۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۶
نقدی بر کتاب «زینب الکبری، السیدة المظلومة»؛ آیا می‌توان حضور حضرت زینب(س) در کربلا را انکار کرد؟

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی در یادداشتی به نقد کتاب «زینب الکبری، السیدة المظلومة» پرداخت و با رد رویکرد نویسنده در تشکیک نسبت به حضور حضرت زینب(س) در واقعه کربلا، تأکید کرد که ضعف سند برخی نقل‌ها به معنای نفی یک واقعیت تاریخی نیست و پژوهش تاریخی باید بر پایه مجموع شواهد و قرائن انجام شود.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

چند روز پیش، یکی از دوستان کتابی را با عنوان «زینب الکبری رضی‌الله عنها، السیدة المظلومة» که از منشورات مؤسسه «مَبَرّة الآل والأصحاب» در کویت است، در اختیار بنده قرار داد. این کتاب که در حدود ۷۴۳ صفحه تنظیم شده، به قلم شخصی به نام حافظ اسدرم نگاشته شده و موضوع اصلی آن بررسی زندگی حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها است.

در نگاه نخست، عنوان کتاب و نام مؤسسه‌ای که آن را منتشر کرده، ممکن است چنین القا کند که هدف، دفاع از فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام و صحابه رضوان‌الله‌علیهم است؛ اما با بررسی محتوای کتاب، انسان به این نتیجه می‌رسد که این عنوان، عنوانی فریبنده و به تعبیر عرب‌ها «مَصیده» است؛ یعنی دام و وسیله‌ای برای جلب اعتماد مخاطب. زیرا در ظاهر سخن از آل و اصحاب است، اما در باطن، رویکردی مشاهده می‌شود که در نهایت به تضعیف جایگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام و ایجاد شبهه درباره مسلمات تاریخی منجر می‌گردد.

پیش از این نیز منشوراتی از همین مؤسسه، از جمله آثاری که توسط «عثمان الخمیس» منتشر شده بود، مورد نقد و بررسی قرار گرفته بود. حضرت آیت‌الله سبحانی در پاسخ به آن مطالب، کتابی با عنوان «الشیعة و وسائل الإعلام» منتشر کردند که در آن به بررسی و پاسخ‌گویی به این شبهات پرداخته‌اند. به یاد دارم در دیداری که خدمت مقام معظم رهبری، قائد شهید، رسیده بودیم، ایشان درباره تألیف این کتاب اظهار خرسندی کردند و فرمودند که کتاب را دیده‌اند و از نگارش آن بسیار خوشحال شده‌اند.

کتاب حاضر نیز با عنوانی جذاب و تأثیرگذار، یعنی «زینب کبری، السیدة المظلومة»، وارد میدان شده است؛ اما بررسی محتوای آن نشان می‌دهد که هدف اصلی نویسنده، نه معرفی مقام حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و بیان فضائل ایشان، بلکه ایجاد تردید در اصل حضور آن حضرت در واقعه کربلا و خدشه وارد کردن به گزارش‌های تاریخی مربوط به زندگی ایشان است.

نویسنده در بخش‌هایی از کتاب، میان حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و حضرت ام‌کلثوم خلط کرده و تلاش نموده است برخی گزارش‌های تاریخی مربوط به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را با تشکیک مواجه سازد. روش اصلی وی نیز تکیه فراوان بر منابع متأخر است؛ به گونه‌ای که بسیاری از استدلال‌های او بر آثاری استوار است که از نظر زمانی فاصله قابل توجهی با دوران حادثه کربلا دارند.

وی برای تقویت دیدگاه خود، به منابع مختلف، از جمله برخی منابع فارسی و حتی تعدادی نسخه خطی نیز ارجاع داده است؛ اما صرف وجود ارجاع، دلیل بر صحت یک دیدگاه تاریخی نیست. در بررسی گزارش‌های تاریخی، باید قدمت منبع، اعتبار نقل، روش استفاده از منابع، میزان استقلال گزارش‌ها و جایگاه تاریخی هر اثر مورد توجه قرار گیرد.

نقدی بر کتاب «زینب الکبری، السیدة المظلومة»؛ آیا می‌توان حضور حضرت زینب(س) در کربلا را انکار کرد؟

اگر بخواهیم به صورت کلی نقدی بر این کتاب داشته باشیم، باید گفت مهم‌ترین محور استدلال نویسنده، تردید در اصل حضور حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها در واقعه کربلا و حوادث پس از آن است. وی تلاش کرده است با تکیه بر بررسی اسناد برخی گزارش‌ها، اصل این حضور تاریخی را مورد خدشه قرار دهد؛ در حالی که این روش از نظر مبانی پژوهش تاریخی قابل نقد است.

خطبه‌های حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در کوفه و شام، در نگاه بسیاری از مورخان، از مهم‌ترین قرائن تاریخی بر حضور ایشان در مسیر اسارت و وقایع پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام به شمار می‌آید. این خطبه‌ها دارای جزئیاتی درباره شهادت امام حسین علیه‌السلام، رفتار با خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، مواجهه با عبیدالله بن زیاد در کوفه و یزید در شام است؛ جزئیاتی که نشان می‌دهد گوینده، شخصی حاضر در متن حادثه و آگاه از فضای آن بوده است.

نقد اساسی که بر روش نویسنده وارد است، این است که در پژوهش تاریخی، همه شواهد تنها از طریق سند حدیثی به معنای اصطلاحی علم رجال اثبات نمی‌شوند. تاریخ‌پژوهان در کنار بررسی اسناد، به مجموعه‌ای از عوامل دیگر مانند هم‌خوانی گزارش‌ها، تعدد نقل‌ها، استمرار یک روایت تاریخی و شهرت آن در منابع مختلف نیز توجه می‌کنند.

این مهم‌ترین اشکال روش کتاب حاضر است؛ زیرا از اینکه یک روایت، سند کامل و بدون اختلاف نداشته باشد، نمی‌توان نتیجه گرفت که اصل حادثه رخ نداده است. در تاریخ‌نگاری باید میان دو مسئله اساسی تفاوت گذاشت:

نخست: ضعف سند یک گزارش

دوم: عدم وقوع اصل یک واقعه

این دو مسئله هرگز مساوی و ملازم یکدیگر نیستند. ممکن است یک گزارش تاریخی از نظر سندی محل بحث باشد، اما مجموعه‌ای از شواهد، قرائن، گزارش‌های متعدد و استمرار تاریخی آن، وقوع اصل حادثه را تأیید کند. بنابراین، ردّ یک سند یا مناقشه در طریق نقل یک روایت، به تنهایی مجوز انکار یک واقعه تاریخی نیست.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین ضعف استدلال نویسنده این است که گاهی ضعف سندی یک گزارش خاص را به نفی اصل یک واقعه تعمیم داده است؛ در حالی که میان این دو مسئله تفاوت اساسی وجود دارد. ممکن است درباره سند یک نقل تاریخی بحث و بررسی وجود داشته باشد، اما این امر به تنهایی نمی‌تواند اصل حادثه‌ای تاریخی را که از مجموعه‌ای از شواهد و گزارش‌های متعدد برخوردار است، نفی کند.

از منظر فلسفه تاریخ نیز، هنگامی که یک گزارش تاریخی در طول قرن‌ها در منابع مختلف مورد پذیرش قرار گرفته و در حافظه تاریخی یک جامعه استمرار یافته است، کسی که قصد انکار آن را دارد، تنها با بیان برخی اشکالات سندی نمی‌تواند به نتیجه برسد؛ بلکه باید بتواند یک روایت جایگزین کامل، منسجم و قابل قبول ارائه کند که بتواند همه شواهد تاریخی موجود را توضیح دهد.

در مورد حضور حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها در واقعه کربلا نیز همین مسئله مطرح است. اگر کسی این حضور تاریخی را انکار می‌کند، باید پاسخ دهد:

بانویی که در کوفه و شام خطبه خواند و در برابر حکومت وقت ایستاد چه کسی بوده است؟

چه کسی سرپرستی زنان و کودکان اهل‌بیت علیهم‌السلام را در مسیر اسارت بر عهده داشته است؟

چرا ده‌ها گزارش تاریخی، این نقش را به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نسبت داده‌اند؟

با این حال، مجموعه گزارش‌های تاریخی مربوط به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها یک زنجیره نسبتاً منظم را تشکیل می‌دهد:

مدینه ← مکه ← مسیر عراق ← کربلا ← کوفه ← شام

در این زنجیره تاریخی، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در موقعیت‌ها و نقش‌های مختلف حضور دارد: گاه به عنوان خواهر امام حسین علیه‌السلام، گاه به عنوان شاهد و ناظر مصیبت کربلا، گاه به عنوان سرپرست زنان و کودکان اهل‌بیت، گاه به عنوان مدافع امام سجاد علیه‌السلام و گاه به عنوان سخنگوی خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در برابر دستگاه حاکم.

بنابراین، حذف حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها از واقعه کربلا، نیازمند ارائه یک روایت جایگزین کامل، منسجم و قابل قبول تاریخی است؛ در حالی که چنین روایت جایگزینی که بتواند مجموعه این گزارش‌ها را توضیح دهد، در منابع تاریخی وجود ندارد.

البته در بررسی منابع مورد استناد نویسنده نیز باید توجه داشت که صرف تعدد کتاب‌هایی که به آن‌ها ارجاع داده شده، همیشه به معنای تعدد مستقل شاهدان تاریخی نیست. ممکن است چندین نویسنده متأخر، گزارش خود را از یک منبع پیشین مانند گزارش‌های ابومخنف گرفته باشند. بنابراین نمی‌توان گفت وجود ده کتاب، الزاماً به معنای وجود ده شاهد مستقل است؛ بلکه باید میزان استقلال منابع و ارتباط میان آن‌ها بررسی شود.

شایسته است خوانندگان محترم برای بررسی دقیق‌تر این موضوع، به پژوهش‌های معاصر نیز مراجعه کنند. از جمله منابع ارزشمند در این زمینه، کتاب «مقتل سیدالشهداء» تألیف مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی پیشوایی است که نویسنده در آن، با بهره‌گیری از منابع معتبر و نقد و بررسی گزارش‌های تاریخی، به تحلیل وقایع کربلا و نقش شخصیت‌های حاضر در این حادثه، از جمله حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها)، پرداخته است.

همچنین مطالعه کتاب «زینب؛ بانوی قهرمان کربلا» اثر عایشه بنت‌الشاطی، منتشرشده توسط انتشارات امیرکبیر، و نیز مدخل «زینب» در دانشنامه جهان اسلام، برای آشنایی بیشتر با زندگی، شخصیت و نقش تاریخی آن حضرت، سودمند و شایسته توصیه است.

تحقیقات انجام‌شده در این آثار نشان می‌دهد که بسیاری از شبهاتی که درباره حضور حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در واقعه کربلا مطرح شده، پیش‌تر مورد بررسی علمی قرار گرفته و با استناد به منابع متقن تاریخی پاسخ داده شده است. از این رو، داوری منصفانه درباره چنین موضوعاتی نیازمند توجه به مجموعه پژوهش‌های تاریخی و بررسی همه شواهد است، نه اینکه تنها به برخی اشکالات سندی یا نقل‌های متأخر تکیه شود.

از این رو، نقد اصلی بر کتاب حاضر آن است که نویسنده با بزرگ‌نمایی برخی اشکالات سندی و تکیه فراوان بر منابع متأخر، کوشیده است نتیجه‌ای فراتر از ظرفیت شواهد تاریخی بگیرد؛ یعنی از بررسی برخی اختلافات یا ضعف‌های سندی، به انکار یک واقعیت تاریخی گسترده برسد. در حالی که روش صحیح پژوهش تاریخی، بررسی مجموعه شواهد در کنار یکدیگر و ارزیابی کلیت روایت تاریخی است، نه حذف یک شخصیت بزرگ تاریخی بر اساس برخی اشکالات محدود.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha