خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: بیستوهشتم فوریه ۲۰۲۶ (۱۰ اسفند ۱۴۰۴) روزی بود که دنیا شاهد حقیقتی تازه از عمق ایثار و مقاومت شد. در حملاتی که از سوی نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی به تهران صورت گرفت، دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی هدف قرار گرفت و ایشان در حالی که مشغول انجام وظایف خویش بودند، به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
اما آنچه این حمله را از سایر جنایتهای استکبار متمایز میسازد، ابعاد خانوادگی این مصیبت بزرگ است. گزارشهای رسمی حاکی از آن است که در این حملات، نه تنها رهبر انقلاب، بلکه چندین تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان نیز به شهادت رسیدند. حقیقتی که نشاندهنده عمق ایستادگی و عدم جدایی ایشان از مردم و حتی خانواده خویش در سختترین شرایط بود. این ماجرا، با نگاهی عمیق، تداعیگر حماسه عاشوراست؛ جایی که امام حسین(ع) و یارانش با الهام از آموزههای قرآنی، تن به ذلت ندادند و با شعار «هیهات منا الذلة» در برابر یزیدیان زمانه ایستادند تا بگویند اسلام را نمیتوان با زور و جنایت نابود کرد.
رسانههای معاند همواره سعی داشتند چهرهای غیرواقعی از رهبر انقلاب و خانواده ایشان ترسیم کنند. شایعاتی مبنی بر زندگی در پناهگاههای مجلل و حضور فرزندان ایشان در کشورهای خارجی، از جمله دروغپردازیهای رایج این رسانهها بود. اما حادثه تلخ شهادت، پوچ بودن این القائات را به رخ جهانیان کشید.
واقعیت آن است که خانواده آیتالله خامنهای، همانگونه که خبرگزاریهای معتبر و تحلیلهای سیاسی نشان میدهد، همواره در داخل ایران و در کنار مردم زندگی میکردهاند. بیت ایشان در تهران، محل زندگی ساده و بیآلایش ایشان بود. برخلاف ادعای فرار یا جدایی، فرزندان و نوادگان ایشان در ایران ساکن بوده و برخی از آنان در جوار پدر زندگی میکردند.
حمله وحشیانه روز ۱۰ اسفند، نشان داد که دشمن تا چه حد قصد ضربه زدن به هویت و کیان انقلاب را داشته است. بر اساس گزارشهای تأیید شده آیتالله خامنهای در دفتر کارشان در بیت، بر اثر اصابت موشکهای آمریکایی-صهیونیستی به شهادت رسیدند. شهادت دختر و خانوادهاش، بشرا خامنهای (دختر ایشان) به همراه همسر و دو فرزندشان، شهادت نوزاد ۱۴ ماهه در این واقعه، بیشترین تأثر را برانگیخت. همسر رهبر انقلاب، خانم منصوره خجسته باقرزاده، که عمری در کنار ایشان صبوری و مقاومت کرده بود، بر اثر جراحات ناشی از این حملات دو روز بعد به شهادت رسید. همچنین یکی از عروسهای ایشان (زهرا حداد عادل) نیز در این حادثه شهید شد.
این صحنه، بیاختیار ذهن هر مسلمان آگاهی را به واقعه کربلا میبرد؛ جایی که حضرت علیاصغر(ع)، شیرخوار ششماهه اباعبداللهالحسین(ع)، در آغوش پدر هدف تیر سهشعبه حرمله بن کاهل اسدی قرار گرفت و مظلومانه به شهادت رسید. عمق این تشابه تاریخی، تنها در شهادت و از دست دادن عزیزان خلاصه نمیشود، بلکه در موضعگیری سیاسی و سیره عملی رهبر شهید پیش از شهادت نهفته است.
امام حسین(ع) در برابر ظلم یزید فرمود: «و الله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر فرار العبید» (به خدا سوگند، هرگز همانند ذلیلان، دست ذلت به سوی شما دراز نمیکنم و چون بردگان فرار نمیکنم). آیتالله خامنهای نیز در آخرین بیانات و وصایای خود، بارها بر عدم امکان مذاکره و معامله با آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان «یزید زمان» تأکید کردند.
امام حسین(ع) میتوانست در مکه بماند و با پناه بردن به حرم امن الهی، جان خود را نجات دهد، اما ذلت بیعت با یزید را بر شهادت ترجیح نداد. رهبر شهید نیز میتوانست بنا بر ادعای رسانههای معاند، خود را در پناهگاههای مستحکم مخفی کند، اما در بیت خود ماند و در مقابل توطئهها ایستادگی کرد تا نشان دهد انقلاب اسلامی وابسته به شخص نیست، بلکه ریشه در مکتب حسینی دارد.
بزرگترین شباهت میان این دو حادثه، حضور و جانفشانی خانواده است. در کربلا، حضرت زینب(س) و حضرت سجاد(ع) اسیر شدند و زنان و کودکان حرم، داغدیدگان آن واقعه بودند. در تهران نیز، بیت رهبری به گلزار شهدا تبدیل شد و یک خانواده کامل، از همسر و دختر تا نوزاد یکساله، برای دفاع از ارزشهای الهی به درجه شهادت رسیدند.
تحلیلگران و علمای مقاومت، این واقعه را نماد «تداوم خط امامت و شهادت» دانستهاند. شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر جنبش اسلامی نیجریه، پس از این حادثه اعلام کرد که رهبر شهید، تجسم زنده آموزههای امام حسین(ع) در عصر حاضر بود و زندگی و شهادت او، آینه تمامنمای مسیر عاشوراست. او همچنین اشاره کرد که رهبر شهید، عمری از کودکی تا ۸۶ سالگی در جهاد مستمر بود.
این شهادت، برخلاف آنچه دشمنان اسلام تصور میکردند که جبهه مقاومت را تضعیف کند، باعث بیداری و انسجام بیشتر نیروهای حقخواه در سراسر جهان شد. مراسم چهلم شهدای بیت رهبری با حضور میلیونی مردم در تهران برگزار شد. نکته حائز اهمیت این است که رسانههای معاند سالها خبر از فرار فرزندان رهبری به خارج از کشور میدادند. یکی از خبرگزاریهای هندی نیز به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی گزارش داده بود که برخی از نوههای ایشان در پاریس زندگی میکنند. اما حقیقتی که در روز شهادت و پس از آن برملا شد، همه این ادعاها را نقش بر آب کرد. هماکنون مشخص شده است که نه تنها ایشان در پناهگاه نبودند، بلکه بیت و خانواده ایشان در خط مقدم جبهه مقاومت و در معرض مستقیم تهدیدات قرار داشتند.
حسینی مزاری، از علمای افغانستان، در این زمینه میگوید: «اگر ملت اسلام نسبت به رهبری بیتفاوت باشند، عاشورای دیگری تکرار خواهد شد. امروز امام خامنهای به عنوان حسین زمان در برابر جبهه یزیدی آمریکا، صهیونیسم و استکبار ایستاده است»
آیتالله خامنهای می توانست مانند امرای شیخ نشین حاشیه ی خلیج فارس با آمریکا مصالحه کند و با فروش نفت و واردات کالاهای خارجی رفاهی نسبی برای مردم ایجاد کند و همچون برده در برابر آمریکا و اسرائیل تن به خواسته های آن ها بدهد. اما شعار ایشان و شعار ملت ایران یک چیز است و آن «هیهات منا الذلة» است. ایشان رهبری حکیم و آگاه و بسیار مدبر بودند که اجازه ندادند غرور ملی اسلامی ایرانیان با صلح با آمریکا خدشه دار شود. ایشان عزت و اقتدار ایرانیان را به رخ جهانیان کشاندند. و همانگونه که پس از هزاروچهارصد سال نتوانستند حرارتی که شهادت امام حسین (ع) در قلوب مسلمین ایجاد کردند، آتشی که با شهادت ایشان در دل آزادگان جهان افروخته شده است، خاموش نشدنی است، چرا که این آتش برگرفته از هدفی الهی است و آن استخلاف مستضعفین عالم در زمین است: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (سوره قصص آیه ۵)
شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای و اعضای خانواده معظمشان، بویژه نوزاد یکساله، نقطه عطفی در تاریخ معاصر اسلام رقم زد. این واقعه نشان داد که رهبر انقلاب تا پای جان بر سر اصول خود ایستاد و برخلاف ادعای دشمنان، یک لحظه از مردم و وطن جدا نشد. شعار «هیهات منا الذلة» و «لن یبایع» در عمل به منصه ظهور رسید. ایشان نشان دادند که راه امام حسین(ع) همچنان ادامه دارد و مرز بین حق و باطل هیچگاه از بین نمیرود.
در مکتب حسینی و انقلاب اسلامی، خانوادهها در خط مقدم ایثار قرار دارند و هیچگاه آرامش و رفاه دنیوی را بر جهاد در راه خدا ترجیح نمیدهند.
در پایان، باید گفت آنچه رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده مطهرش به نمایش گذاشتند، تابلوی تمامنمایی از عاشورای حسینی بود؛ جایی که «الموت فی سبیل الله اشرف من العیش فی ذل الله» (مرگ در راه خدا، از زندگی در ذلت و خواری شرافتمندانهتر است) به درستی معنا شد. همانگونه که زیارت عاشورا میخوانیم: «اللهم العن اول ظلم ظلم آل محمد»، نفرین تاریخ بر ستمگرانی است که این روزگار نیز همچون یزید، تاب شنیدن فریاد حق را ندارند.
زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
..........................
پایان پیام
نظر شما