به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ همزمان با شروع جنگ آمریکا علیه ایران و حملات موشکی و پهپادی ایران در دفاع از حاکمیت خود به نقاطی که از پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس مورد حمله قرار گرفته بود تدابیر امنیتی و سرکوبگرایانه حاکمان خلیجی علیه مردم خود شدت گرفت.
در این میان مقامات سیاسی بحرین تدابیر سرکوبگرایانه خود علیه شیعیان این کشور را تشدید کردهند؛ شکنجه، بازداشتهای سریالی و مصادره اموال شیعیان و حسینیهها و مساجد تنها بخشی از اقدامات سرکوبگرایانه آلخلیفه است.
دکتر راشد الراشد فعال سیاسی بحرینی در رابطه با تصمیم مقامات بحرینی مبنی بر ممنوعیت سفر به ایران و عراق، مصادره موقوفات جعفری، بازداشت علما و شخصیتهای مذهبی و راهاندازی کمپین سلب تابعیت در فضای مجازی در روزهای اخیر هشدار داده است.
تصمیم ممنوعیت سفر به ایران و عراق و جرمانگاری سفر به این دو کشور و آنچه که حاکمان بحرین به عنوان امری ویژه به مردم نشان میدهند، یک تصمیم امنیتی نیست، بلکه یک تصمیم کاملاً سیاسی و تشدید خطرناک خصومت علیه ایران است که کشور نمیتواند عواقب آن را تحمل کند و به منزله اعلام رسمی است که مردم دشمن هستند، و نه اولین پایگاه دفاع ملی در شرایط بحرانی.
در هر بحرانی در سراسر جهان، حکومت ها به تقویت وحدت ملی و گسترش حمایت مردمی توجه میکنند. اما در بحرین، مقامات کاملاً در جهت مخالف حرکت کردند: سرکوب بیشتر، دستگیریهای خودسرانه و گستردهتر، و مجازاتدسته جمعی بیشتر شیعیان. آنها از شرایط دشوار برای تعمیق شکاف بین خود و اراده مردمی سوءاستفاده کردند. فشار و محدودیتهای اعمال شده توسط مقامات برای تامین امنیت نیست، بلکه ناشی از یک باور عمیق است که مردم دشمن شان هستند.
در زمان جنگ یا بحران های موجودیتی، اولویت هر حکومتی بسیج صفوف داخلی خود است. اما این مساله منطقی برای مقامات بحرینی، برعکس است. آنها تلاش میکنند اشتباهات خود در درگیر شدن در درگیریهای منطقهای و بینالمللی فراتر از ظرفیت تحمل کشور را توجیه کنند و با توسل به خشم عوامفریبانه ساختگی، توجهات را از بزرگی شکست خود در تصمیمگیری برای پیوستن به ائتلاف جنگ علیه ایران منحرف کنند و بدین ترتیب کشور را در معرض خطرات غیرقابل تحمل قرار دهند.
در فجایع جنگ، مقامات باید فضاهایی برای ابراز احساسات و ایجاد پلهای اعتماد با جامعه ایجاد کنند، اما آنچه امروز در بحرین اتفاق میافتد خلاف این منطق است: مقامات از وضعیت شکست و ناکامی مطلق در جنگ سوءاستفاده کردند تا از ناامیدی و سرخوردگی شدید خود به خاطر عدم دستیابی به پیروزی در جنگ گذشته رها شوند و به جای اینکه از مردم برای مقابله با بحران حمایت کنند، فشار خود بر آحاد مردم را تشدید کردند.
فضای جنگ و بحرانهای فاجعهبار ناشی از آن، هر حکومتی را وادار میکند تا اشتباهات خود را بازنگری کند و ائتلافات و پایگاه ملی خود را گسترش دهد. با این حال، در بحرین، وضعیت دشوار امنیتی، که ناشی از تصمیمات استراتژیک نادرست تحمیل شده بر خلاف اراده مردم است، به عنوان بهانهای برای تسویه حسابهای داخلی مورد استفاده قرار میگیرد. این کار از طریق بازداشت های خودسرانه علمای دینی، مصادره موقوفات جعفری، محاصره مساجد شیعه و جلوگیری از سفر شهروندان به ایران و عراق برای زیارت حرمهای مقدس آنها انجام میشود. این یک اقدام امنیتی پیشگیرانه نیست؛ بلکه سوءاستفاده آشکار از سیاستهای شکستخورده ای است که کشور را در معرض خطراتی فراتر از ظرفیت تحمل آن قرار میدهد.
اعلام جنگ علیه بخش اساسی جامعه، اعمال فشار و محدودیت بیشتر بر مردم و متهم کردن آنها به خیانت، سیاستی شکستخورده برای منحرف کردن توجهات از پذیرش مسئولیت در صفبندی خطرناک و نادرست در جنگ اخیر علیه ایران است.
تصمیم به انحلال اوقاف جعفری، ممنوعیت سفر به ایران و عراق، و کارزار دیوانهوار بازداشت چهرههای مذهبی و نخبگان جامعه را تنها میتوان به عنوان یک پیام واحد درک کرد: مردم دشمن هستند. وقتی این موضوع به تنها دغدغه رژیم تبدیل شود، صحبت از اقدامات برای دفع تجاوز خارجی بیمعنی و بیاثر میشود و دیگر به درد عمیق تصمیم فاجعهبار بحرین در همسویی در جنگ علیه ایران توجهی نمی شود.
تمام تصمیمات ناعادلانه اخیر، شکست مفتضحانه رژیم در دستیابی به اهدافش در جنگ و شکست تحقیرآمیزی که از اتحاد جهانی استکبار متحمل شده است را پنهان نخواهد کرد. تمام دنیا میتواند تصور کند که در کشوری که ادعا میکند در جنگ مشارکت دارد، اما تمام اقدامات امنیتی آن داخلی است، نه خارجی و تمام اهداف آنها متوجه مردم است، نه ایران. حقیقت دشمن خارجی در اینجا نهفته است: تمام اقدامات اخیر رژیم نشان میدهد که مردم تنها دشمن واقعی آنها هستند که رژیم مشغول آنها شده است.
حتی بدتر از خود جنگ، استفاده از نتایج شکست، ناکامی و سرخوردگی است که به عنوان فرصتی برای پایان دادن به باقی مانده زندگی مدنی در بحرین تلقی میشود: مصادره آزادیها و خاموش کردن صداها، قساوت در سرکوب، سلب تابعیت صدها نفر، محاصره حسینیهها، مصادره موقوفات، حضور علما و چهرههای مذهبی در زندانهای عقیدتی، و در آخر، اما نه کماهمیتتر، اینکه سفر به یک جرم تبدیل شده است.
...............
پایان پیام
نظر شما