کشتی‌ها و حتی اخذ عوارض برای ارائه خدمات ایمنی در آب‌های خود را دارد. این یک منبع درآمد ارزی پایدار برای جبران کسری بودجه ناشی از تحریم‌هاست. این همان “کارآفرینی از دل تهدید” است که سرمایه ملی را غنی می‌سازد.
قرآن، مؤمنان را از سوق دادن خود به نابودی برحذر می‌دارد:
«وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ...»(2)
«...و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید...» .
بر اساس این آیه، اگر ایران به دلیل فشارهای روانی و تهدیدات، از حقوق مسلم خود در کنترل تنگه هرمز عقب‌نشینی کند، عملاً با دست خود زمینه نابودی سرمایه‌های ملی (فروپاشی اقتصادی ناشی از وابستگی به بیگانگان) را فراهم کرده است. بنابراین، ایستادگی بر سر این حق، نه لجاجت، بلکه مصداق «احسان» و «عدم القای در تهلکه»است.

۴. قدرت نرم و نظم نوین جهانی
رویدادهای اخیر (جنگ‌های نیابتی و تنش‌های منطقه) ثابت کرد که امنیت منطقه بدون در نظر گرفتن منافع ایران، امنیتی لرزان و موقتی است. بستن یا محدود کردن تنگه هرمز توسط ایران در واکنش به اقدامات خصمانه، معادلات قدرت را تغییر داده است.
امروز دیگر کشورهای بزرگی مانند چین و پاکستان با نگاه به شرق (کریدور CPEC و بندر گوادر) به دنبال راه‌های جایگزین برای کاهش وابستگی به هرمز هستند. این خود گواهی بر عظمت این ابزار راهبردی است. ایران با مدیریت این تنگه، ثابت کرده که امنیت منطقه بدون همکاری با قدرت برتر آن یعنی ایران، ممکن نیست.

5. از تحریم تا درآمدزایی؛ الگوی بندرعباس تا بندر گوادر
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل‌های اقتصادی، نگاه صرفاً «هزینه‌ای» به تنگه هرمز است. بسیاری فقط به این فکر می‌کنند که «بستن تنگه هرمز، صادرات نفت خود ایران را هم مختل می‌کند». این نگاه، نگاهی ایستا و غیرخلاقانه است.
نگاه پویا و کارآفرینانه می‌گوید: تنگه هرمز یک منبع درآمد پایدار و چندلایه است که می‌تواند مستقیماً به جبران کسری بودجه و ایجاد اشتغال کمک کند.
الف) عوارض عبور و خدمات دریایی
بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS)، کشورهای ساحلی حق دارند برای ارائه خدمات ایمنی، لایروبی، راهنمایی کشتی‌ها و کنترل ترافیک دریایی، عوارض دریافت کنند. ایران می‌تواند با ایجاد سازمان نظارت بر ترانزیت تنگه هرمز، سالانه میلیاردها دلار از این محل درآمدزایی کند. این دقیقاً همان مدلی است که کشورهایی مانند مصر (از کانال سوئز) و پاناما (از کانال پاناما) دهه‌ها از آن بهره می‌برند.

ب) کریدورهای جایگزین و افزایش چانه‌زنی
تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، باعث شده کشورهایی مانند چین، پاکستان و روسیه به راه‌های جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب (از ایران به آسیای میانه و روسیه) و بندر چابهار روی آورند. این کریدورها مستقیماً از خاک ایران می‌گذرند و ایران می‌تواند از ترانزیت کالا از این مسیرها، درآمدهای کلان ارزی کسب کند.
مقایسه با بندر گوادر پاکستان: پاکستان با سرمایه‌گذاری چین، بندر گوادر را به یکی از بنادر استراتژیک تبدیل کرده است. ایران نیز با تکمیل بندر چابهار و اتصال آن به شبکه ریلی سراسری، می‌تواند به هاب ترانزیتی منطقه تبدیل شود. تنگه هرمز در این میان، اهرم فشاری است که سرمایه‌گذاران خارجی را مجبور می‌کند به جای دور زدن ایران، از ظرفیت‌های ترانزیتی آن استفاده کنند.

ج) تحریم‌ناپذیر کردن اقتصاد ملی
استفاده هوشمندانه از تنگه هرمز، اقتصاد ایران را تحریم‌ناپذیر می‌کند. چون هر کشوری که بخواهد نفت بخرد یا کالایی جابه‌جا کند، چاره‌ای جز عبور از آبی ندارد که تحت نظارت ایران است. این یعنی «حق وتوی غیررسمی» تهران بر تجارت انرژی جهان.
قرآن می‌فرماید:
«وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَیٰ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»(3)
«و هر آنچه به شما داده شده، کالای زندگی دنیا و زیور آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است. آیا نمی‌اندیشید؟»
این آیه یادآوری می‌کند که سرمایه ملی (نفت، زمین، موقعیت جغرافیایی) وسیله‌ای برای ساختن زندگی بهتر و مستقل است، نه هدف نهایی. تنگه هرمز ابزاری است برای رسیدن به عزت، استقلال و پیشرفت؛ نه اینکه به خاطر ترس از دست دادن آن، عزت خود را فدا کنیم.

کلید طلایی در دستان مردم
تنگه هرمز برای ایران، چیزی فراتر از یک تنگه است؛ او خط مقدم دفاع از عزت و سرمایه ملی است. همانطور که ملکه بلقیس در قرآن با درایت و مشورت از سرمایه قومش محافظت کرد، امروز نیز جمهوری اسلامی ایران با درایت و تکیه بر داشته‌های طبیعی و جغرافیایی خود، از منافع ملی پاسداری می‌کند.
برای حفظ این سرمایه بزرگ، دو راه بیشتر نیست:
1. تقویت بنیه نظامی و دفاعی در این منطقه برای حفظ بازدارندگی.
2. مدیریت هوشمندانه سیاسی برای اخذ حقوق مادی و معنوی ایران در قبال تامین امنیت این آبراه حیاتی.
این تنگه، نه یک تهدید که کلید طلایی رهایی از قفل تحریم‌ها و چرخاندن چرخ های اقتصاد ملی است. حفاظت از آن، حفاظت از سفره هر ایرانی است.


پی نوشت:
1. سوره احزاب/آیه 27
2. سوره بقره/آیه 195
3. سوره قصص /آیه 60


فیروزه دلداری( پژوهشگر، مشاوره خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha