۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۵
شب وفاداری؛ آخرین فرصت انتخاب

«الناز موسوی یکتا» پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه در یادداشتی با اشاره به شب هشتم محرم نوشت که یاران حسین بن علی(ع) در تاریک‌ترین شب تاریخ، روشن‌ترین انتخاب را انجام دادند و نام خود را برای همیشه در کنار نام فرزند رسول خدا(ص) جاودانه ساختند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در تاریخ، شب‌های بسیاری پیش از نبردها ثبت شده‌اند؛ شب‌هایی که فرماندهان نقشه جنگ می‌کشند، سپاهیان سلاح آماده می‌کنند و هر کس خود را برای رویارویی روز بعد مهیا می‌سازد. اما شب هشتم و نهم محرم در کربلا، تنها مقدمه یک نبرد نظامی نبود. این شب، صحنه آشکار شدن حقیقت انسان‌ها بود؛ شبی که پرده‌ها کنار رفت و معلوم شد چه کسانی برای خدا آمده‌اند و چه کسانی برای چیزهای دیگر.

تا اینجا، کاروان حسینی روزهای دشواری را پشت سر گذاشته بود. راه بازگشت بسته شده بود. سپاه دشمن هر لحظه بزرگ‌تر می‌شد. تشنگی خیمه‌ها را در بر گرفته بود و همه می‌دانستند که حادثه‌ای بزرگ در پیش است.

دیگر کسی نمی‌توانست گمان کند که این مسیر به پیروزی ظاهری و تشکیل حکومت ختم خواهد شد. واقعیت آشکار شده بود. اکنون هر کس در کربلا حضور داشت، می‌دانست که در آستانه بزرگ‌ترین امتحان زندگی خود قرار گرفته است.

در چنین شرایطی، وجود مبارک حضرت اباعبدالله الحسین(ع) کاری انجام داد که عظمت اخلاقی نهضت او را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.

آن حضرت یاران خود را گرد آورد و حقیقت را با آنان در میان گذاشت. از سپاه دشمن سخن گفت. از شهادت پیش رو سخن گفت. از آینده‌ای که در انتظار آنان بود سخن گفت. سپس جمله‌ای فرمود که شاید در هیچ نهضت دیگری نمونه‌ای برای آن نتوان یافت.

امام بیعت را از یاران برداشت.

فرمود هر کس می‌خواهد برود، آزاد است. تاریکی شب نیز بهترین فرصت برای رفتن است. دشمن تنها با من کار دارد و اگر شما بروید، کسی متعرض شما نخواهد شد.

این سخنان در ظاهر بسیار ساده است، اما در حقیقت یکی از بزرگ‌ترین صحنه‌های تاریخ را رقم زد.

بسیاری از رهبران تلاش می‌کنند یاران خود را حفظ کنند. آنان از آینده روشن سخن می‌گویند و امید پیروزی می‌دهند. اما حسین بن علی(ع) هیچ‌کس را با وعده دنیا نگه نداشت. حتی آخرین بهانه‌ها را نیز از میان برداشت.

از این لحظه به بعد، ماندن در کربلا فقط یک معنا داشت؛ انتخاب آگاهانه حقیقت.

اینجاست که چهره یاران عاشورا آشکار می‌شود.

یکی پس از دیگری برخاستند و وفاداری خود را اعلام کردند. سخنان آنان صرفاً اعلام آمادگی برای جنگ نبود؛ بیانگر عمق شناخت آنان از امام زمان خویش بود.

مسلم بن عوسجه برخاست. حبیب بن مظاهر سخن گفت. زهیر بن قین سخن گفت. هر کدام با عباراتی متفاوت اما با یک مضمون مشترک: ما تو را تنها نخواهیم گذاشت.

آنان مرگ را نمی‌خواستند؛ آنان حقیقت را می‌خواستند. و هنگامی که حقیقت در کنار حسین(ع) قرار داشت، زندگی بدون او را بی‌ارزش می‌دیدند.

در این شب، معنای واقعی وفاداری آشکار شد.

وفاداری آن نیست که انسان در روزهای موفقیت در کنار حق باشد. وفاداری آن است که وقتی همه نشانه‌های ظاهری شکست دیده می‌شود، باز هم کنار حق بایستد.

کوفه پر از کسانی بود که ادعای محبت اهل‌بیت(ع) داشتند. هزاران نامه نوشته شده بود. هزاران نفر از امام دعوت کرده بودند. اما اکنون تنها چند ده نفر در کنار فرزند رسول خدا(ص) باقی مانده بودند.

تفاوت این دو گروه چه بود؟

پاسخ را باید در همین شب جست‌وجو کرد.

بسیاری حق را دوست داشتند، اما حاضر نبودند برای آن هزینه بدهند. بسیاری اهل‌بیت(ع) را می‌شناختند، اما دنیا را بیشتر دوست داشتند. بسیاری ایمان داشتند، اما ایمانشان آن اندازه عمیق نبود که در برابر ترس مقاومت کند.

اما یاران حسین(ع) از جنس دیگری بودند.

آنان حقیقت را بر امنیت ترجیح دادند.

کرامت را بر آسایش ترجیح دادند.

و رضایت خدا را بر بقای خویش مقدم دانستند.

در میان این صحنه‌های باشکوه، نباید از زنان حاضر در کربلا غافل شد. اگرچه نام یاران مرد بیشتر در منابع تاریخی ثبت شده است، اما در پشت بسیاری از این وفاداری‌ها، زنانی ایستاده بودند که خود نیز همان مسیر را انتخاب کرده بودند.

یکی از برجسته‌ترین این بانوان، حضرت ام‌وهب است.

او همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود؛ مردی که پس از آشنایی با نهضت حسینی به کاروان امام پیوست. در شرایطی که بسیاری خانواده‌ها عزیزان خود را از حضور در میدان بازمی‌داشتند، ام‌وهب همسر خود را به یاری فرزند رسول خدا(ص) تشویق کرد.

این بانوی مؤمن تنها همراه شوهرش به کربلا نیامد؛ او آگاهانه راه حق را انتخاب کرد. هنگامی که همسرش تصمیم گرفت در کنار امام بماند، او نیز با تمام وجود از این انتخاب حمایت کرد.

این موضوع اهمیت فراوانی دارد.

گاهی تاریخ فقط از کسانی یاد می‌کند که در میدان جنگ حضور داشته‌اند، اما حقیقت آن است که بسیاری از تصمیم‌های بزرگ در درون خانواده‌ها شکل می‌گیرد.

ام‌وهب نماد زنانی است که در لحظه‌های حساس، به جای دعوت به راحت‌طلبی، عزیزان خود را به دفاع از حقیقت فرا می‌خوانند.

در کنار او، دیگر بانوان اهل‌بیت(ع) نیز در این شب نقش بزرگی ایفا می‌کردند. آنان از آینده آگاه بودند. می‌دانستند که فردا چه روزی خواهد بود. می‌دانستند بسیاری از عزیزانشان دیگر به خیمه‌ها بازنخواهند گشت. با این حال هیچ نشانی از پشیمانی در آنان دیده نمی‌شد.

این استقامت، کمتر از حضور در میدان نبرد نبود.

شاید یکی از عمیق‌ترین درس‌های این شب همین باشد که ایمان واقعی، محصول شناخت است.

کسانی که در کربلا ماندند، احساساتی و هیجان‌زده نبودند. آنان حقیقت را شناخته بودند و آگاهانه انتخاب کرده بودند.

به همین دلیل، شب عاشورا را باید شب آزادی نیز نامید.

در این شب، هیچ‌کس مجبور به ماندن نبود.

هیچ‌کس تحت فشار قرار نگرفت.

هیچ‌کس با وعده‌ای فریب داده نشد.

هر کس آزاد بود.

و درست به همین دلیل، انتخاب کسانی که ماندند ارزش پیدا کرد.

خداوند انسان را آزاد آفریده است و ارزش ایمان نیز در همین آزادی نهفته است. اگر انتخابی در کار نباشد، فضیلتی نیز شکل نمی‌گیرد.

یاران حسین(ع) در این شب آزاد بودند که بروند، اما ماندند.

آزاد بودند که زندگی را انتخاب کنند، اما شهادت را برگزیدند.

آزاد بودند که سکوت کنند، اما فریاد حق را انتخاب کردند.

و همین انتخاب است که آنان را جاودانه ساخت.

شب هشتم محرم، شب شناخت انسان‌هاست. شبی که نشان می‌دهد فاصله میان قهرمانان تاریخ و تماشاگران تاریخ در یک چیز خلاصه می‌شود؛ انتخاب.

بعضی حقیقت را می‌بینند و از کنار آن عبور می‌کنند.

بعضی حقیقت را می‌بینند و همه چیز خود را برای آن فدا می‌کنند.

یاران حسین بن علی(ع) از گروه دوم بودند؛ مردان و زنانی که در تاریک‌ترین شب تاریخ، روشن‌ترین انتخاب را انجام دادند و نام خود را برای همیشه در کنار نام فرزند رسول خدا(ص) جاودانه ساختند.

الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha