۲۹ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۴
یادداشت | راهبرد دشمن برای تخریب سه‌لایه انسجام ملی با توطئه جدید تسلیم نامه «نه به جنگ»

رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در یادداشتی تحت عنوان" راهبرد دشمن برای تخریب سه‌لایه انسجام ملی با توطئه جدید تسلیم نامه «نه به جنگ» (آفیت طلبان سیاسی) نوشت: راهبرد دشمن در جنگ شناختی را می‌توان راهبرد «تخریب مثلث انسجام ملی» نامید؛ راهبردی که به جای تمرکز صرف بر قدرت سخت، به دنبال فروپاشی هم‌زمان اعتماد اجتماعی (مردم با مردم)، اعتماد نهادی (میان نخبگان و مسئولان) و اعتماد سیاسی (میان مردم و حکومت) است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حجت الاسلام و المسلمین دکتر نهاوندی رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس، در یادداشتی تحت عنوان" راهبرد دشمن برای تخریب سه‌لایه انسجام ملی با توطئه جدید تسلیم نامه «نه به جنگ» خاطرنشان کرد: از منظر فقه حکمرانی نیز چنین راهبردی در راستای حفظ نظام، دفع سلطه دشمن (قاعده نفی سبیل)، صیانت از مصلحت عمومی و جلوگیری از تفرقه‌ای است که قرآن کریم آن را منشأ سستی و زوال قدرت جامعه اسلامی معرفی کرده است.

متن کامل یادداشت به شرح زیر است:

  صلح، آرمان همه ملت‌هاست؛ اما صلح با تسلیم تفاوت دارد. هیچ ایرانی آزاده‌ای خواهان جنگ نیست، اما هیچ ملت غیور با بصیرتی نیز در برابر متجاوز، نسخه انفعال و تسلیم را نمی‌پذیرد. هنگامی که دشمن با تهدید، تحریم، ترور و تجاوز سخن می‌گوید، دعوت یک‌جانبه به «نه به جنگ» بدون محکوم کردن صریح متجاوز، در عمل می‌تواند به تضعیف اراده ملی و تقویت محاسبات دشمن بینجامد.

تجربه معاصر نیز گواه روشنی بر این واقعیت است. جمهوری اسلامی ایران در توافق برجام تعهدات گسترده‌ای را پذیرفت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش‌های متعدد پایبندی ایران را تأیید کرد، اما دولت ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ به‌صورت یک‌جانبه از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت.

این تجربه نشان داد که صرف ابراز تمایل به صلح، بدون وجود تضمین‌های معتبر و بدون توازن قدرت، الزاماً به صلح پایدار نمی‌انجامد.

بصیرت سیاسی آن است که «مکر دشمن» دیده شود و غفلت از سابقه بدعهدی و فریبکاری قدرت‌های متجاوز، می‌تواند ملت را در برابر تکرار همان تجربه‌های تلخ آسیب‌پذیر کند.

آری، ملت ایران صلح می‌خواهد؛ اما صلحی عزتمندانه، عادلانه و مبتنی بر احترام متقابل، نه صلحی که حاصل تهدید، فشار و تحمیل اراده متجاوز باشد. در فرهنگ عاشورا و در مکتب استقلال‌خواهی ملت ایران، «نه به جنگ» زمانی معنا دارد که نخست «نه به تجاوز» و «نه به سلطه» گفته شود.

 صلح بدون عدالت، و امنیت بدون اقتدار، بیش از آنکه صلح باشد، زمینه‌ساز تکرار تجاوز خواهد بود.

در میانه جنگ، دعوت به تسلیم نه راهبردی برای صلح، بلکه پیام ضعف و اختلاف به دشمن است. تاریخ نشان داده است که عزت، امنیت و صلح پایدار از مسیر مقاومت هوشمندانه و وحدت ملی به دست می‌آید، نه با ارسال پیام استیصال؛ اختلاف‌نظر سیاسی حق طبیعی است، اما در هنگامه تهدید خارجی، حفظ انسجام ملی و تقویت قدرت بازدارندگی، مقدم بر هر ملاحظه جناحی است.

در جنگ‌های نوین، به‌ویژه جنگ‌های ترکیبی و شناختی، هدف اصلی دشمن صرفاً تصرف سرزمین یا نابودی توان نظامی نیست، بلکه تخریب معماری انسجام ملی است. دشمن می‌کوشد سه سطح اصلی انسجام یعنی انسجام افقی (مردم با مردم)، انسجام نخبگانی (قوا و مسئولان با یکدیگر) و انسجام عمودی (مردم با دولت) را به‌صورت هم‌زمان هدف قرار دهد؛ زیرا فروپاشی هر یک از این سطوح، به تضعیف دو سطح دیگر نیز منجر می‌شود و در نهایت توان حکمرانی را فرسوده می‌سازد.

در سطح نخست، انسجام افقی (مردم با مردم)، دشمن با بهره‌گیری از جنگ رسانه‌ای و شناختی، اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی و نسلی را برجسته می‌کند. تولید و انتشار شایعات، اخبار جعلی، نفرت‌پراکنی، دوقطبی‌سازی، تحریف واقعیت‌ها و القای بی‌اعتمادی میان گروه‌های اجتماعی، از مهم‌ترین ابزارهای او برای تضعیف سرمایه اجتماعی است. در چنین فضایی، همبستگی اجتماعی جای خود را به سوءظن، انزوا و تقابل می‌دهد و جامعه از یک «امت واحد» به مجموعه‌ای از گروه‌های متعارض تبدیل می‌شود. هدف نهایی این عملیات، کاهش مشارکت عمومی، فرسایش روحیه مقاومت و از میان بردن ظرفیت بسیج اجتماعی در شرایط بحران است.

در سطح دوم، انسجام نخبگانی (قوا و مقامات)، دشمن تلاش می‌کند هماهنگی میان ارکان حاکمیت را مختل سازد. بزرگ‌نمایی اختلاف دیدگاه‌ها، تحریک رقابت‌های جناحی، ایجاد تعارض میان نهادهای تصمیم‌گیر، القای ناکارآمدی مدیران، انتشار اخبار تحریف‌شده درباره اختلافات داخلی و تشویق مسئولان به موضع‌گیری‌های متعارض، از مهم‌ترین روش‌های اوست. هنگامی که جامعه شاهد پیام‌های متناقض از سوی مسئولان باشد، اعتماد عمومی کاهش یافته و اقتدار تصمیم‌گیری نظام آسیب می‌بیند. در این شرایط، دشمن بدون نیاز به درگیری نظامی گسترده، می‌تواند فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را کند، پرهزینه و کم‌اثر نماید.

در سطح سوم، انسجام عمودی (رابطه مردم و دولت)، دشمن بیشترین سرمایه‌گذاری را بر تخریب اعتماد عمومی انجام می‌دهد. عملیات روانی برای القای ناکارآمدی حکومت، بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی، برجسته‌سازی فساد، تحریف اقدامات مثبت، ایجاد احساس تبعیض، القای بی‌عدالتی و بی‌اثر بودن مشارکت مردم، از مهم‌ترین ابزارهای او برای ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت است. در این سطح، هدف دشمن آن است که پیوند اعتماد میان مردم و دولت را تضعیف کند؛ زیرا هر اندازه این اعتماد کاهش یابد، تاب‌آوری اجتماعی، مشروعیت سیاسی، مشارکت اجتماعی، همراهی مردم با سیاست‌های ملی و توان دولت در مدیریت بحران نیز کاهش خواهد یافت.

بنابراین، راهبرد دشمن در جنگ شناختی را می‌توان راهبرد «تخریب مثلث انسجام ملی» نامید؛ راهبردی که به جای تمرکز صرف بر قدرت سخت، به دنبال فروپاشی هم‌زمان اعتماد اجتماعی (مردم با مردم)، اعتماد نهادی (میان نخبگان و مسئولان) و اعتماد سیاسی (میان مردم و حکومت) است.

در مقابل، حکمرانی موفق در دوره جنگ زمانی تحقق می‌یابد که این سه سطح از انسجام به‌صورت هم‌زمان تقویت شوند؛ زیرا وحدت مردم، همگرایی نخبگان و اعتماد متقابل مردم و دولت، سه پایه اصلی تاب‌آوری ملی، حفظ نظام و شکست راهبردهای جنگ شناختی دشمن را تشکیل می‌دهند.

 از منظر فقه حکمرانی نیز چنین راهبردی در راستای حفظ نظام، دفع سلطه دشمن (قاعده نفی سبیل)، صیانت از مصلحت عمومی و جلوگیری از تفرقه‌ای است که قرآن کریم آن را منشأ سستی و زوال قدرت جامعه اسلامی معرفی کرده است: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال: ۴۶)

............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha