۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۸
واکاوی زیست دشوار مسلمانان بلغارستان؛ میراث سنگین تاریخ و معمای هویت

جامعه مسلمان بلغارستان که بین ۱۳ تا ۲۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد، با وجود گذار از کارزار خشنِ «فرآیند احیا» در دهه ۱۹۸۰، همچنان با میراث سکولاریسم تحمیلی و تنش‌های برخاسته از ناسیونالیسم افراطی دست‌به‌گریبان است. رنده عطیه، نویسنده و پژوهشگر مصری، در این بخش از سری یادداشت‌های خود نشان می‌دهد که چگونه اقلیتی مرکب از ترک‌تباران، پوماک‌ها و روماها با وجود تفاوت‌های فرقه‌ای و شکاف‌های اقتصادی، در تلاشند تا هویت اسلامی خود را با اقتضائات شهروندی اروپا پیوند بزنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ جامعه مسلمان بلغارستان در زمره اقلیت‌های دینی در شرق اروپا قرار دارد که سخت‌ترین دوره‌های فشار ساختاری و بیگانه‌ستیزی را در قرن بیستم تجربه کرده است. اگرچه این کشور بالکان نزدیک به پنج قرن (۱۳۹۶-۱۸۷۸ میلادی) تحت حاکمیت عثمانی بود، اما دوران کوتاه حاکمیت ۴۵ ساله کمونیسم (۱۹۴۵-۱۹۸۹) ضربات سنگین و برخوردهای نژادپرستانه را بر پیکر این جامعه فرود آورد. با این حال، مسلمانان توانستند خود را به عنوان یک نیروی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تثبیت کنند و در یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های همزیستی اروپا، جایگاه خود را در بافت ملی بلغارستان بازیابند.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که مسلمانان حدود ۱۳.۱ درصد از جمعیت هفت میلیونی بلغارستان را تشکیل می‌دهند؛ هرچند برآوردهای غیررسمی این رقم را تا ۲۵ درصد نیز تخمین می‌زنند. این جامعه به سه گروه اصلی تقسیم می‌شود: اکثریت ترک‌تبار با ۶۰ درصد، مسلمانان بلغاری (پوماک‌ها) با ۲۵ درصد و مسلمانان روما (کولی‌ها) با ۱۵ درصد. این توزیع جمعیتی عمدتاً در نوار مرزی هم‌مرز با یونان، ترکیه و کشورهای یوگسلاوی سابق و همچنین مناطق شرقی متمرکز شده است؛ موقعیت جغرافیایی خاصی که خود به عاملی برای حساسیت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

همچنین بخوانید: مسلمانان اروپا؛ قسمت اول (ایتالیا)

طوفان سرخ؛ دهشت‌بارترین فصل تعقیب و آزار مذهبی

با استقرار نظام کمونیستی در بلغارستان پس از جنگ جهانی دوم و با حمایت دولت اتحاد جماهیر شوروی، یکی از تاریک‌ترین دوره‌های سرکوب اقلیت‌های دینی رقم خورد. حکومت وقت با هدف یکسان‌سازی فرهنگی، کارزار خشن و بی‌رحمانه‌ای را علیه هویت اسلامی آغاز کرد. دکتر علی بن المنتصر الکتانی در کتاب خود این دوره را وحشیانه‌ترین فصل تاریخ اروپای کمونیستی توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که در آن مساجد ویران، مدارس قرآنی تعطیل، و مناسک اولیه‌ای چون نماز، روزه و ختنه کودکان ممنوع اعلام شد و حتی تکلم به زبان ترکی مجازات در پی داشت.

سنگ بنای این فشارها در جریان «فرآیند احیا» در دهه ۱۹۸۰ به اوج خود رسید؛ قانونی که مسلمانان را مجبور می‌کرد نام‌های اسلامی و ترکی خود را به نام‌های بلغاری-مسیحی تغییر دهند. خاطرات تلخ آوارگانی چون «اسماعیل یعقوب» معلم ۸۲ ساله که نامش به اجبار به «الیانوف یاکوبوف» تغییر یافت، نشان‌دهنده عمق این فاجعه انسانی است. این سیاست‌های تهاجمی به مهاجرت گسترده صدها هزار مسلمان به ترکیه منجر شد؛ زخمی تاریخی که هنوز هم با نواختن ناقوس‌ها و سرودهای ناسیونالیستی ضدعثمانی در شهرهایی چون کرجالی، بر روح و روان نسل‌های قدیمی‌تر سنگینی می‌کند.

سکولاریسم تحمیلی و مذهب در حاشیه زیست روزمره

فشارهای سنگین دوران کمونیسم تأثیری عمیق و ماندگار بر سطح دین‌داری مسلمانان بلغارستان بر جای گذاشت. هراس از ابراز هویت مذهبی که در آن دوران به بهای جان تمام می‌شد، رفته‌رفته به یک سبک زندگی محافظه‌کارانه تبدیل شد. بر اساس پژوهش‌های دانشگاهی، امروزه بخش بزرگی از مسلمانان بلغارستان ترجیح می‌دهند خود را «غیردینی» یا «سکولار» معرفی کنند؛ به طوری که حدود ۴۱ درصد آن‌ها به مساجد نمی‌روند و درصد بالایی از خواندن مستمر قرآن یا اقامه نمازهای پنج‌گانه روزانه دوری می‌جویند.

با وجود این روند سکولاریزاسیون، بخش عمده‌ای از جامعه مسلمان همچنان به سنت‌های بنیادین هویت مذهبی خود وفادار مانده‌اند. آمارهای Pew نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد آن‌ها فرزندان خود را ختنه می‌کنند و مردگان خود را طبق شعائر اسلامی به خاک می‌سپارند. این امر نشان می‌دهد که اسلام در بلغارستان، بیش از آنکه یک چارچوب عبادی منظم روزمره باشد، به عنوان یک لنگرگاه هویتی و فرهنگی عمل می‌کند که شیرازه خانواده و قومیت را حفظ می‌نماید.

از نفی شهروندی تا صعود به بهارستان صوفیه

با سقوط دیوار برلین و فروپاشی نظام کمونیستی در سال ۱۹۸۹، مسلمانان بلغارستان جان دوباره‌ای گرفتند و به سرعت وارد فضای مدنی شدند. در سال ۱۹۹۰، «جنبش حقوق و آزادی‌ها» (MRF) با رویکردی لیبرال تأسیس شد تا نماینده منافع اقلیت ترک و سایر اقلیت‌های مذهبی باشد. این جنبش با تکیه بر انسجام آرای جامعه مسلمان، به مرور به سومین حزب بزرگ پارلمان بلغارستان تبدیل شد و توانست نقش تعدیل‌کننده‌ای در سیاست‌های ملی بازی کند و مانع از یکه‌تازی جریان‌های افراطی شود.

در کنار این حضور سیاسی فعال، نهادهای مذهبی و اجتماعی متعددی نیز برای ساماندهی امور مسلمانان احیا شدند. نهاد «دارالافتاء»، «شورای عالی اسلامی» و مراکز آموزش ائمه جماعات، ساختارهای مذهبی جامعه را دوباره سازماندهی کردند. این پویایی تشکیلاتی به مسلمانان اجازه داد تا از پیله انزوا خارج شده و به عنوان شهروندانی فعال و تأثیرگذار در سرنوشت کشور مشارکت داشته باشند.

هراس ناسیونالیستی و گسل‌های هویتی و اقتصادی

با وجود این دستاوردها، گفتمان نژادپرستانه و بیگانه‌ستیز هنوز در فضای سیاسی بلغارستان زنده است. جریان‌های راست افراطی و ملی‌گرا با طرح موضوعاتی چون «تهدید سبز» یا متهم کردن مسلمانان به مزدوری برای آنکارا، تنش‌های هویتی را شعله‌ور می‌کنند؛ نمونه بارز آن اظهارات رهبران ناسیونالیست است که اقلیت‌های بومی از جمله ترک‌ها و کولی‌ها را صرفاً «میهمانانی» در خاک بلغارستان توصیف می‌کنند. این رویکرد طردکننده، چالش بزرگی در مسیر ادغام کامل جامعه مسلمان به شمار می‌رود.

در نهایت، امروزه جامعۀ مسلمانان بلغار به اکثریت سنی‌مذهب و اقلیت شیعۀ علوی تقسیم می‌شود. اما بخشی از آن‌ها در دشت‌های حاصلخیز گندم زندگی مرفهی دارند و بخشی دیگر در ارتفاعات رودوپ با فقر ناشی از کشت تنباکو دست‌وپنجه نرم می‌کنند. عبور از این گسل‌های اقتصادی و هویتی، نیازمند تدوین یک استراتژی هماهنگ ملی است تا این اقلیت ریشه‌دار بتواند هویت اسلامی خود را با شهروندی اروپایی آشتی دهد.

.................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha