۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۴
ناامنی‌های بدخشان و مسئولیت چهره‌های سیاسی در قبال منافع جمعی شیعیان افغانستان

افزایش درگیری‌های مسلحانه در شمال‌شرق افغانستان، به‌ویژه استان بدخشان، بار دیگر نگرانی‌ها درباره پیامدهای تحولات امنیتی بر جامعه شیعه این کشور را افزایش داده است. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود چهره‌ها و جریان‌های سیاسی شیعه، پیش از هرگونه موضع‌گیری یا همراهی با گروه‌های مخالف طالبان، آثار احتمالی آن را بر امنیت و منافع جمعی شیعیانی که در داخل افغانستان زندگی می‌کنند، در نظر بگیرند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در روزهای اخیر، گزارش‌هایی از افزایش ناامنی‌ها و درگیری‌های مسلحانه میان طالبان و گروه‌های مخالف این حکومت در شماری از مناطق شمال‌شرق افغانستان، از جمله استان بدخشان، منتشر شده است؛ تحولاتی که در آستانه پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، چالش‌های امنیتی تازه‌ای را پیش روی این گروه قرار داده است.

هر تحول سیاسی و امنیتی در جغرافیای افغانستان، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر وضعیت شیعیان این کشور نیز اثر می‌گذارد. جامعه شیعه در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر افغانستان، از جمله در جهاد علیه اشغال اتحاد جماهیر شوروی و مقاومت در برابر دوره نخست حاکمیت طالبان، نقش قابل‌توجهی داشته است.

با این حال، شرایط کنونی افغانستان با گذشته تفاوت‌های اساسی دارد. بخش بزرگی از جامعه شیعه که در داخل کشور زندگی می‌کند، از ورود به چرخه خشونت و درگیری مسلحانه پرهیز دارد و تلاش می‌کند مطالبات خود را از مسیرهای مسالمت‌آمیز دنبال کند.

در حال حاضر، دو جریان مسلح شناخته‌شده علیه حاکمیت طالبان فعالیت دارند: جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود و جبهه آزادی افغانستان به رهبری یاسین ضیا، رئیس پیشین ستاد ارتش افغانستان. در ساختارهای سیاسی و رسانه‌ای هر دو جریان نیز شماری از چهره‌های شیعه مقیم خارج از کشور حضور دارند.

جبهه آزادی اندکی پس از سقوط نظام جمهوری شکل گرفت. اخیراً ادعاهایی منتشر شده است که نیروهای این جبهه پس از حدود پنج سال توانسته‌اند در بخش‌هایی از مناطق روستایی استان بدخشان حضور پیدا کنند یا شماری از مواضع را به‌طور موقت در اختیار بگیرند.

داوود ناجی، از چهره‌های شیعه و عضو جبهه آزادی، فعالیت رسانه‌ای گسترده‌ای علیه حکومت طالبان دارد. همراهی آشکار او با یک جریان مسلح مخالف طالبان، نگرانی‌هایی را در میان شماری از شیعیان ایجاد کرده است؛ زیرا این احتمال وجود دارد که عملکرد افراد مشخص، به تمام جامعه شیعه نسبت داده شود و زمینه افزایش حساسیت‌ها و بدبینی‌ها را فراهم سازد.

در کنار این موضوع، برخی دیگر از چهره‌های سیاسی شیعه در خارج از افغانستان نیز مواضعی اتخاذ می‌کنند که ممکن است بر وضعیت شیعیان داخل کشور اثر منفی بگذارد.

محمد محقق، از رهبران شناخته‌شده شیعه، اخیراً در مصاحبه‌ای که گفته می‌شود در مشهد انجام شده است، طالبان را متهم کرده که قدرت را در انحصار پشتون‌ها قرار داده و برای حذف مذهب شیعه تلاش می‌کنند.

محقق عضو ارشد «شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان» است؛ شورایی که از مخالفان سیاسی طالبان تشکیل شده، اما تاکنون فعالیت نظامی مشخصی نداشته است. عبدالرشید دوستم، عطامحمد نور، عبدالرب رسول سیاف و عمر داوودزی، از مقام‌ها و چهره‌های پیشین افغانستان، نیز از اعضای این شورا به شمار می‌روند.

انتقاد از سیاست‌های طالبان و بیان نگرانی‌ها درباره وضعیت شیعیان، حق چهره‌ها و جریان‌های سیاسی است؛ اما شیوه بیان این مواضع و پیامدهای آن برای جامعه‌ای که در داخل افغانستان زندگی می‌کند، باید مورد توجه قرار گیرد.

سخنان تند و کلی، بدون ارائه یک برنامه روشن و عملی برای حمایت از مردم، ممکن است حساسیت‌ها را افزایش دهد؛ در حالی که هزینه‌های احتمالی چنین موضع‌گیری‌هایی بیش از همه متوجه شیعیانی خواهد شد که در افغانستان حضور دارند و مستقیماً با ساختار حاکم مواجه‌اند.

جامعه شیعه افغانستان، چه در داخل کشور و چه در میان مهاجران، از نظر سیاسی و تشکیلاتی یکپارچه نیست. در داخل افغانستان نیز اختلاف‌ها و شکاف‌هایی میان نهادها، علما، جریان‌های سیاسی و فعالان اجتماعی وجود دارد. این پراکندگی سبب شده است که مطالبات شیعیان با انسجام و قدرت کافی مطرح نشود و حکومت طالبان نیز الزام چندانی برای پاسخ‌گویی به آن‌ها احساس نکند.

با وجود این اختلاف‌ها، بیشتر نهادها و شخصیت‌های شیعه در داخل افغانستان در یک موضوع اشتراک نظر دارند: دوری از خشونت و پیگیری مطالبات از راه گفت‌وگو و روش‌های مسالمت‌آمیز.

در مقابل، برخی چهره‌های مقیم خارج از کشور با این تصور که صدای مردم داخل افغانستان هستند، بر مخالفت‌های تند یا گزینه‌های خشونت‌آمیز تأکید می‌کنند. شماری از سیاست‌مداران نیز بدون ارائه خواسته‌ای روشن و نقشه راهی مشخص، مواضعی اتخاذ می‌کنند که ممکن است نه‌تنها کمکی به جامعه شیعه نکند، بلکه بدبینی و فشار بر آن را افزایش دهد.

شیعیانی که در داخل افغانستان زندگی می‌کنند، طی سال‌های اخیر مطالبات مشخصی را به‌صورت مسالمت‌آمیز با مقام‌های طالبان در میان گذاشته‌اند. حضور نخبگان و متخصصان شیعه در ساختار حکومت، به‌رسمیت‌شناختن فقه جعفری، تدریس عقاید و احکام شیعه در مدارس و دانشگاه‌ها و برخورداری برابر از حقوق شهروندی، از مهم‌ترین این خواسته‌هاست.

با وجود گذشت نزدیک به پنج سال از حاکمیت طالبان، بخش عمده این مطالبات همچنان بی‌پاسخ مانده است. شیعیان حضور مؤثری در ساختار تصمیم‌گیری حکومت ندارند و نگرانی‌ها درباره محدود شدن آموزش فقه جعفری، منابع مذهبی و فعالیت‌های فرهنگی آنان همچنان ادامه دارد.

با این همه، بسیاری از نهادهای شیعه در داخل کشور معتقدند که تبدیل مطالبات مدنی و مذهبی به رویارویی مسلحانه، نه‌تنها کمکی به تحقق خواسته‌ها نمی‌کند، بلکه می‌تواند امنیت و موجودیت جمعی شیعیان را با تهدیدهای بیشتری مواجه سازد.

از همین رو، انتظار می‌رود چهره‌ها و جریان‌های سیاسی شیعه، به‌ویژه کسانی که خارج از افغانستان فعالیت می‌کنند، میان حق مخالفت سیاسی و مسئولیت در قبال پیامدهای مواضع خود توازن برقرار کنند.

هر تصمیم یا اظهارنظری که از نام جامعه شیعه صورت می‌گیرد، باید با توجه به وضعیت واقعی مردم داخل کشور، ظرفیت‌های موجود و خطرهایی که ممکن است زندگی آنان را تهدید کند، اتخاذ شود.

پیگیری مسالمت‌آمیز مطالبات تاکنون نتیجه مطلوب و کاملی نداشته است؛ اما بسیاری از شیعیان افغانستان همچنان آن را کم‌هزینه‌تر و مسئولانه‌تر از مسیری می‌دانند که سرانجام آن می‌تواند گسترش خشونت، افزایش شکاف‌های قومی و مذهبی و تضعیف همبستگی داخلی جامعه شیعه باشد.

در شرایط حساس کنونی، منافع جمعی شیعیان افغانستان باید بر رقابت‌های سیاسی، مواضع شخصی و محاسبات کوتاه‌مدت جریان‌ها مقدم دانسته شود. حفظ امنیت مردم، ایجاد انسجام داخلی و طرح روشن و هماهنگ مطالبات، می‌تواند زمینه مؤثرتری برای دفاع از حقوق جامعه شیعه فراهم کند.

..........................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha