۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
چرا انسانِ خسته از زندگی مدرن، در اربعین آرامش پیدا می‌کند؟

انسان امروز در لابه‌لای چرخ‌دنده‌های زندگی ماشینی و روزمرگی‌های پرهیاهو، بیش از هر زمان دیگری احساس تنهایی و خستگی می‌کند. در این میان، حماسه پیاده‌روی اربعین همچون چشمه‌ای زلال، روح تشنه و خسته انسان مدرن را سیراب کرده و آرامشی از جنس آسمان را به او هدیه می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به بررسی راز آرامش انسانِ خسته از زندگی مدرن در بستر حماسه اربعین پرداخته است.

چرا انسانِ خسته از زندگی مدرن، در اربعین آرامش پیدا می‌کند؟
چرا انسانِ خسته از زندگی مدرن، در اربعین آرامش پیدا می‌کند؟
محمد حسین امین/ نویسنده و پژوهشگر دینی

در روزگاری که زرق و برق دنیا چشمانمان را پر کرده اما قلب‌هایمان را خالی رها ساخته، مسیری در گوشه‌ای از این کره خاکی باز شده که تمام معادلات روان‌شناختی بشر را به هم می‌ریزد. این مسیر، سفری فیزیکی نیست، بلکه هجرتی درونی از خودِ سرگردان به سوی حقیقتی آرام‌بخش است.

سرابِ رفاه و عطشِ پنهانِ روح در عصر مدرن

جهان امروز با تمام پیشرفت‌های خیره‌کننده‌اش در فناوری و رفاه مادی، نتوانسته پاسخی درخور به نیازهای عمیق و فطری انسان بدهد. ما در احاطه صفحه‌های نمایشگر و ارتباطات مجازی، تنهاتر از هر دوره تاریخی دیگری شده‌ایم. این انزوای پنهان، روان انسان را می‌فرساید و او را در جستجوی پناهگاهی امن، آواره کوچه پس‌کوچه‌های ایسم‌ها و مکاتب مادی می‌کند، اما در نهایت چیزی جز سرابِ آرامش نصیبش نمی‌شود و عطش روحش بی‌جواب می‌ماند.

قرآن کریم با ظرافت بی‌نظیری این حقیقت را بیان می‌کند که قلب انسان، جز با پیوند به منبع لایزال الهی آرام نمی‌گیرد. آنجا که می‌فرماید: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» [۱]. در زندگی مدرن، ذکر و یاد خدا در هیاهوی ماشین‌ها و دغدغه‌های مادی گم شده است و انسان، منبع اصلی آرامش خود را فراموش کرده است. خستگی امروز بشر، خستگی جسم نیست، بلکه فرسودگی روحی است که از اصل خویش دور افتاده و در غربت این دنیای پرزرق و برق، احساس خفگی می‌کند.

در چنین فضای غبارآلودی، ناگهان پدیده‌ای به نام اربعین رخ می‌نماید. انسان خسته، با کوله‌باری از اضطراب‌ها و دل‌نگرانی‌ها، قدم در مسیری می‌گذارد که هیچ شباهتی به دنیای پر از رقابت و حرص او ندارد. اینجا، کسی برای پیشی گرفتن از دیگری تلاش نمی‌کند. در این مسیر، نفس کشیدن متفاوت است و گویی هوای این فضا، آمیخته با محبت و ایثاری است که روحِ تشنه انسان مدرن، سال‌ها در حسرت تجربه آن سوخته است.

جاذبه حسینی؛ مغناطیسی که مرزهای خستگی را می‌شکند

راز بزرگ اربعین در نقطه پرگار آن، یعنی وجود مقدس حضرت سیدالشهدا (ع) نهفته است. امام حسین (ع) خورشیدی است که حرارت عشقش، یخ‌زدگی عواطف انسان متجدد را ذوب می‌کند. پیامبر اکرم (ص) در کلامی نورانی می‌فرمایند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً» [۲]. این حرارت، همان مغناطیسی است که جان‌های خسته را از سراسر گیتی به سوی خود می‌کشد و به آن‌ها در میانمارِ سردِ روزمرگی، حیاتی دوباره و گرمایی جانبخش می‌بخشد.

وقتی زائر در مسیر بهشت‌گونه‌ی نجف تا کربلا قدم برمی‌دارد، به تدریج تمام تعلقات و برچسب‌های اجتماعی دوران مدرن را از خود جدا می‌کند. او دیگر مدیر، مهندس، ثروتمند یا فقیر نیست؛ او تنها یک «زائر» است، یک عاشق که پای پیاده به سوی معشوق می‌رود. این رهایی از نقاب‌های اجتماعی و بازگشت به هویت اصیل و بی‌آلایش انسانی، همان چیزی است که روان‌شناسان از آن به عنوان اوج رهایی روانی یاد می‌کنند، اما در اربعین، این رهایی با رنگ و بوی ناب توحیدی تجلی می‌یابد.

در این مسیر، زائر با پدیده‌ای مواجه می‌شود که در هیچ کجای دنیای مدرن یافت نمی‌شود: «خدمت بی‌منت و عاشقانه». میزبانانی که دارایی اندک خود را با التماس و اشک شوق به زائران تقدیم می‌کنند، معادلات اقتصاد سرمایه‌داری را در هم می‌شکنند. امام صادق (ع) در توصیف زائران حسینی می‌فرمایند: «وَکَّلَ اللَّهُ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَکٍ شُعْثاً غُبْراً یَبْکُونَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ...» [۳]؛ فضایی که ملائکه در آن حضور دارند و معنویت از در و دیوار آن می‌بارد، به طور طبیعی هرگونه استرس و اضطراب زمینی را از روان انسان پاک می‌کند و او را در دریایی از سکینه غرق می‌سازد.

اربعین؛ تمرینِ تنفس در آرمان‌شهرِ موعود

اربعین صرفاً یک راهپیمایی مذهبی برای گرامیداشت یک واقعه در دل تاریخ نیست، بلکه روزنه‌ای درخشان به سوی آینده و پیش‌نمایشی از جامعه مهدوی است. انسان مدرن که از ظلم، نابرابری و بی‌عدالتی سیستم‌های جهانی به ستوه آمده است، در مسیر اربعین جامعه‌ای را تجربه می‌کند که تماماً بر پایه برادری، برابری و محبت بی‌قید و شرط شکل گرفته است. این تجربه کوتاه اما بی‌نهایت عمیق، به او امید می‌دهد و افسردگی ناشی از سیاهی‌های دنیای امروز را از جانش می‌زداید.

در این آرمان‌شهرِ موقت، هیچکس احساس غربت نمی‌کند. مرزهای جغرافیایی، تفاوت‌های نژادی و زبان‌های گوناگون، همگی در زیر پرچم پرشکوه «یا حسین» رنگ می‌بازند و یکی می‌شوند. این همبستگی عظیم، به انسان خسته نشان می‌دهد که هنوز هم می‌توان به انسانیت امیدوار بود. در دعای نورانی زیارت اربعین می‌خوانیم: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» [۴]. امام حسین (ع) خون دلش را داد تا انسان را از سرگردانی و حیرت نجات دهد؛ و امروز، مسیر اربعین دقیقاً همان کشتی نجاتی است که انسانِ غرق در حیرتِ مدرنیته را به ساحل امن آرامش می‌رساند.

در نهایت، بازگشت از این سفر، یک بازگشت معمولی به نقطه صفر نیست. زائری که این آرامش ناب را با تمام سلول‌هایش چشیده است، با نگاهی جدید و روحی صیقل‌خورده به زندگی روزمره خود برمی‌گردد. او یاد گرفته است که در برابر طوفان‌های سهمگین زندگی مدرن، لنگرگاه امنی در درون خود و در ارتباط با اهل‌بیت (ع) دارد. اربعین، نسخه شفابخش آسمان برای بشریتِ خسته است؛ دعوتی است عام برای همه کسانی که به دنبال گمشده‌ای می‌گردند تا قلب بی‌قرارشان را در آغوش پر مهر حسینی آرام کنند و با انرژی مضاعف، در مسیر زیبای بندگی قدم بردارند.

منابع و پی‌نوشت‌ها:

[۱] قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۸. (ترجمه: آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.)

[۲] محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸. (ترجمه: به درستی که برای شهادت حسین (ع) حرارتی در دل‌های مؤمنان است که هرگز سرد نمی‌شود.)

[۳] ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص ۱۱۹. (ترجمه: خداوند چهار هزار فرشته را بر قبر حسین (ع) موکل کرده است که ژولیده و غبارآلود تا روز قیامت بر او می‌گریند.)

[۴] شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۱۳. (بخشی از زیارت اربعین: و خون قلبش را در راه تو داد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانیِ گمراهی نجات بخشد.)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha