۱۳ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۵۵
منبع: ابنا
ترکیه و سیاست نوعثمانی؛ تقابلات منطقه‌ای در برابر محور مقاومت به رهبری ایران

ترکیه در پی پیاده‌سازی سیاست نوعثمانی و استفاده از تحولات منطقه‌ای برای بازسازی نفوذ خود است. با این حال، اقدامات این کشور در حمایت از رژیم صهیونیستی و سرنگونی دولت بشار اسد در سوریه، در تضاد با سیاست‌های محور مقاومت به رهبری ایران قرار دارد که همواره بر ثبات منطقه‌ای و حمایت از فلسطین تأکید کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در حالی که تحولات سوریه و به قدرت رسیدن گروه‌های شورشی و تروریست بیش از آنکه به نفع مردم سوریه باشد، به سود برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تمام شد، بدون شک هیچ طرفی به اندازه ترکیه از این تحولات خرسند نیست. این تغییرات، به ظاهر درهای خوش‌بختی را به روی سیاست شکست‌خورده ترکیه در خاورمیانه باز کرده و بار دیگر این فرصت را برای رهبران آنکارا فراهم آورده است که به رؤیای بر بادرفته خود در خصوص تأسیس امپراتوری نوعثمانی بیندیشند و در این چارچوب، خود را یک قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی تصور کنند. این امر را می‌توان به‌وضوح در مواضع پیروزمندانه و لحن متکبرانه رهبران ترکیه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایشان مشاهده کرد.

در همین حال ناکارآمدی اقتصادی، کاهش شدید ارزش لیر ترکیه، افزایش بیکاری و تورم افسارگسیخته باعث شد که حزب اردوغان در انتخابات شهرداری‌ها بدترین نتیجه خود را در ۲۰ سال اخیر کسب کند. در چنین شرایطی، رئیس‌جمهور ترکیه، مطابق معمول، به اقدامات پوپولیستی با رویکرد نوعثمانی متوسل شد تا احساسات توده‌های اسلام‌گرا و ملی‌گرا را تحریک کند. یکی از بارزترین نمونه‌های این سیاست، تغییر کاربری ایاصوفیه از موزه به مسجد بود.

رهبران ترکیه خود را وارثان حقیقی امپراتوری عثمانی می‌دانند و رؤیای بازگشت به شکوه آن امپراتوری، در میان بخش قابل توجهی از نخبگان و حتی شهروندان ترکیه زنده است. به نظر می‌رسد محبوبیت بالای سریال‌های تاریخی ترکیه درباره دوران سلاطین عثمانی یکی از شواهد این موضوع باشد. مسجد ایاصوفیه نیز اصلی‌ترین نماد پیروزی عثمانی‌ها بر امپراتوری بیزانس در سال ۱۴۵۳ محسوب می‌شود.

با این حال، با تغییر سریع اوضاع در سوریه و تصرف غیرمنتظره دمشق توسط نیروهای وابسته به ترکیه، مواضع و اقدامات نمادین نوعثمانی مقامات ترکیه رنگ و بویی متفاوت به خود گرفته است. به‌عنوان مثال، اردوغان در تاریخ ۷ ژانویه، آنچه را که «انقلاب سوریه» نامید، «فرصتی تاریخی» برای ترکیه ارزیابی کرد.

یا در نمونه‌ای دیگر، می‌توان به افزایش سفرهای مقامات عالی‌رتبه دولت، از جمله معاون رئیس‌جمهور، جودت ییلماز، به آرامگاه ارطغرل، پدر عثمان اول، اشاره کرد. مقبره اصلی ارطغرل توسط پسرش عثمان ساخته شد، اما در اواخر قرن نوزدهم، سلطان عبدالحمید دوم آن را بازسازی کرد. ارتش ترکیه اخیراً در کنار مقبره ارطغرل، گاردهای افتخاری با لباس‌های عثمانی مستقر کرده است.

ییلماز در سخنرانی اخیر و نمادین خود، اظهار داشت: ما در اینجا به آسمان نگاه می‌کنیم و آزادانه پرچم خود را به اهتزاز درمی‌آوریم و کشوری را می‌بینیم که در سایه پرچم ما شکوفا شده است... آن‌ها تصمیمات راهبردی درستی گرفتند و کشوری با ریشه‌های مستحکم بنا نهادند. ما باید اصول حکمرانی آن‌ها را به‌خوبی درک کنیم تا عدالت را به نظم مدرن بازگردانیم.

در همین حال، مقامات دیگری همچون وزیر حمل‌ونقل ترکیه، از تحقق رؤیای سلطان عبدالحمید دوم برای اتصال ترکیه به حجاز از طریق دمشق با خط آهن سخن گفته‌اند؛ طرحی که نماد نگاه نوعثمانی آنکارا به تحولات سوریه محسوب می‌شود.

اکنون جدیدترین مواضع در چارچوب این نگاه سلطه‌طلبانه، از سوی وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، مطرح شده است که تحولات سوریه را به کل منطقه تعمیم داده است. وی ضمن اشاره به آنچه «اشتباهات سیاست ایران در سوریه» خوانده، رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در حمایت از گروه‌های مقاومت را پرهزینه، بی‌ثبات‌کننده و نیازمند تغییر دانسته است!

هاکان فیدان در مصاحبه‌ای با الجزیره، در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر تحولات سوریه بر جایگاه منطقه‌ای ایران، مدعی شد که «جمهوری اسلامی برای مدتی طولانی سیاست حمایت از گروه‌های مبارز در منطقه را دنبال کرده و این سیاست، یک راهبرد پرریسک محسوب می‌شود». به گفته وی، «این سیاست برخی موفقیت‌ها را برای ایران به همراه داشته، اما هزینه حفظ این موفقیت‌ها بیشتر بوده است». او در این زمینه ادعا کرد: «ایران برای حفظ پیروزی‌های خود در عراق و سوریه، مجبور بوده هزینه‌های بیشتری بپردازد».

وی همچنین مدعی شد که به مقامات ایرانی اعلام کرده است که «آن‌ها باید این سیاست را تغییر دهند، زیرا حتی اگر این سیاست موفقیت‌هایی برای ایران به ارمغان آورده باشد، در بلندمدت، فشار ساختاری سنگینی بر ایران و منطقه وارد خواهد کرد». او افزود که تحولات اخیر «درس بزرگی» به ایران داده است!

این اظهارات وزیر خارجه ترکیه که با واکنش وزارت خارجه ایران نیز مواجه شد، نشانه‌هایی از تلاش برای فرافکنی و نادیده گرفتن پیامدهای بی‌ثبات‌کننده سیاست‌های نوعثمانی ترکیه در سوریه و عراق طی یک دهه گذشته دارد. بنابراین، در مقایسه واقعیت سیاست منطقه‌ای اصولی ایران و رویکرد نوعثمانی ترکیه، ذکر چند نکته ضروری است:

نکته اول: برخلاف سیاست منطقه‌ای سلطه‌جویانه و توسعه‌طلبانه ترکیه، سیاست محور مقاومت به رهبری ایران، یک سیاست ضد امپریالیستی است که از ملت‌ها و کشورهای منطقه، به‌ویژه فلسطینیان، برای رهایی از اشغالگری رژیم صهیونیستی و سلطه سیاسی آمریکا حمایت می‌کند.

این موضع‌گیری و سیاست راهبردی، در ماه‌های اخیر با تحولات فلسطین و منطقه، پس از عملیات طوفان الاقصی حماس در تاریخ ۷ اکتبر به‌طور کامل نمایان شد. ایران و سایر جبهه‌های مقاومت با تمام قوا و هزینه‌های انسانی، مالی و نظامی در کنار مبارزه و مقاومت غزه و فلسطین ایستادند و از لبنان تا یمن، متحدان ایران فشار زیادی به رژیم صهیونیستی و غرب برای توقف جنایات و کشتارها وارد آوردند.

از سوی دیگر، ترکیه که همواره ادعا می‌کند از فلسطینیان حمایت می‌کند، به همراه متحد خود آذربایجان، نفت را به بنادر رژیم صهیونیستی روانه کرده است. گزارش‌های مختلف حتی نشان می‌دهند که ترکیه تجارت با رژیم صهیونیستی را از طریق بنادر فلسطینی تحت کنترل تشکیلات خودگردان فلسطین ادامه داده است.

سپس و در پایان جنگ غزه، ترکیه با کمک رژیم صهیونیستی و آمریکا، دولت بشار اسد، یعنی دشمن رژیم اشغالگر و حامی تاریخی فلسطینیان، را سرنگون کرد و اکنون هیچ تلاشی برای پایان دادن به اشغالگری رژیم صهیونیستی در بخش بزرگی از جنوب سوریه انجام نمی‌دهد. زیرا در ذهنیت نوعثمانی، نفوذ منطقه‌ای به معنای بازسازی سلطه ترکیه است که اساسا با وجود کشورهای مستقل، قدرتمند و حاکمیتی در نزدیکی ترکیه در تضاد است.

اشغال بخش‌های وسیعی از سوریه و عراق و صحبت مقامات ترکیه در مورد الحاق دوباره حلب و موصل، از چشم ناظران سیاسی و تحلیلگران پنهان نمانده است. با این حال، آنچه که وزیر خارجه ترکیه «هزینه بالا برای حمایت از گروه‌های مقاومت» می‌نامد، همان ویژگی تفکر هدف‌محور در گفتمان انقلاب اسلامی ایران در مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای است که اعتبار و احترام بسیاری در میان ملت‌های تحت ستم منطقه و کشورهای مخالف دستورات ترامپ و جنایات رژیم صهیونیستی کسب کرده است.

نکته دوم: وزیر خارجه ترکیه به‌طور تلویحی سیاست خارجی ایران را بی‌ثبات‌کننده خوانده است. این در حالی است که برخلاف دیدگاه نوعثمانی آنکارا، در رویکرد تهران هدف هیچ‌گاه وسیله را توجیه نمی‌کند. در این ارتباط، باید به فیدان یادآوری شود که در طول یک دهه گذشته که مدیریت سیاست امنیتی ترکیه به «میت» یا سازمان اطلاعات ملی این کشور واگذار شده بود، با اعزام تروریست‌ها به سوریه و ایفای نقش یک کریدور برای عبور تروریست‌ها از سراسر جهان به سوریه، موجب خونریزی و آوارگی وحشتناک و کم‌سابقه در جنگ داخلی سوریه شد. در میان بحران داخلی، ترکیه از گروه تروریستی داعش نفت خریداری می‌کرد و میلیون‌ها دلار به تروریست‌ها پرداخت نمود تا منطقه را بی‌ثبات کنند.

در بحران قره‌باغ، ترکیه از تروریست‌های تکفیری مستقر در ادلب استفاده کرد تا در کنار نیروهای آذربایجان علیه ارمنستان بجنگند و بحران دیگری در منطقه به‌وجود آوردند. اما در تمام این بحران‌ها، رویکرد جمهوری اسلامی ایران حفظ ثبات منطقه‌ای، دفاع از تمامیت ارضی همسایگان و مبارزه مؤثر با گسترش تروریسم بود.

نکته سوم: برخلاف اظهارات فیدان و دیدگاه نوعثمانی حاکم بر سیاست خارجی ترکیه، گروه‌های مقاومت نمایندگان ایران نیستند. بلکه این گروه‌ها دولت‌ها و جنبش‌هایی هستند که بر اساس افکار دینی، سیاسی و معنوی رهبران ایران یعنی امام خمینی و امام خامنه‌ای، برای آزادسازی فلسطین، پایان دادن به اشغالگری رژیم صهیونیستی در سوریه و لبنان، مقابله با مداخلات سلطه‌جویانه آمریکا و ایجاد عدالت و آزادی صف‌آرایی کرده و متحد شده‌اند.

در پایان باید گفت که ترکیه با سیاست نوعثمانی و حمایت از گروه‌های مقاومت در منطقه، به دنبال بازسازی امپراتوری عثمانی و افزایش نفوذ خود در خاورمیانه است، در حالی که این رویکرد در تضاد با سیاست‌های اصولی ایران قرار دارد که بر حمایت از مقاومت فلسطین و سایر کشورهای تحت فشار تأکید می‌کند. ایران، با هدف حفظ ثبات منطقه‌ای و مقابله با مداخلات سلطه‌جویانه، نقش مهمی در مقابل سیاست‌های ترکیه ایفا می‌کند. این تضاد نشان‌دهنده دو رویکرد متفاوت در سیاست‌گذاری خارجی در قبال بحران‌های منطقه‌ای است که ممکن است تأثیرات طولانی‌مدتی بر آینده خاورمیانه داشته باشد.

**************
پایان پیام/ 345

برچسب‌ها