به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در روزهای اخیر اخباری در خصوص احتمال رویارویی جدید بین رژیم صهیونیستی و ایران در محافل رسانه ای مخابره شده است. رسانههای اسرائیلی از آمادهباش این رژیم در برابر احتمال واکنش ایران به تحرکات نظامی آمریکا خبر دادهاند. روزنامه «هاآرتص» گزارش داد مقامهای اسرائیلی خود را برای احتمال شلیک موشک از سوی ایران در روزهای پایانی هفته آماده میکنند.
بازتاب این خبر در جامعه اسرائیلی به غیر از ترس و وحشت این سوال را برانگیخته است که اگر اسرائیل بر اساس اظهارات مقامات فعلی در جنگ گذشته با ایران پیروز بوده دلیل رویارویی جدید با ایران جز جبران شکست گذشته چه می تواند باشد.
در همین زمینه بخش امور اسرائیل در المیادین گزارشی با عنوان«بین لفاظیهای «پیروزی» و شبح جنگ جدید: خوانش اسرائیلیها از شاخصهای رویارویی قریبالوقوع با ایران چگونه است؟» نوشته است:
احتمال جنگ مجدد با ایران، بحث در مورد اعتبار شعارهای «پیروزی» را در داخل اسرائیل، در بحبوحه تمسخر نتانیاهو و اتهامات علیه دولت به شکست و تداوم جنگ فرسایشی، دوباره مطرح میکند.
در زمانی که شاخصهای سیاسی و نظامی به طور فزایندهای از رویارویی مجدد بین اسرائیل و ایران خبر می دهند ، به نظر نمیرسد بحثهای داخلی اسرائیل صرفاً حول محور آمادگی ارتش یا ماهیت سناریوهای نظامی بچرخد، بلکه، به طور فزایندهای به سمت زیر سوال بردن گفتمان سیاسیای که قبلاً «پیروزی تاریخی» بر ایران را اعلام میکرد، حرکت میکند.
امروز، با مطرح شدن دوباره صحبت از جنگی جدید، این سوال بارها در شبکههای اجتماعی اسرائیل مطرح میشود: اگر پیروزی از قبل محقق شده است، چرا «اسرائیل» دوباره به آستانه جنگ بازمیگردد؟
با رصد واکنش مردم اسرائیل در پلتفرم «ایکس» و سایر پلتفرمها، میتوان مشاهده کرد که صحبت از احتمال بازگشت به جنگ با ایران به یکی از مباحث پرتکرار در اسرائیل تبدیل شده است.
نه تنها از منظر اشتیاق یا درخواست برای تشدید تنش، بلکه از منظر زیر سوال بردن روایت رسمی که قبلاً از رفع تهدیدهای ایران و دستیابی به پیروزیای که برای نسلها ماندگار خواهد بود، صحبت میکرد.
تمسخر تناقض بین لفاظیهای «پیروزی» و «جنگ»
نظرات منتشر شده سه پدیده قابل توجه را آشکار میکند:
اول، موج گستردهای از تمسخر در مورد تضاد بین شعارهای پیروزی و شعارهای جنگ به راه افتاده است.
بسیاری از مفسران اظهارات بنیامین نتانیاهو را که در آن رفع «تهدید هستهای» و «تهدید موشکهای بالستیک» را اعلام کرده بود، به یاد آوردند و سپس آنها را با گزارشهای مربوط به آمادگیهای مداوم ایران و احتمال یک رویارویی جدید مقایسه کردند تا تناقض بین آنچه قبلاً اعلام شده بود و آنچه امروز اتفاق میافتد را برجسته کنند.
شکست در مدیریت مناقشه با ایران
دوم، بحث به تعیین مسئولیت سیاسی تغییر جهت داد، بسیاری از کارشناسان استدلال کردند که هرگونه ورود به یک جنگ جدید نه تنها نشاندهنده یک تحول امنیتی است، بلکه نشاندهنده شکست در مدیریت درگیری با ایران نیز است. افراد دیگری، رهبری سیاسی را به تلاش برای تشدید تنش برای خدمت به منافع داخلی یا شخصی متهم کردند، در حالی که خواستار مخالفت با هرگونه دخالت اسرائیل در یک رویارویی جدید شدند
فرسایش اعتماد به لفاظیهای «پیروزی مطلق»
پدیده سوم، فرسایش اعتماد به شعارهای «پیروزی مطلق» است، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی شاهد اظهارنظرهای طعنهآمیزی در مورد وعدههای گذشته بودهاند، برخی حتی مصاحبههای تمسخرآمیزی با نتانیاهو انجام دادهاند یا از عباراتی مانند «شکست برای نسلها» به جای «پیروزی برای نسلها» استفاده کردهاند، که نشان میدهد بخشی از مردم اکنون گفتمان رسمی را بیشتر به عنوان ابزاری تبلیغاتی میبینند تا بازتابی از واقعیت.
ترس از فرسایش جدید
این موضوع صرفاً به تمسخر محدود نمیشود؛ بلکه به سطح عمیقتری از اضطراب اجتماعی گسترش مییابد. بسیاری از نظرات، صحبت از یک جنگ جدید را به وضعیت فرسایشی فعلی که اسرائیل در سطح امنیتی، اقتصادی یا اجتماعی تجربه میکند، مرتبط میدانند. در این زمینه، بحثها مکرراً حول محور گسترش گورستانها، ادامه وضعیت اضطراری و ترس ساکنان شمال و بخش گردشگری که متحمل ضررهای بیشتری میشود پیش می رود، در حالی که دولت متهم به عدم درس گرفتن از جنگهای گذشته است.
شکاف بین گفتمان رسمی و افکار عمومی
بنابراین، میتوان گفت که حال و هوای کلی منعکس شده در این نمونه از رفتارها، محدود به مخالفت یا حمایت از جنگ نیست، بلکه بحران فزایندهای را بین گفتمان رسمی و آگاهی عمومی آشکار میکند.
هر زمان که صحبت از یک رویارویی جدید افزایش مییابد، مردم به یادآوری وعدههای گذشته و مقایسه آنها با واقعیت فعلی بازمیگردند، که این امر خود مفهوم «پیروزی» را به موضوع بحث و جدل در جامعه اسرائیل تبدیل میکند.
میتوان گفت که بحث امروز اسرائیل دیگر صرفاً بر این پرسش نظامی سنتی متمرکز نیست: آیا جنگ آغاز خواهد شد؟ بلکه اکنون یک پرسش سیاسی با اهمیت کمتر مطرح میشود: اگر جنگهای قبلی، همانطور که گفته شد، با «پیروزی قاطع» به پایان رسیدهاند، چرا «اسرائیل» بار دیگر خود را با همان سناریو روبرو میبیند؟
این تغییر در ماهیت بحث ممکن است به خودی خود یکی از نشانه های وجود شکاف بین گفتمان سیاسی رسمی و افکار عمومی اسرائیل در زمانی باشد که با حساسیت بی سابقه امنیتی و سیاسی مشخص می شود.
...........
پایان پیام
نظر شما