۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸
اسلام‌هراسی راه خود را به سینمای بالیوود باز کرده است

سید علی مجتبی روزنامه‌نگار هندی در یادداشتی با بررسی روند سینمای بالیوود طی سه دهه اخیر، از ورود اسلام‌هراسی به تولیدات جریان اصلی سینمای هند انتقاد کرد و نوشت که در شماری از فیلم‌ها، مسلمانان با تروریسم، افراط‌گرایی و تهدید علیه امنیت کشور پیوند خورده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ «سید علی مجتبی» روزنامه‌نگار مستقر در چنای، در یادداشتی که روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در پایگاه خبری «اومید» منتشر شد، به بررسی بازنمایی مسلمانان در سینمای بالیوود پرداخت و نوشت که افزایش اسلام‌هراسی و قطبی‌شدن فضای سیاسی و اجتماعی هند، طی دهه‌های اخیر بر محتوای بخشی از سینمای جریان اصلی این کشور تأثیر گذاشته است.

ورود اسلام‌هراسی به سینمای هند

این یادداشت با اشاره به اظهارات «تیگمانشو دهولیا»، فیلمساز هندی، در سخنرانی یادبود «راجندرا ماتور» انجمن سردبیران هند در دهلی‌نو آغاز می‌شود. دهولیا در این نشست گفته بود که افزایش اسلام‌هراسی در جامعه هند راه خود را به سینمای هندی نیز باز کرده و فیلمسازان نیز بخشی از جامعه‌ای هستند که تبلیغات ضد مسلمانان در آن رشد کرده است.

در این میان، بخشی از تولیدات بالیوود، با وجود سابقه طولانی در نمایش تنوع فرهنگی و دینی هند، شخصیت‌های مسلمان را در نقش‌هایی همچون تروریست، افراط‌گرا یا عنصر بیگانه با جامعه هند به تصویر کشیده‌اند؛ الگویی که به‌ویژه در فیلم‌های مرتبط با تروریسم، کشمیر و مناقشات هند و پاکستان دیده می‌شود.

تروریسم و تصویر مسلمانان

یکی از الگوهای مورد بررسی، پیوند دادن شخصیت‌های مسلمان با تروریسم و افراط‌گرایی است؛ روایتی که در شماری از فیلم‌های دهه‌های اخیر تکرار شده است.

آثاری همچون «روجا» (۱۹۹۲)، «بمبئی» (۱۹۹۵)، «سرفروش» (۱۹۹۹)، «فیزا» (۲۰۰۰)، «فنا» (۲۰۰۶)، «کربان» (۲۰۰۹)، «هتل بمبئی» (۲۰۱۸)، «اوری: حمله جراحی» (۲۰۱۹)، «سوریه‌وانشی» (۲۰۲۱) و «داستان کرالا» (۲۰۲۳) از جمله فیلم‌هایی هستند که در این چارچوب بررسی شده‌اند؛ فیلم‌هایی که مضامینی چون تروریسم، افراط‌گرایی، کشمیر و عملیات امنیتی را در مرکز روایت خود قرار داده‌اند.

در کنار این آثار، فیلم‌های میهن‌پرستانه و جنگی نیز بخش مهمی از سینمای جریان اصلی هند را تشکیل می‌دهند. «بُردر»، «گدار»، «LOC: کارگیل»، «لاکشیا»، «شرشاه» و شماری دیگر، جنگ‌ها و مناقشات هند و پاکستان را با مضامین ملی‌گرایانه روایت کرده‌اند.

بازنمایی تاریخی حاکمان مسلمان

بخش دیگری از این روند به فیلم‌های تاریخی مربوط می‌شود؛ آثاری که در آنها درگیری میان حکومت‌ها و شخصیت‌های تاریخی مسلمان و پادشاهی‌های منطقه‌ای هند به تصویر کشیده شده است.

فیلم‌هایی مانند «پادماوات»، «پانیپات»، «تانهاجی»، «سامرات پریثویراج» و «چهاوا» از جمله آثاری هستند که در این یادداشت مورد توجه قرار گرفته‌اند. در برخی از این تولیدات، حاکمان مسلمان در جایگاه مهاجم یا شخصیت منفی قرار گرفته‌اند و نیروهای محلی هند در نقش قهرمانان مقاومت ظاهر شده‌اند.

نقطه عطف ۲۰۱۴

مجتبی ریشه‌های این تغییرات را به تحولات دهه ۱۹۹۰ بازمی‌گرداند و عواملی مانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آزادسازی اقتصادی هند، جنبش رام‌جانمابهومی و مناقشه کشمیر را از زمینه‌های مؤثر بر تغییر روایت‌های سیاسی و اجتماعی سینمای هند می‌داند.

به نوشته این روزنامه‌نگار، پس از روی کار آمدن حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) در سال ۲۰۱۴، قطبی‌شدن فضای سیاسی و اجتماعی هند بیش از گذشته در تولیدات جریان اصلی سینما بازتاب یافت و در شماری از فیلم‌ها، شخصیت‌های مسلمان با مفاهیمی مانند تروریسم، فعالیت ضدملی و تهدید علیه امنیت هند پیوند خوردند.

در این دوره همچنین تولید فیلم‌های تاریخی و سیاسی با مضامین ملی‌گرایانه افزایش یافته و برخی آثار، گذشته هند و روابط میان جوامع دینی این کشور را از زاویه‌ای قطبی‌تر روایت کرده‌اند.

سینما و پیامدهای اجتماعی

مجتبی در بخش دیگری از یادداشت خود هشدار می‌دهد که بازنمایی‌های منفی و کلیشه‌ای از مسلمانان می‌تواند به تشدید شکاف‌های اجتماعی و عادی‌شدن پیش‌داوری‌های دینی کمک کند.

او همچنین به استفاده جریان‌های راست‌گرا از مفاهیمی مانند «جهاد عشقی» و «تغییر اجباری دین» اشاره کرده و معتقد است برخی روایت‌های سینمایی مرتبط با این موضوعات در فضای سیاسی برای بدنام‌سازی مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

در پایان این یادداشت، از نقش نهادهای سینمایی، هیئت سانسور و برخی رسانه‌های نزدیک به دولت نیز انتقاد شده و ادعا شده است که حمایت رسمی از برخی فیلم‌های جنجالی می‌تواند به روایت‌های سیاسی و تاریخی خاص مشروعیت بیشتری ببخشد.

در مجموع، این تحلیل سینمای بالیوود را بخشی از فضای گسترده‌تر سیاسی و اجتماعی هند می‌داند که در آن، به‌ویژه از دهه ۱۹۹۰ به بعد و با شدت بیشتری پس از سال ۲۰۱۴، مضامین مربوط به تروریسم، ملی‌گرایی، کشمیر و بازخوانی تاریخ در برخی آثار با تصویرسازی منفی از مسلمانان درهم آمیخته است.

...........

 پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha