به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ میدلایستآی در یادداشتی نوشت که در بریتانیا و بخشهایی از اروپا، اصل «آزادی بیان» دیگر صرفاً بهعنوان یک ارزش دموکراتیک بیطرف به کار نمیرود، بلکه بهطور فزایندهای به ابزاری برای دفاع از گفتارها و حرکتهای سیاسیِ جهتدار علیه مسلمانان تبدیل شده است. نویسنده، راهپیمایی ماه گذشته و ضداسلامی «اتحادیه پادشاهی» در لندن را نمونهای از این وضعیت میداند؛ جایی که بسیاری از حامیان این تجمع، بهجای ردّ صریح شعارهای ضدمهاجرتی و اسلامهراسانه، از زبان «حق آزادی بیان» برای دفاع از آن استفاده کردند.
وقتی نقد اسلامهراسی، «تهدید» معرفی میشود
در این یادداشت آمده است که در سالهای اخیر، هرگونه انتقاد از اسلامهراسی یا تلاش برای مقابله با تبعیض علیه مسلمانان، در مواردی بهعنوان اقدامی برای «خاموش کردن صداها» یا «محدود کردن حقیقتهای تلخ» معرفی شده است. میدلایستآی مینویسد در مقابل، سخنانی که مستقیماً مسلمانان را هدف میگیرد، غالباً در قالب «اظهارنظر مشروع»، «طنز» یا «نگرانی ملی» بازتعریف میشود. به باور نویسنده، مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا آزادی بیان وجود دارد یا نه؛ بلکه این است که بیان چه کسانی حمایت میشود، سخن چه کسانی تهدید تلقی میشود و کدام صداها برای هویت ملی خطر معرفی میشوند.
دوگانگی آشکار در قبال مسلمانان بریتانیا
این گزارش با اشاره به مباحث مربوط به اسلامهراسی در بریتانیا میافزاید که طی سالهای گذشته، شماری از سیاستمداران، روزنامهنگاران و اعضای مجلس اعیان، تعریف کردن مفهوم اسلامهراسی را خطری برای آزادی بیان دانستهاند. در همین چارچوب، انتقادها از «نیک تیموتی» نماینده پارلمان بریتانیا به دلیل اظهارنظر او درباره نماز جمعی مسلمانان، بهسرعت از یک بحث درباره لحن و محتوای ضداسلامی، به نزاعی بر سر «حمله به آزادی بیان» تبدیل شد. نویسنده این وضعیت را نشانهای از یک عدم توازن عمیق میداند که در آن، آنچه بارها در نام آزادی بیان دفاع میشود، نه «بیان» بهطور کلی، بلکه گفتار نژادزده علیه مسلمانان است.
ریشههای تاریخی یک رویکرد تبعیضآمیز
میدلایستآی در ادامه، این رویکرد را دارای سابقه تاریخی در بریتانیا توصیف میکند و مینویسد مخالفت با قوانین ضدتبعیض نژادی در دهههای گذشته نیز اغلب نه با زبان صریح نژادپرستی، بلکه با ادعای دفاع از آزادی، ارزشهای ملی و سنتهای بریتانیایی صورت میگرفت. در یادداشت آمده است که هنگام بررسی قوانین روابط نژادی در سالهای ۱۹۶۵، ۱۹۶۸ و ۱۹۷۶، برخی مخالفان محافظهکار این قوانین را محدودکننده آزادی بیان معرفی میکردند. به نوشته نویسنده، ادبیات آن دوران با آنچه امروز در مخالفت با مقابله با اسلامهراسی شنیده میشود، شباهت زیادی دارد.
طنز، شوخی و عادیسازی تحقیر مسلمانان
در همین زمینه، میدلایستآی به ویدئویی از راهپیمایی اتحادیه پادشاهی «Unite the Kingdom» اشاره میکند که پس از انتشار، واکنشهای زیادی برانگیخت؛ در این ویدئو سه زن روی صحنه با لحنی تمسخرآمیز به پوشش زنان مسلمان میپردازند و بخشهایی از جمعیت با تشویق و خنده همراهی میکنند. نویسنده میگوید پس از بالا گرفتن انتقادها، برخی چهرههای رسانهای تلاش کردند این رفتار را با برچسب «شوخی» و «طنز» کماهمیت جلوه دهند؛ رویکردی که به گفته او، بارها برای عادیسازیِ تحقیر اقلیتها به کار رفته است.
«استثمار فلسطین»؛ استثنایی برای سرکوب آزادی بیان
یادداشت همچنین به سرکوب بیانهای حمایتی از فلسطین پس از اکتبر ۲۰۲۳ اشاره میکند. نویسنده مینویسد از آن زمان، دانشگاهها و دولتهای بریتانیا، آمریکا و اروپا محدودیتهایی را بر فعالیتها و بیانهای حامی فلسطین اعمال کردهاند. این وضعیت بهعنوان «استثمار فلسطین» در آزادی بیان توصیف شده است، که نشان میدهد آزادی بیان در عمل بیشتر از یک اصل لیبرال، یک مکانیسم نژادزده است: تصمیم میگیرد کدام صداها مشروع هستند و کدام مشکوک.
آزادی بیان؛ بازیگری در قدرت و سلسلهمراتب نژادی
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که تاریخ نشان میدهد صداهای بلند «آزادی بیان» اغلب زمانی ظاهر میشوند که سلسلهمراتب نژادی به چالش کشیده میشوند. آزادی بیان، در نهایت، درباره گفتار نیست، بلکه درباره قدرت است؛ کیست که بتواند سخن بگوید، کدام شکایتها شنیده میشوند و کیست که انسانیتش به رسمیت شناخته میشود. این یادداشت با تأکید بر این الگو، هشدار میدهد که تا زمانی که آزادی بیان بهصورت نامتوازن به کار گرفته شود، مسلمانان و دیگر اقلیتهای نژادی در اروپا، از حقوق کامل خود محروم خواهند ماند.
................
پایان پیام
نظر شما