به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ از فارس، محمد جواد ابراهیم زاده نویسنده و پژوشگر بین الملل طی یادداشت اختصاصی به «ابنا» در خصوص مواجه ترامپ با ونزوئلا اینگونه نوشت؛ ترامپ در مواجهه با ونزوئلا را نمیتوان صرفاً اختلافی سیاسی یا ایدئولوژیک دانست، آنچه در این پرونده رخ داد، تبلور منطق قلدری در سیاست جهانی است؛ منطقی که قدرت را جایگزین قانون میکند و اراده ملتها را مانعی بر سر راه منافع امپراتوری میبیند.
تحریمهای فلجکننده، حمایت علنی از کودتا، تهدید نظامی و طراحی عملیاتهای براندازانه، همگی در یک چارچوب مشخص شکستن مقاومت یک دولت مستقل قابل فهماند، ترامپ با خوی گاوچرانی و کابوگری، سیاست خارجی آمریکا را به نمایشی پرهیاهو و هالیوودی تقلیل داد، در این نمایش، «قلدر» باید دیده شود؛ حتی اگر بهای آن، فروپاشی اقتصادی یک کشور، رنج میلیونها انسان و بیثباتی منطقهای باشد. ونزوئلا در این روایت، نه یک ملت با حق تعیین سرنوشت، بلکه صحنهای برای خودنمایی قدرت و ارسال پیام تهدید به سایر دولتهای مستقل بود.
اما لایه پنهان این قلدربازی سیاسی، چیزی جز استعمار منابع نیست. ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده جهان، همواره هدف طمع قدرتهای بزرگ بوده است. فشارهای دولت ترامپ، بیش از آنکه دغدغه دموکراسی داشته باشد، تلاشی برای بازگرداندن کنترل نفت ونزوئلا به مدار شرکتها و منافع غربی بود؛ همان الگویی که دههها در آمریکای لاتین تکرار شده است.
در چنین نظمی، آنچه امروز بر جهان حاکم است، بیش از هر چیز قانون جنگل است؛ جایی که زور جای قانون مینشیند و حق با کسی است که ابزار فشار بیشتری در اختیار دارد. دخالت مستقیم آمریکا در سرنوشت سیاسی ونزوئلا، مصداق روشن تروریسم دولتی است: اعمال خشونت سازمانیافته، اقتصادی و امنیتی، برای تحمیل سیاستهای استعماری و کنترل منابع حیاتی یک کشور مستقل.
با این حال، این اقدامات نه مشروعیت میآفرینند و نه اعتبار پایدار. تاریخ بارها نشان داده قدرتی که بر تحقیر ملتها، غارت منابع و نقض آشکار قانون بنا شود، هرچند پرهیاهو، اما بیریشه است. قلدری شاید صدا داشته باشد، اما ماندگار نیست؛ چرا که سنت تاریخ و همچنین سنت الهی همواره در مواجهه با فرعونها یکسان بوده است: سقوط، هرچند دیر، اما حتمی!
.............................
پایان پیام
نظر شما