۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
از سایگون تا تهران؛ شباهت‌های جنگ ایران و ویتنام از نگاه تحلیلگر آمریکایی

تحلیلگر آمریکایی معتقد است که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به‌سرعت در حال تبدیل شدن به نسخه‌ای جدید از تجربه شکست‌خورده آمریکا در جنگ ویتنام، می‌باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیش از پیش به تجربه فاجعه‌بار آمریکا در ویتنام شباهت پیدا کرده است. این مسئله را «گیدئون رز» تحلیلگر سیاسی آمریکایی می‌گوید که معتقد است شباهت میان دو بحران نه در جغرافیا یا ایدئولوژی بلکه در ساختار راهبردی جنگ‌ها و نحوه رفتار رهبران آمریکایی تحت فشار نمایان شده است.

براساس گزارش شبکه الجزیره، گیدئون رز در یادداشتی در مجله «فارن افرز» نوشته است که دولت «دونالد ترامپ» تنها ظرف دو ماه، همان پنج مرحله‌ای را طی کرده که دولت «لیندون جانسون» در جنگ ویتنام پشت سر گذاشت. مراحلی که شامل مداخله، تشدید درگیری، رسیدن به بن‌بست نظامی و در نهایت حرکت به سمت مذاکره است. 

به باور این تحلیلگر آمریکایی، واشنگتن اکنون وارد مرحله‌ای شبیه دوران ریاست‌جمهوری «ریچارد نیکسون» شده است. مرحله‌ای که در آن آمریکا به‌دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از جنگی پرهزینه است که نتوانسته اهداف سیاسی اصلی خود را محقق کند.

.

از سایگون تا تهران؛ شباهت‌های جنگ ایران و ویتنام از نگاه یک تحلیلگر آمریکایی

.

تکرار الگوی ویتنام

نویسنده با مرور تجربه دولت جانسون در دهه ۱۹۶۰ توضیح می‌دهد که آمریکا آن زمان از بیم سقوط ویتنام جنوبی و شهر «سایگون» پایتخت آن به دست نیروهای کمونیست ویتنام شمالی، دامنه مداخله خود را گسترش داد.

با وجود تردیدهای جدی درباره امکان پیروزی، واشنگتن تصور می‌کرد که افزایش فشار نظامی می‌تواند ویتنام شمالی را وادار به عقب‌نشینی کند.

به همین دلیل، آمریکا ابتدا کمک‌های نظامی و مستشاران خود را افزایش داد، سپس به بمباران گسترده روی آورد و در نهایت نیروهای زمینی عظیمی به منطقه اعزام کرد. اما ویتنام شمالی، با وجود برتری نظامی گسترده آمریکا، حاضر به عقب‌نشینی از اهداف خود نشد.

تا سال ۱۹۶۸، جنگ ویتنام به بحرانی بزرگ برای آمریکا تبدیل شد. بحرانی که هم هزینه‌های اقتصادی سنگینی برای آمریکا ایجاد کرد و هم اعتراضات گسترده داخلی و تلفات انسانی فزاینده را برای این کشور به همراه داشت. همین شرایط دولت جانسون را وادار کرد به‌دنبال راه خروج باشد و مدیریت بحران را به ریچارد نیکسون بسپارد.

ایران؛ نسخه جدید ویتنام؟

رز معتقد است که جنگ کنونی علیه ایران تقریباً همان مسیر را طی می‌کند.

به نوشته او، پس از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به برنامه هسته‌ای ایران در سال ۲۰۲۵، واشنگتن نگران بود که تهران دوباره توان نظامی و برنامه هسته‌ای خود را بازسازی کند.

در همین چارچوب، ترامپ با طرح رژیم صهیونیستی برای اجرای ضربه‌ای قاطع با هدف سرنگونی کامل حکومت ایران، موافقت کرد.

آمریکا و رژیم صهیونیستی در فوریه ۲۰۲۶ حمله مشترکی را آغاز کردند که به کشته شدن شماری از مقامات و فرماندهان ارشد ایرانی از جمله آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، انجامید.

اما نویسنده تأکید می‌کند که این راهبرد در رسیدن به هدف اصلی خود شکست خورد. چرا که ساختار حاکمیت ایران به رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به فعالیت ادامه داد و تهران نیز با ایجاد اختلال در تردد دریایی خلیج فارس و محدود کردن عبور و مرور در تنگه هرمز، بحران جهانی انرژی را تشدید کرد.

.

از سایگون تا تهران؛ شباهت‌های جنگ ایران و ویتنام از نگاه یک تحلیلگر آمریکایی

.

«نظریه مرد دیوانه» و فشار بر ایران

رز می‌گوید ترامپ پس از آن از الگوی تشدید تنش به سبک جانسون فاصله گرفت و به سیاست فشار و تهدیدی روی آورد که در دوران نیکسون به نظریه مرد دیوانه مشهور بود.

در دوران جنگ ویتنام، نیکسون و وزیر خارجه‌اش «هنری کیسینجر» تلاش کردند با تهدیدهای نظامی و افزایش فشار، ویتنام شمالی را مرعوب و وادار به تسلیم کنند. اما این سیاست شکست خورد، زیرا رهبران ویتنام شمالی باور داشتند می‌توانند آمریکا را از نظر سیاسی و روانی فرسوده کنند.

به اعتقاد رز، ایران امروز نیز همین رویکرد را دنبال می‌کند. به‌طوری که نه تهدیدهای آمریکا و نه مذاکرات غیرمستقیمی که با میانجیگری پاکستان انجام می‌شود، نتوانسته تهران را به دادن امتیازهای تعیین‌کننده وادار کند.

او می‌گوید که ایران بر طولانی شدن جنگ و فرسایش تدریجی اراده واشنگتن، حساب باز کرده است.

پایان جنگ؛ توافقی شبیه پاریس؟

این تحلیلگر آمریکایی پیش‌بینی می‌کند که جنگ در نهایت با توافقی مشابه توافق پاریس در سال ۱۹۷۳ که مداخله مستقیم آمریکا در ویتنام را پایان داد، ختم یابد. 

به گفته او، چنین توافقی احتمالاً به توقف درگیری‌ها و بازگشایی مسیرهای تجارت دریایی منجر خواهد شد، اما مسائل اصلی مانند آینده برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت نظام سیاسی این کشور را به آینده موکول می‌کند.

رز در پایان نتیجه می‌گیرد که تجربه ایران بار دیگر یک الگوی تکرارشونده در سیاست خارجی آمریکا را آشکار کرده است. این تصور که برتری نظامی می‌تواند به‌سادگی تحولات سیاسی بزرگ ایجاد کند، در حالی که این جنگ‌ها اغلب به درگیری‌های فرسایشی طولانی تبدیل می‌شوند و سرانجام با مذاکره و عقب‌نشینی پایان می‌یابند، بی‌آنکه اهداف اولیه جنگ محقق شده باشد.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha