۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۶
گاردین: دیپلماسی کودکستانی ترامپ، آمریکا را در بحران ایران گرفتار کرده است

روزنامه انگلیسی گاردین در تحلیلی، رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران را «سردرگم و پریشان» خواند و نوشت که آنچه امروز آمریکا در آن گرفتار شده، نتیجه «دیپلماسی کودکستانی» و ناتوانی رئیس‌جمهور آمریکا در مدیریت بحران است. این گزارش با اشاره به الگوی تکراری تهدیدهای توخالی و عقب‌نشینی‌های مکرر ترامپ، رفتار او را نه یک تاکتیک حساب‌شده، بلکه نوعی بلاتکلیفی سیاسی دانست که به کاهش محبوبیت داخلی ترامپ و تضعیف نفوذ آمریکا در خاورمیانه انجامیده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ روزنامه انگلیسی گاردین در تحلیلی به بررسی رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران و رفتار سردرگم او در مدیریت بحران پرداخته است.

دونالد ترامپ از آغاز جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بارها تهران را به حملات گسترده تهدید کرده، اما در فاصله‌ای کوتاه از مواضع خود عقب‌نشینی کرده است؛ رفتاری که گاردین آن را نشانه‌ای از «دیپلماسی کودکستانی» و ناتوانی رئیس‌جمهور آمریکا در مدیریت بحران می‌داند.

در ۲۳ جولای، ترامپ اعلام کرد ایران هنوز «درد کافی» را تحمل نکرده و گفت در حال بررسی اجرای حمله‌ای «بزرگ‌تر از هر زمان دیگری» است و به تصمیم نهایی نزدیک شده است. اما تنها چهار روز بعد، این تهدید را کنار گذاشت. چند روز بعد نیز، در ۳۱ جولای، بار دیگر وعده داد آمریکا «ضربات بسیار سختی» به ایران وارد خواهد کرد و مدعی شد که سرانجام ایران خواهد گفت «دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم». با این حال، تنها یک روز بعد بار دیگر از موضع خود عقب‌نشینی کرد.

به اعتقاد گاردین، این الگوی تکرارشونده از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ادامه داشته است. ترامپ نخستین بار در ۲۱ مارس تهدید کرد اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاه‌های برق این کشور را هدف قرار خواهد داد؛ تهدیدی که چندین بار به تعویق افتاد. سپس در ۷ آوریل نوشت: «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد»، اما تنها چند ساعت بعد از این تهدید فاصله گرفت. در ۱۷ و ۱۸ مه نیز ابتدا هشدار داد که «زمان ایران رو به پایان است» و یک روز بعد اعلام کرد بنا به درخواست رهبران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، حمله برنامه‌ریزی‌شده به ایران را متوقف کرده است.

ترامپ توان تصمیمات دشوار را ندارد

گاردین می‌گوید که این رفتار نه یک تاکتیک حساب‌شده، بلکه نوعی بلاتکلیفی سیاسی است. ترامپ تصور می‌کند این روش می‌تواند راهی برای پایان دادن به جنگی باشد که خود و بنیامین نتانیاهو آغاز کرده‌اند، اما نتیجه آن کاهش محبوبیت داخلی ترامپ و تضعیف نفوذ آمریکا در خاورمیانه بوده است.

در این گزارش آمده است که ترامپ توانایی اتخاذ تصمیم‌های دشوار را ندارد و اغلب تحت تأثیر آخرین فردی قرار می‌گیرد که با او گفت‌وگو کرده است. به عنوان نمونه، پس از دیدار نتانیاهو با ترامپ در ۲۱ جولای، نخست‌وزیر اسرائیل سه گزینه را برای ادامه جنگ مطرح کرد: دستیابی به توافق، ادامه فشارهای اقتصادی و محاصره، یا اجرای حمله‌ای گسترده. تنها دو روز بعد ترامپ دوباره ایران را به حمله‌ای بزرگ تهدید کرد. اما زمانی که محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در اول اوت خواستار کاهش تنش شد، ترامپ بار دیگر از تهدید خود عقب نشست.

این روزنامه انگلیسی رفتار ترامپ را با «نظریه مرد دیوانه» ریچارد نیکسون مقایسه می‌کند؛ راهبردی که هدف آن ایجاد تصور غیرقابل پیش‌بینی بودن رئیس‌جمهور برای وادار کردن رقیب به عقب‌نشینی بود. با این حال، به اعتقاد نویسنده این یادداشت، ترامپ برخلاف نیکسون، از روی برنامه عمل نمی‌کند، بلکه بلاتکلیفی را به دکترین سیاسی خود تبدیل کرده است.

این سردرگمی تنها به شخص ترامپ محدود نمی‌شود، بلکه در درون دولت و حزب جمهوری‌خواه نیز اختلافات جدی بر سر جنگ ایران وجود دارد. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، از منتقدان ادامه جنگ محسوب می‌شود و نسبت به افزایش مخالفت‌های جریان راست‌گرای آمریکا با سیاست‌های اسرائیل هشدار داده است.

از سوی دیگر، جرد کوشنر، استیو ویتکاف و جی‌دی ونس از کاهش درگیری‌ها حمایت می‌کنند؛ زیرا معتقدند ادامه جنگ می‌تواند قیمت انرژی را افزایش دهد و نیروهای آمریکایی را با خطر بیشتری روبه‌رو کند، هرچند به نوشته رسانه‌های اسرائیلی، این کاهش تنش بیشتر تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا مدنظر آنهاست.

در همین حال، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هشدار داده است که ادامه جنگ باعث کاهش خطرناک ذخایر موشک‌های رهگیر و سامانه‌های دفاع هوایی آمریکا شده و امنیت نیروهای آمریکایی را تهدید می‌کند.

جنگ همچنین مخالفت‌های فزاینده‌ای در میان جمهوری‌خواهان برانگیخته است. برخی سناتورهای این حزب، از جمله بیل کسیدی و تد کروز، از توافق اخیر آمریکا و ایران انتقاد کرده‌اند و آن را یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات سیاست خارجی دولت ترامپ خوانده‌اند. نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد تنها حدود یک‌سوم رأی‌دهندگان جریان «ماگا» ادامه جنگ را با توجه به هزینه‌های اقتصادی آن قابل قبول می‌دانند.

نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که مدیریت چنین بحرانی نیازمند رهبری قاطع و تصمیم‌گیری مسئولانه است، اما دولت کنونی آمریکا فاقد چنین ویژگی‌هایی است و به همین دلیل، آنچه امروز مشاهده می‌شود چیزی جز «دیپلماسی کودکستانی» نیست.

....................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha