خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: «معروف» از ماده «عرفان» یعنی چیز شناخته شده و «منکر» از ماده «انکار» یعنی چیز ناشناخته است. راغب در «مفردات» می گوید: «معروف؛ اسم است برای هر فعلی که با عقل و شرع نیکی و خوبی آن شناخته می شود و منکر؛ اسم است برای هر فعلی که با این دو، حُسن و خوبی آن انکار می شود».(1)
به عمل نیک، «معروف» و شناخته شده گویند؛ زیرا خدا روح انسان را چنان آفریده که برای او صفات خوب شناخته شده است؛ تقوی، ایثار، عدالت، سخاوت و دیگر فضائل عناصر شناخته شده برای انسان است، گوئی مثلا در عالمی دیگر با آنها انس گرفته است و در مقابل، کار زشت و بد را «منکر» گویند؛ زیرا چهره ظلم و بی عدالتی و تضییع حق مردم و اعمال شنیع، چهره ای ناشناخته است.
قرآن در هر زمینه ای به «معروف» دعوت می کند. «فَاتِّبَاعُ بِالمَعرُوفِ»(2)، «فَاِمسَاکُ بِمَعرُوفٍ»(3)، «مَتَاعٌ بِالمَعرُوفِ»(4)، «قَولٌ مَعرُوفٌ»(5)، «فَلیَأکُل بِالمَعرُوفِ»(6)، «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ»(7)، «لَایَعصِینَکَ فِی مَعرُوفٍ»(8)، «تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ».(9)
در روایات نیز «معروف» به آقائی و سیادت معرفی شده: «اَلمَعرُوفُ سِیَادَهٌ»(10) و در روایتی با شرافت ترین سیادت معرفی گردیده است: «اَلمَعرُوفُ اَشرَفُ سِیَادَةٍ».(11)
عمل «معروف» تنها چیزی است که از آثار انسان باقی می ماند. حضرت عیسی(علیه السلام) به یارانش می فرمود: «اِستَکثِرُوا مِنَ الشّیءِ الَّذِی لَایَأکُلُهُ النَّارُ قَالَوا: وَ مَا هُوَ؟ قَالَ: اَلمَعرُوفُ»(12)؛ (زیاد کنید چیزی را که آتش آن را نمی خورد و از بین نمی برد. گفتند: آن چیست؟ فرمود: معروف [عمل شایسته و نیک]).
مولی علی(علیه السلام) نیز می فرمایند: «اَلمَعرُوفُ ذَخِیرَةُ الَأَبَدِ»؛ (عمل نیک، ذخیره و توشه همیشگی است).(13) و در قیامت می توان از آن استفاده برد.
در جای دیگر می فرمایند: «عَلَیکُم بِصَنَایِعِ المَعرُوفِ فَاِنّهَا نِعْمَ الزَّادُ اِلَی المَعَادِ»(14)؛ (بر شما است کارهای نیک انجام دهید؛ زیرا آنها بهترین توشه به سوی معاد و قیامت است!).
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اَوّلُ مَنْ یَدخُلُ الجَنَّةُ اَهلُ المَعرُوفِ»(15)؛ (نخستین کسی که داخل بهشت می شود اهل معروف هستند).
مولی علی(علیه السلام) فرمودند: «مَنْ کَثُرَت عَوَارِفُهُ کَثُرَت مَعارِفُهُ»(16)؛ (کسی که کارهای نیک و شایسته او زیاد شود، یاران او زیاد می شوند). «عوارف» جمع «عارفه» به معنی کار نیک و مَعارِفُ الرجل یعنی دوستان و یاران آن مرد.
کار نیک را باید انجام داد و تا می شود باید آن را به اهلش رساند، زیرا مولی علی(علیه السلام) فرمودند: «لَاخَیرَ فِی المَعرُوفِ اِلَی غَیرِ عَرُوف»(17)؛ (در کار نیک که برای غیر اهلِ آن انجام گیرد خیری نیست). عَروف، به معنی عارف است؛ یعنی کسی که معروف را نمی شناسد و با عمل نیک آشنائی ندارد، اهل آن نیست و مستحق آن نیز نمی باشد.
ولی باز کار نیکِ انسان گرچه به غیر اهلش برسد، از بین نرفته است؛ [چون] فرد خَیِّر ثواب خود را دارد: «مردی در نزد امام حسین(علیه السلام) گفت: عمل نیک و معروف اگر به غیر اهلش برسد، ضایع می شود؛ حضرت فرمودند: ««لَیسَ کَذَلِکَ، وَ لَکِن تَکُونُ الصَنِیعَةُ مِثلَ وَابِلِ المَطَرِ تُصِیبُ البِّرَ وَ الفَاجِرَ»(18)؛ (این طور نیست؛ لکن کار نیک مثل باران پربرکت است که به نیک و بد می رسد)». عمل نیک نزد خداوند هرگز ضایع نمی شود، ابر کار خود را می کند و در چمنزار و بیابان [باران] می بارد، ولی در بیابان چیزی نمی روید، این نروئیدن نقصی برای باران و ابر نیست، نقص برای آن زمین است. عمل نیکِ انسان هم ضایع نمی شود گرچه تا می شود نباید به انسانی که قلبش شوره زار است برساند؛ چون خیری در آن نیست، ولی اگر رساند هم ضرری نکرده است، مگر این که بداند عمل او عاملی بر کجروی و ازدیاد گمراهی او می شود.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اِصطَبَغَ الخَیرُ اِلَی مَنْ اَهلُهُ وَ اِلَی مَنْ لَیسَ هُوَ مِن اَهلِهِ فَاِن لَم تُصَب مَنْ هو اهله فَاَنت اَهْلُه»(19)؛ (کار خیر را نسبت به کسی که اهل آن یا غیر اهل آن است انجام بده، اگر به فردی که اهل آن نبود رسید [ضرر نکرده ای و بر اساس سرشتت عمل کرده ای] و اهل خیر و معروف هستی).
از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «پدرم دست مرا گرفت و فرمود: ای فرزندم، پدرم محمد بن علی الباقر(علیه السلام) همین طور که من دست تو را گرفته ام دست مرا گرفت و فرمود: پدرم علی بن الحسین السجاد(علیه السلام) دست مرا گرفت و فرمود: و فرزندم کار خیر را نسبت به هر کسی که از تو طلب خیر کرد انجام بده، اگر اهل خیر باشد به موضعش رسانده ای و اگر اهل آن نبود تو اهل آن هستی».(20)
«مُصادف» می گوید: «با امام صادق(علیه السلام) در بین مکّه و مدینه عبور می کردیم، به مردی که پای درختی افتاده بود رسیدیم. حضرت فرمودند: با من بیا می ترسم عطش به او رسیده باشد، به طرف او رفتیم، مردی بود از «قراشین» که بلند ریش بود، از او پرسیدند، تشنه ای؟ گفت بله: حضرت فرمودند: ای مصادف! پیاده شو و آب به او بده و من چنین کردم، سپس سوار شدیم و به راه خود ادامه دادیم. به حضرت گفتم: این نصرانی بود، آیا به نصرانی هم تصدّق و یاری می کنید؟! فرمودند: بله وقتی در این حال است چنین می کنیم».(21)
نکته ای در اینجا قابل تذکر است این که اولا سعی کنید کار نیکِ خود را با منّت همراه نکنید؛ زیرا اساساً ملاک عملِ نیک و معروف ترک منّت است؛ «مِلَاکُ المَعرُوفِ تَرکُ المَنِّ بِهِ»(22)؛ اگر منت گذاشتی گویا که عملی انجام نداده ای.
پس عمل نیک خود را با عدم اظهار آن زنده کنید. مولی علی(علیه السلام) می فرمایند: «اَحیُوا المَعرُوفَ بِاَمَاتَتِهِ فَاِنّ المِنَّةَ تَهدِمُ الصَّنِیعَةِ»(23)؛ (کار نیک خود را با میراندن آن زنده کنید [یعنی اظهار نکنید و منّت نگذارید] زیرا منّت، عمل انجام شده را نابود می کند).
و ثانیاً عمل نیک را نیمه کاره نگذارید؛ زیرا زیبائیِ عمل به اتمام آن است؛ «جَمَالُ المَعرُوفِ اِتمَامُهُ».(24) (به پایان رساندن عمل بهتر از شروع آن است)؛ «اِکمَالُ المَعرُوفِ اَحْسَنَ مِنْ اِبتِدَائِهِ».(25)
عمل باید همچون فرزند تربیت شود تا رشد کند، مولی علی(علیه السلام) فرمودند: «مَنْ لَم یُرَبَّ مَعرُوفَهُ فَقَد ضَیَّعَهُ»(26)؛ (کسی که عمل نیک خود را تربیت و پرورش ندهد، آن را ضایع کرده است) و در روایتی دیگر فرمودند: گویا اصلا عملی انجام نداده است؛ «مَنْ لَم یُرَبّ مَعرُوفَهُ فَکاُنّه لم یَصْنَعْهُ».(27)
در روایتی امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «رَاَیتُ المَعرُوفَ لَایَتُمّ اِلَّا بِثَلَاثٍ: تَصغِیرُهُ وَ سِترُهُ وَ تَعجیِلُهُ فَاِنّکَ اِذَا صَغّرتَهُ عَظَّمتَهُ عِندَ مَنْ تَصنَعُهُ اِلَیهِ وَ اِذَا سَتَرتَهُ تَمَّمتَهُ وَ اِذَا عَجَّلتَهُ هَنَّأتَهُ وَ اِنْ کَانَ غَیرَ ذَلِکَ سَخَّفتَهُ نَکَّدتَه»(28)؛ (عمل نیک و معروف به اتمام نمی رسد مگر به سه چیز: کوچک کردن آن، پوشاندن آن، تعجیل کردن در آن؛ زیرا هنگامی که آن را کوچک کنی بزرگ کرده ای آن را نزد کسی که برایش این کار نیک را انجام داده ای، و وقتی آن را بپوشانی، آنرا کامل کرده ای و زمانی که تعجیل در انجام دادن آن نمودی آن را مبارک گردانیده ای و اگر غیر این باشد آن عمل را ناقص و نامبارک گردانیده ای).
در روایتی دیگر از مولی علی(علیه السلام) است: «قَضَاءُ الحَوَائِجَ اِلَّا بِثَلَاثٍ: بِاِسْتِصْغَارِهَا لِتُعْظَمَ وَ بِاِستِکتَامِهَا لِتُظْهَرَ وَ بِتَعجِیلها لِتُهْنَأ»(29)؛ (برآورده شدن حاجتها کامل و تمام نمی شود مگر به سه چیز: کوچک شمردن آن تا بزرگ شود، پنهان کردن و کتمان آن تا ظاهر شود، تعجیل و تسریع در آن تا مبارک گردد).
ثالثاً: کار نیک را گرچه کوچک باشد، حقیر مشمارید! امام علی(علیه السلام) می فرمودند: «اِفْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَاتُحَقِّرُوا مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ».(30) در جای دیگر فرمود: «دَخَلَ عَبدٌ اَلجَنَّةَ بِغُصْنٍ مِن شُوک کَانَ عَلَی طَرِیقِ المُسلِمِینَ فَاَمَاطَهُ عَنهُ»(31)؛ (یک بنده داخل بهشت می شود، بواسطه شاخه تیغی که در راه مسلمانها بوده و او برداشته و آن را کنار گذاشته است).
در روایتی دیگر فرمودند: «کسی که چیزی را از راه مسلمین که موجب آزار آنها می شود، برداشت خداوند برای او پاداش قرائت کردن چهارصد آیه می نویسد که هر حرفی ده ثواب و حسنه دارد».(32)
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «امام سجاد(علیه السلام) در جاده عبور می کردند، تکه گلی در وسط راه بود از مَرکب خود پیاده شدند و آن را از وسط راه دور کردند».(33)
معاذ با مردی با هم می رفتند، معاذ سنگی را از وسط جاده برداشت، آن مرد گفت: چرا چنین کردی؟ گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود: «مَنْ رَفَعَ حَجَراً مِنَ الطَّرِیقِ کُتِبَت لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ کانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ دَخَلَ الجَنَّةُ»(34)؛ (کسی که سنگی را از راه بردارد، برای او حسنه ای نوشته می شود و کسی که برای او حسنه باشد داخل بهشت می شود).
رسول گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که از گروهی مسلمان دفع ضرر آب و آتش کند، بهشت بر او واجب است».(35)
در جای دیگر فرمودند: «کسی که ضرر آب و آتش یا ظلم دشمن معاند مسلمین را دور کند، خداوند گناه او را می آمرزد».(36)
رسول گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که در کنار راه، جایگاهی بسازد که عابرین در آن جای گیرند، خداوند عزوجل در روز قیامت او را [در] پوششی از نور محشور می کند».(37) در روایتی دیگر می فرمایند: «بر پوششی از دُرّ و جواهر مبعوث و محشور می شود و صورت او برای اهل محشر که جمع شده اند نور می دهد».(38)،(39)
پی نوشت:
(1). المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، تحقیق: صفوان عدنان داود، دارالعلم- الدار الشامیة، دمشق، بیروت، 1412 قمری، چاپ: اول، ص 561، (ماده عرف).
(18). بحار الأنوار، همان، ج 75، ص 117، باب 20 (مواعظ الحسین بن أمیر المؤمنین صلوات الله علیهما)؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، همان، ص 348، باب 3 (استحباب فعل المعروف مع کل أحد و إن لم یعلم کونه من أهله).
نظر شما