به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ بر اساس یافتههای مؤسسه تحقیقات صلح اسلو (PRIO)، بحران کنونی میان پاکستان و طالبان، صرفاً یک تنش مرزی مقطعی نیست، بلکه بازتابی از تضادهای بنیادین در تعریف «امنیت ملی» برای هر دو طرف است.
این گزارش تصریح میکند که با وجود دههها پیوند میان اسلامآباد و هسته سخت طالبان، اکنون دو طرف درگیر یک «پارادوکس بیاعتمادی» شدهاند که ریشه در اختلافات تاریخی بر سر «خط دیورند» دارد؛ زخمی که با گذشت بیش از یک قرن، همچنان به عنوان مانعی برای شناسایی رسمی مرزها و تثبیت حاکمیت عمل میکند.
بخش محوری گزارش اسلو بر ناکامی پاکستان در تغییر رفتار طالبان نسبت به «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) تمرکز دارد.
در حالی که اسلامآباد انتظار داشت پس از سال ۲۰۲۱، کابل به عنوان پاداش حمایتهای پیشین، علیه شورشیان TTP اقدام کند، طالبان با اتخاذ رویکردی مستقل، از قربانی کردن همپیمانان ایدئولوژیک خود سر باز زده است.
این گزارش تأکید میکند که حملات فزاینده در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان، روابط دو کشور را از فاز «همکاری استراتژیک» به مرحله «تقابل آشکار» کشانده است.
تحلیلگران مؤسسه اسلو بر این باورند که پاکستان در واکنش به انسداد دیپلماتیک، به «سیاستهای فشار مستقیم» روی آورده است.
اخراج گسترده و اجباری پناهجویان افغانستانی و اعمال محدودیتهای ترانزیتی در گذرگاههای راهبردی مانند تورخم و اسپینبولدک، ابزارهایی هستند که اسلامآباد برای تحمیل اراده سیاسی خود بر کابل به کار گرفته است.
با این حال، این گزارش هشدار میدهد که این اقدامات نه تنها منجر به تغییر رفتار طالبان نشده، بلکه فشار انسانی بیسابقهای را بر اقتصادِ در حال فروپاشی افغانستان تحمیل کرده است.
در بخش پایانی این تحلیل، به نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی اشاره شده است که هر کدام به دنبال گسترش نفوذ خود در جغرافیای سیاسی افغانستان هستند.
این رقابتها، روند دستیابی به یک چارچوب گفتوگوی منظم و پایدار را پیچیدهتر کرده است.
مؤسسه صلح اسلو در نهایت نتیجهگیری میکند که بدون یک اراده جمعی برای اعتمادسازی و حلوفصل دعاوی مرزی، این مناقشه به عنوان یکی از پایدارترین کانونهای بیثباتی در جنوب آسیا باقی خواهد ماند؛ بحرانی که به گفته این مؤسسه، در حال حاضر «بدون افق» و دور از دسترسِ دیپلماسی کلاسیک به نظر میرسد.
..............
پایان پیام/
نظر شما