به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر سهیل اسعد، مبلغ دینی و فعال رسانهای آرژانتینی، عصر چهارشنبه (۱۰ تیرماه) در نشست «بررسی میراث فکری و معنوی رهبر شهید امت» که در سالن خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا برگزار شد، با تأکید بر «سیاق زمانی و مکانی» بهعنوان کلید فهم اندیشهٔ رهبر شهید، ایشان را «مهندسِ رفع موانع» خواند و گفت: هنر اصلی ایشان در این بود که اسلام ناب را در بستر جاهلیت مدرن، بدون اضافه کردن چیزی، مدیریت کرد و موانع تحقق تمدن را یکی پس از دیگری برطرف ساخت. وی با تشریح مثلثِ «عقلانیتِ محضِ در خدمت عدالت» و «معنویت بهعنوان منبع انرژی حرکت»، بر لزوم «حفظ ملتِ متحد» بهعنوان مهمترین میراث باقیمانده تأکید کرد.
دکتر سهیل اسعد در آغاز سخنان خود ضمن تسلیت شهادت رهبر انقلاب اسلامی، گفت: با یک مقدمه میخواهم بحث را در رابطه با جایگاه اندیشه و معنویت حضرت آقا عرض کنم که به نظرم هر اندیشه، رفتار و معنویتی باید در قبال سیاق زمانی و مکانی خود بررسی شود.
اسعد با اشاره به اینکه رهبر شهید در مقابل «جاهلیت مدرن» قرار داشت، تصریح کرد: نقش آقا، نقش سیاق زمانی و مکانیِ جاهلیت است. جاهلیت یعنی همان هدف دشمن در مقابل اسلام که از اول بعثت پیامبر(ص) تا امروز، دشمن به دنبال برگرداندن امت به جاهلیت بوده است. در قرن اخیر، از آتاتورک تا سایر کشورهای اسلامی، دشمن تلاش کرد امت اسلامی را بهعنوان ساختار سیاسی، قانون و حاکمیت به جاهلیت بازگرداند.
وی با ذکر مثالی از هزینههای کلان کشورهای عربی برای تولید محتوای مبتذل، اظهار داشت: شما جامعهٔ عرب امروز را نگاه کنید؛ با امکانات عظیم، چندین میلیون دلار برای ماهوارهای هزینه میکنند که فقط شترها را فیلمبرداری میکند! این یک جاهلیتِ رسمی است که انسان بهسختی میتواند درک کند.
هنر رهبر شهید: «رفع موانع»، نه «اضافه کردن چیز جدید»
این مبلغ آرژانتینی با بیان اینکه «اسلامیت بهطور خودبهخود در ذات مردم وجود دارد»، تأکید کرد: مردم مسلمان هستند و دینشان اسلام است، اما یک جاهلیتِ تحمیلی، موانعی برای تحقق اسلامیت بهعنوان تمدن، امت، انقلاب و دولت ایجاد کرده است. هنر حضرت آقا، رفع این موانع بود؛ نه اضافه کردن چیزی جدید. ایشان معتقد بودند تمام بسترهای ساخت تمدن موجود است، اما بین ما و هدف، موانعی وجود دارد که باید برداشته شوند.
وی با اشاره به انقلاب اسلامی گفت: بین ایرانِ قبل از انقلاب و تمدن نوین اسلامی فقط موانع وجود داشت. انقلاب، انقلابِ جوهری نبود که جوهر ایرانیان را عوض کند؛ بلکه رفعکنندهٔ موانع بود.
مهندسیِ زمانمند؛ نمونهٔ «آتش به اختیار» و «جهاد تبیین»
اسعد با اشاره به سیاقشناسیِ بیانات رهبر شهید، گفت: آقا “آتش به اختیار” را اول انقلاب نگفت، ده سال اول انقلاب نگفت، بلکه در یک مقطع خاص فرمود. چرا؟ چون مهندسیِ آن زمان، اقتضای دیگری داشت. یا “جهاد تبیین” را در شرایطی مطرح کردند که هر حرفی با شبهه مواجه میشد و تفسیرهای عجیب و غریب از آن میکردند.
وی افزود: «من یادم هست وقتی از جلسات ایشان بیرون میآمدیم، رفقا میگفتند حرف آقا خیلی روشن است و تفسیر نمیخواهد. مثلاً ایشان فرمودند: “ورود علوم انسانی به بدنهٔ حوزه، بهمثابهٔ ورود ویروس غرب به دین است.” بعضی گفتند منظورش چیز دیگری بود، اما ایشان جز این منظوری نداشتند. مشکل ما در ایران، “قرائت” و “تفسیر”های بیجا است.
مهندسیِ اندیشه، نه فلسفهبافی
اسعد با تمایز قائل شدن میان نگاه فلسفی و نگاه مهندسی، گفت: آقا فیلسوف نبود؛ مهندس بود. یعنی دغدغهٔ ساختن داشت، نه اینکه علامهٔ عصر شود تا همه کف بزنند. ایشان با اندیشهاش میخواست ساختاری ایجاد کند؛ از انقلاب تا نظام، دولت، جامعه و تمدن. این مهندسبودن، مهمترین صفت ایشان بهعنوان اندیشمند است.
وی با استناد به نقد شهید مطهری بر فلسفه، توضیح داد: مطهری میگوید فلسفه مثل چراغی است در ظلماتِ مطلق؛ خوب است اما کافی نیست. در نگاه آقا، مسئلهٔ اصلی این بود که “با اندیشه چه کار کنم”، نه اینکه “چقدر اندیشه دارم”. چه بسا علمایی در تاریخ داشتیم که اندیشهشان از اندیشهٔ آقا قشنگتر بود، اما نمیدانستند با آن چه کنند.
پیوندِ عناصرِ پراکنده و نظاممند کردن دین
اسعد یکی دیگر از ویژگیهای رهبر شهید را «پیوند دادن عناصر پراکنده» در منظومهٔ دینی دانست و گفت: ایشان روی نظاممند کردن دین بهعنوان ایدئولوژیِ امامت و امت تمرکز ویژهای داشتند. نقش رهبری، دقیقاً نقش پیوند زدن و مرتبط کردن است.
اسعد با اشاره به مثلث «عقلانیت، عدالت و معنویت» که از بیانات رهبر شهید استخراج شده، به تحلیل نسبتِ این سه مؤلفه پرداخت و گفت: آقا عقلانیتِ محض را مطرح کردند؛ عقلانیتی که در مقابل هوای نفس قرار دارد. عقلانیتِ بهتنهایی بهدرد نمیخورد، بلکه باید با عدالت و معنویت همراه شود.
وی با بیان اینکه هر یک از این سه، نقش خاصی دارند، توضیح داد: هدف اصلی، “عدالت” است. عقلانیت، راهِ رسیدن به عدالت است و معنویت، پلِ ارتباطی و منبع انرژی برای حرکت در این راه است. یعنی: هدف = عدالت، راه = عقلانیتِ همراه با عدالت، و انرژی و پشتیبان = معنویت. آقا در یک جلسهٔ نیمهخصوصی به ما فرمودند: “بدون هدف حرکت نکنید؛ اول هدف را مشخص کنید، بعد راه را پیدا کنید و سپس با حرکت جهادی به پیش بروید.”
وی در ادامه افزود: اصل اسلام، بالاترین درجهٔ کوشش و تلاش است؛ “اِتقان” یعنی بالاترین درجهٔ . بدون جهاد، نمیتوان به عدالت رسید. چون هدف بسیار والاست و برای رسیدن به آن باید زحمت کشید.
وظیفهٔ امروز ما: «حفظ میراث» با «حفظ ملت متحد»
اسعد در بخش پایانی سخن خود، خطاب به حاضران گفت: زیاد دربارهٔ آقا صحبت میکنیم، اما باید از خود بپرسیم که وظیفهٔ ما در قبال این میراث چیست؟ پیشنهاد من این است: چیزهایی که در زندگی خودشان نتوانستیم به منویات ایشان عمل کنیم، بعد از شهادتشان هرگز نمیتوانیم انجام دهیم. پس وقتِ تصحیح و تشخیصِ موضوع است.
وی با تأکید بر اولویتِ حفظ داشتهها، اظهار داشت: ارزشترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، «حفظ ملت ایران» است. ملتِ متحد، منسجم، انقلابی، اسلامی و با خدا. این مهمترین ثروتی است که حضرت آقا برای ما بهجا گذاشتهاند. همهٔ انقلاب، قیام و تمدن، در گرو حفظ همین ملت است.
اسعد در پایان با تأکید بر «تصحیح وقت» و «تشخیص موضوع» گفت: اگر در زمان حیات ایشان نتوانستیم به وظایف خود عمل کنیم، شهادت ایشان نباید بهانهای برای غفلت دوباره باشد. باید از همین امروز، با درک سیاق زمانی و مکانی، میراثِ باقیمانده را پاس بداریم که مهمترین آن، وحدت و انسجام ملی است.
.
.
ویدیو سخنان دکتر سهیل اسعد در نشست
.................
پایان پیام/
نظر شما