به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، بهعنوان یکی از برجستهترین شخصیتهای معنوی و اخلاقی در تاریخ اسلام، الگویی ماندگار برای تعالی انسان، تحکیم بنیان خانواده، پاسداشت کرامت انسانی و گسترش فرهنگ مهرورزی و مسئولیتپذیری اجتماعی به شمار میروند. سیره و آموزههای آن حضرت، فراتر از مرزهای تاریخی و جغرافیایی، ظرفیت آن را دارد که در گفتوگوهای فرهنگی و معنوی معاصر، الهامبخش انسان امروز در مواجهه با چالشهای اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی باشد.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر «محمد حسین مختاری» سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان در مقاله زیر با نگاهی تحلیلی و تربیتی به ابعاد گوناگون سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها میپردازد و میکوشد پیوند میان ارزشهای ماندگار سیره فاطمی و نیازهای انسان معاصر را تبیین کند. نویسنده با تأکید بر موضوعاتی همچون کرامت زن، استحکام خانواده، معنویت، تربیت نسل جوان و مسئولیت در قبال دیگران، نشان میدهد که شناخت حقیقی آن بانوی بزرگوار، هنگامی به ثمر مینشیند که از عرصه گفتار و ستایش فراتر رود و در رفتار فردی و مناسبات اجتماعی جلوهگر شود.
متن این مقاله به شرح زیر است:
شناخت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها هنگامی در زندگی انسان معاصر اثرگذار خواهد بود که از توصیف فضایل و بازگویی حوادث تاریخی فراتر رود و به کشف اصول تربیتی، اخلاقی و اجتماعی حاکم بر سیره آن حضرت بینجامد. جامعه امروز، بهویژه زنان و نسل جوان، با چالشهایی همچون بحران هویت، گسترش تجملگرایی، ضعف ارتباطات عاطفی، اضطرابهای روانی و دگرگونی ارزشهای خانوادگی روبهروست. بازخوانی سیره فاطمی با نگاهی متناسب با نیازهای زمان میتواند افقهایی تازه برای مواجهه با این مسائل بگشاید. نوشتار حاضر با رویکردی تحلیلی و ادبی، به برخی ظرفیتهای سبک زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها در تقویت کرامت انسانی، تحکیم خانواده، مسئولیت اجتماعی و تربیت نسل جوان میپردازد.
بعضی انسانها در تاریخ زندگی میکنند و بعضی، تاریخ را به زندگی میآورند. برخی نامها با گذشت زمان به خاطره تبدیل میشوند و برخی دیگر، هرچه زمان از آنان فاصله میگیرد، افقهای تازهتری از حقیقت وجودشان آشکار میشود. حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها از شخصیتهایی است که نمیتوان او را تنها در محدوده زمان و مکان زندگیاش شناخت؛ زیرا سیره آن حضرت، فراتر از یک زندگی فردی، جلوهای از ارزشهایی است که با حقیقت انسان و نیازهای پایدار او پیوند دارند. با این همه، پرسشی اساسی در برابر ما قرار دارد: چرا با وجود فراوانی سخن درباره فضایل حضرت زهرا سلاماللهعلیها، هنوز میان شناخت آن حضرت و حضور آموزههای او در رفتار فردی و اجتماعی ما فاصله وجود دارد؟ چرا گاهی نام فاطمه در گفتار ما پررنگ است، اما نشانههای فرهنگ فاطمی در روابط خانوادگی و مناسبات اجتماعی کمتر دیده میشود؟
حقیقت آن است که الگوپذیری، تنها تحسین یک شخصیت نیست؛ بلکه تبدیل شناخت به انتخاب، محبت به مسئولیت و باور به رفتار است. قرآن کریم، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را «اسوه حسنه» معرفی میکند (احزاب: ۲۱) و در روایات معتبر اسلامی نیز جایگاه والای حضرت فاطمه سلاماللهعلیها در پیوند با شخصیت رسول خدا تبیین شده است؛ چنانکه پیامبر فرمودند: «فاطمة بضعة منّی»؛ فاطمه پاره تن من است (بخاری، صحیح، حدیث ۳۷۱۴). از این منظر، شناخت سیره فاطمی میتواند راهی برای فهم و تحقق ارزشهای اخلاقی و تربیتی اسلام در زندگی امروز باشد.
یکی از مهمترین نیازهای انسان معاصر، بهویژه زنان و دختران جوان، دستیابی به هویتی استوار و شناخت ارزش حقیقی خویشتن است. انسان امروز در جهانی زندگی میکند که پیوسته او را به مقایسه فرامیخواند. شبکههای اجتماعی، نمایش زندگیهای پرزرقوبرق و رقابت پایانناپذیر برای دیدهشدن، گاه چنان بر ذهن افراد سایه میافکند که ارزش خود را در نگاه و داوری دیگران جستوجو میکنند. دختری که مقبولیت خویش را با شمار پسندیدنها میسنجد، زنی که آرامش زندگیاش را در مقایسه با دیگران از دست میدهد و مادری که از مشاهده جلوههای ظاهراً بینقص زندگی دیگران احساس ناکامی میکند، هرکدام به شکلی با این بحران پنهان روبهرو هستند.
در چنین فضایی، زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها حامل پیامی عمیق است: ارزش انسان از حقیقت شخصیت او سرچشمه میگیرد، نه از میزان توجه و تحسین دیگران. آن حضرت در خانهای ساده میزیست، اما عظمت شخصیتش در حصار محدودیتهای مادی قرار نمیگرفت. گزارشهای تاریخی و روایی از دشواریهای زندگی و تلاش آن حضرت در اداره خانه حکایت دارند (مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۲ـ۸۴). بااینحال، سادگی زندگی هرگز از شکوه معنوی و جایگاه انسانی او نمیکاست.
این حقیقت برای دختر امروز درسی بنیادین است: برای ارزشمندبودن، ضرورتی ندارد شبیه دیگران باشد؛ برای پذیرفتهشدن، نباید حقیقت خود را انکار کند؛ و برای برخورداری از شخصیت اجتماعی، نباید کرامت خویش را به پسند و ناپسند دیگران وابسته سازد. میتوان ساده زیست، اما کوچک نبود؛ میتوان بیادعا بود، اما بیهویت نبود؛ میتوان آرام سخن گفت، اما صدایی ماندگار در تاریخ داشت. در روزگاری که بسیاری میکوشند به هر قیمتی دیده شوند، مکتب فاطمی یادآور میشود که مهمتر از دیدهشدن، ارزشمندبودن است.
این نگاه به کرامت انسانی، در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز جلوهای روشن دارد. خانه آن حضرت از نظر امکانات مادی ساده بود، اما در فرهنگ اسلامی، الگویی برجسته از معنویت، محبت و تربیت به شمار میرود. در آن خانه، زندگی مشترک عرصه همراهی و مسئولیتپذیری بود و پرورش فرزندان، مسئولیتی عمیق و آیندهساز تلقی میشد.
امروز یکی از تناقضهای زندگی خانوادگی آن است که امکانات ارتباطی روزبهروز گسترش مییابد، اما فرصت ارتباط عاطفی در بسیاری از خانوادهها کاهش پیدا میکند. خانهها آراستهتر شدهاند، ولی گاه دلها از یکدیگر دورترند. اعضای خانواده در کنار یکدیگر مینشینند، اما هرکدام در جهانی جداگانه از تلفن همراه خود حضور دارند. در چنین شرایطی، الگوگیری از خانه فاطمی به معنای بازگشت به کمبود امکانات گذشته نیست، بلکه به معنای بازگرداندن محبت، گفتوگو و احترام به قلب زندگی امروز است.
چه سود که بهترین امکانات را برای فرزند فراهم کنیم، اما هنگامی که میخواهد از نگرانیهایش سخن بگوید، شنوندهای مهربان در کنار خود نیابد؟ چه فایده که خانه را با گرانترین وسایل بیاراییم، اما زبانمان با نزدیکترین عزیزانمان آمیخته با تندی و تحقیر باشد؟ خانهای که در آن احترام نباشد، هرچند مجلل باشد، از گرمای حقیقی زندگی محروم است. گاهی پیروی از سبک زندگی فاطمی در رفتارهایی ساده جلوه میکند؛ مادری که با حوصله به سخنان فرزندش گوش میدهد، پدری که خستگی روزانه را بهانه بیتوجهی به خانواده قرار نمیدهد و همسرانی که در اختلافنظرها، حرمت یکدیگر را حفظ میکنند. چهبسا همین رفتارهای کوچک، عبادتهایی بزرگ در لباس زندگی روزمره باشند.
از دیگر ابعاد برجسته شخصیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها، پیوند میان لطافت عاطفی و استواری شخصیت است. در برخی برداشتهای نادرست، زن شایسته را زنی معرفی میکنند که همواره سکوت کند و حتی در برابر نادیدهگرفتن حقوق خویش اعتراضی نداشته باشد. حال آنکه گزارشهای تاریخی از موضعگیری و سخن گفتن حضرت زهرا علیهاالسلام درباره مسائل مهم پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله حکایت دارند. خطبه منسوب به آن حضرت، نمونهای از حضور اجتماعی و دفاع از باورها و حقوق مورد مطالبه ایشان در منابع تاریخی است . این بُعد از سیره آن حضرت برای زنان امروز پیامی ارزشمند دارد. زن میتواند همسری مهربان و مادری فداکار باشد و در عین حال، صاحب اندیشه، اراده و شخصیت باشد. میتواند برای آرامش خانواده تلاش کند، اما رشد علمی و اجتماعی خویش را نیز ارزشمند بداند. میتواند اهل گذشت باشد، اما اجازه ندهد ظلم و تحقیر به نام صبر و فداکاری بر او تحمیل شود. در فرهنگ فاطمی، لطافت و استواری در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه مکمل یکدیگرند؛ زن میتواند قلبی به لطافت باران و ارادهای به استواری کوه داشته باشد.
در کنار این ویژگیها، معنویت در زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها جایگاهی بنیادین دارد. انسان امروز با وجود برخورداری از ابزارهای فراوان آسایش، گاه از آرامش درونی فاصله گرفته است. نگرانی از آینده، مشکلات اقتصادی و رقابتهای فرساینده، فرصت خلوت با خویشتن را کاهش داده است. در چنین فضایی، میراث معنوی آن حضرت میتواند زمینهای برای بازاندیشی در معنای آرامش فراهم آورد.
تسبیحات حضرت زهرا سلاماللهعلیها، با سیوچهار مرتبه «اللهاکبر»، سیوسه مرتبه «الحمدلله» و سیوسه مرتبه «سبحانالله»، از آموزههای شناختهشده منسوب به آن حضرت است که اصل تعلیم آن از سوی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در منابع معتبر حدیثی گزارش شده است (بخاری، صحیح، حدیث ۵۳۶۱؛ مسلم، صحیح، حدیث ۲۷۲۷). این ذکر، افزون بر جایگاه عبادی، میتواند فرصتی برای بازگشت آگاهانه دل به سوی خداوند باشد. هنگامی که انسان «اللهاکبر» میگوید، به خود یادآوری میکند که خداوند از نگرانیهای او بزرگتر است؛ با «الحمدلله» نعمتهای زندگی را نیز در کنار دشواریها به یاد میآورد و با «سبحانالله» اندیشه خود را از تصورهای محدود درباره پروردگار فراتر میبرد. این برداشت معنوی، تفسیر تربیتی ذکر است و نباید آن را جایگزین تلاش، تدبیر و راهکارهای ضروری برای حل مشکلات دانست.
یکی دیگر از جلوههای درخشان سیره فاطمی، توجه به دیگران و رهایی از حصار خودمحوری است. در روایتی از امام حسن مجتبی علیهالسلام نقل شده است که مادر بزرگوار خود را در حال عبادت مشاهده کرد که برای دیگران دعا میکرد و هنگامی که پرسید چرا برای خود دعا نمیکنی، پاسخ شنید: «الجارُ ثُمَّ الدّارُ»؛ نخست همسایه، سپس خانه (صدوق، علل الشرائع، ج ۱، باب ۱۴۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۱ـ۸۲).
این عبارت کوتاه، دریایی از فرهنگ اجتماعی و مسئولیت انسانی را در خود جای داده است. در جهانی که گاه منافع فردی بر همه چیز سایه میافکند، حضرت زهرا علیهاالسلام افقی متفاوت پیش روی انسان میگشاید. این روحیه را میتوان در زندگی امروز نیز زنده کرد؛ هنگامی که دختری در مدرسه مورد تمسخر قرار میگیرد، بیتفاوت نمانیم؛ وقتی زنی در همسایگی ما گرفتار دشواری است، او را فراموش نکنیم؛ و هنگامی که در فضای مجازی آبروی انسانی در معرض آسیب قرار میگیرد، با انتشار سخنان تحقیرآمیز به آن آسیب دامن نزنیم. فاطمیبودن تنها به احترامگذاشتن به نام حضرت زهرا نیست، بلکه به این نیز هست که انسانها از زبان و رفتار ما احساس حقارت و بیارزشی نکنند.
در این میان، بازخوانی مفهوم حیا و عفاف نیز برای نسل جوان اهمیت دارد. گاهی این مفاهیم چنان محدود معرفی میشوند که دختر جوان تصور میکند برای باحیا بودن، باید از حضور اجتماعی و شکوفایی استعدادهای خود فاصله بگیرد. حال آنکه حیا در معنای اخلاقی خود با کرامت، خویشتنداری و پاسداشت حریم انسان پیوند دارد. با توجه به حضور و موضعگیری اجتماعی حضرت زهرا علیهاالسلام در گزارشهای تاریخی، میتوان نتیجه گرفت که عفاف و حضور آگاهانه اجتماعی لزوماً در تعارض با یکدیگر نیستند. حیا دیواری برای زندانیکردن استعداد زن نیست، بلکه میتواند مرزی آگاهانه برای پاسداری از کرامت او باشد. دختر فاطمی میتواند دانشمند، معلم، پزشک، پژوهشگر یا فعال اجتماعی باشد و در همه این عرصهها، وقار، اخلاق و شخصیت خود را حفظ کند.
از سوی دیگر، سبک زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها میتواند در بازنگری معیارهای خوشبختی و تشکیل خانواده نیز الهامبخش باشد. امروز گاه جوانان به دلیل نداشتن امکانات تجملی، ازدواج را سالها به تأخیر میاندازند و خانوادهها به جای توجه کافی به اخلاق، صداقت و مسئولیتپذیری، بیش از اندازه به ظاهر مراسم و میزان دارایی اهمیت میدهند. زندگی ساده حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام یادآور این حقیقت است که خوشبختی را نباید به تحقق همه آرزوهای مادی وابسته کرد. البته این سخن به معنای نادیدهگرفتن ضرورت تأمین معیشت و امنیت اقتصادی نیست، بلکه دعوتی به اصلاح معیارهاست. زندگی مشترک پیش از آنکه با تشریفات پرهزینه ساخته شود، با احترام، اعتماد، صداقت و مسئولیتپذیری شکل میگیرد.
در عرصه تربیت فرزندان نیز آموزههای فاطمی افقهایی ارزشمند پیش روی خانواده امروز میگشاید. جامعه تنها به انسانهای موفق از نظر تحصیلی و اقتصادی نیاز ندارد، بلکه به انسانهای درستکار، مهربان و مسئول نیز محتاج است. مادری که میخواهد فرزندش راستگو باشد، باید خود صداقت را تمرین کند؛ پدری که میخواهد فرزندش به زنان احترام بگذارد، باید این احترام را در رفتار با همسر خویش نشان دهد؛ و خانوادهای که میخواهد فرزندش اهل معنویت باشد، باید دین را با محبت، آگاهی و حکمت به او معرفی کند. فرزندان بیش از آنکه از سخنان ما شیوه زندگی را بیاموزند، از رفتارهای ما درس میگیرند.
در نهایت، محبت به حضرت زهرا سلاماللهعلیها هنگامی به کمال اجتماعی خود نزدیک میشود که از احساس و عاطفه فراتر رود و به مسئولیت اخلاقی تبدیل شود. آیا میتوان برای مظلومیت آن بانوی بزرگ اشک ریخت، اما نسبت به رنج زنان پیرامون خود بیاعتنا بود؟ آیا میتوان از کرامت حضرت زهرا سخن گفت، اما در محیط خانه شخصیت همسر یا دختر خود را نادیده گرفت؟ آیا میتوان از حقطلبی او یاد کرد، اما در رفتار اجتماعی انصاف را فراموش نمود؟ محبت حقیقی باید در رفتار انسان نشانه داشته باشد. اگر نام فاطمه برای ما عزیز است، باید کرامت زنان نیز برای ما عزیز باشد و اگر از مهربانی و ایثار او سخن میگوییم، باید برای کاهش رنج دیگران نیز گام برداریم.
بر این اساس، الگوگیری از حضرت زهرا سلاماللهعلیها به معنای تکرار صورت ظاهری زندگی گذشته نیست، بلکه به معنای شناخت و بازآفرینی ارزشهای ماندگار آن زندگی در شرایط جدید است. قرار نیست خانههای امروز را دقیقاً شبیه خانههای آن روز کنیم یا از دانش و فناوری فاصله بگیریم؛ بلکه باید معنویت را به زندگی پرشتاب امروز، محبت را به روابط خانوادگی، عزتنفس را به شخصیت جوانان و مسئولیتپذیری را به مناسبات اجتماعی بازگردانیم.
جامعه فاطمی تنها جامعهای نیست که در آن نام فاطمه بسیار تکرار میشود؛ جامعهای است که در آن زنان کمتر تحقیر میشوند، کودکان بیشتر محبت میبینند، خانوادهها با احترام بیشتری زندگی میکنند، نیازمندان کمتر فراموش میشوند و جوانان با امید بیشتری به آینده مینگرند. در چنین جامعهای، دینداری از سطح شعار فراتر میرود و در رفتار انسانها جلوه میکند.
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها خورشیدی نیست که تنها از دور به روشناییاش بنگریم؛ خورشیدی است که باید پنجرههای زندگی خود را به سوی نورش بگشاییم. اگر از او فقط بگوییم، نامش را گرامی داشتهایم؛ اما اگر از او بیاموزیم، راهش را زنده کردهایم. شاید بزرگترین ادای احترام به آن بانوی بزرگ این باشد که پس از هر مجلس یاد او، انسانی مهربانتر، زنی آگاهتر، مادری صبورتر، پدری مسئولتر و جوانی امیدوارتر باشیم.
فاطمه زهرا سلاماللهعلیها تنها بانویی برای ستایش نیست، بلکه الگویی برای زیستن است؛ نه فقط چراغی در تاریخ، بلکه نوری برای امروز و فردای انسان. و رسالت ما آن است که این نور را از خاطرهها به اندیشهها، از اندیشهها به رفتارها و از رفتارها به متن زندگی فردی و اجتماعی خویش بیاوریم.
منابع و مآخذ
۱. قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۲۱.
۲. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، احادیث ۳۷۱۴ و ۵۳۶۱.
۳. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، حدیث ۲۷۲۷.
۴. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، علل الشرائع، جلد اول، باب ۱۴۵، روایت «الجار ثم الدار».
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، جلد ۴۳، صفحات ۸۱ تا ۸۴.
۶. ابنطیفور، احمد بن ابیطاهر، بلاغات النساء، بخش مربوط به کلام و خطبه حضرت فاطمه سلاماللهعلیها.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما