۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۴
احیای دکترین مونرو در قرن ۲۱؛ راهبرد ترامپ برای تسلط بر منابع انرژی

دولت دونالد ترامپ با احیای دکترین مونرو، سیاست مداخله‌گرایانه‌ای را برای کنترل منابع نفتی کشورهای راهبردی از آمریکای لاتین تا خاورمیانه دنبال می‌کند؛ راهبردی که ونزوئلا، عراق و ایران را در کانون فشار قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دولت ترامپ به‌طور رسمی رویکردی مبتنی بر دکترین مونرو را در سیاست خارجی ایالات متحده احیا کرده است؛ دکترینی که نخستین‌بار در سال ۱۸۲۳ مطرح شد و بر اساس آن، آمریکا حق مداخله نظامی در آمریکای مرکزی و جنوبی را به‌عنوان حوزه نفوذ انحصاری خود برای خود قائل بود. اکنون، به گفته تحلیلگران، دولت ترامپ دامنه این دکترین را به فراتر از نیمکره غربی گسترش داده و مناطقی همچون گرینلند، خاورمیانه، اروپا و آسیا را نیز در بر گرفته است.

این رویکرد در سیاست‌های واشنگتن در قبال کشورهایی چون ونزوئلا، ایران و عراق به‌روشنی قابل مشاهده است؛ سه کشوری که به‌ترتیب دارای بزرگ‌ترین، سومین و پنجمین ذخایر نفتی جهان هستند. تمرکز بر این کشورها نشان می‌دهد که کنترل منابع انرژی، محور اصلی راهبرد جدید آمریکا به‌شمار می‌رود.

در آمریکای لاتین، ایالات متحده متهم است که با مداخله مستقیم در ونزوئلا، در پی تبدیل این کشور به یک دولت وابسته و تحت نفوذ است. به گفته مقامات آمریکایی، هدف اصلی این مداخله، دسترسی و تسلط بر ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا عنوان شده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در توضیح دلایل بازداشت نیکلاس مادورو و انتقال او به دادگاهی در آمریکا، ونزوئلا را «پایگاه عملیاتی» ایران، روسیه و چین در نیمکره غربی توصیف کرد.

روبیو مدعی شد که ایران از ونزوئلا به‌عنوان مهم‌ترین مرکز فعالیت خود در این منطقه استفاده می‌کرد و روسیه نیز، در کنار کوبا و نیکاراگوئه، ونزوئلا را پایگاه اصلی خود می‌دانست. به گفته او، چین نیز نفت ونزوئلا را با تخفیف‌های سنگین و در قالب بازپرداخت بدهی‌ها دریافت می‌کرد. وی همچنین از تغییرات ساختاری در اقتصاد ونزوئلا پس از مداخله آمریکا سخن گفت و اعلام کرد که دولت جدید این کشور بودجه ماهانه خود را برای تأمین مالی به واشنگتن ارائه می‌دهد و بخش قابل توجهی از آن را صرف خرید تجهیزات و دارو از ایالات متحده می‌کند.

در خاورمیانه، عراق همچنان یکی از نمونه‌های بارز نفوذ ساختاری آمریکا محسوب می‌شود. پس از حمله سال ۲۰۰۳، واشنگتن با مدیریت درآمدهای نفتی عراق از طریق بانک فدرال رزرو نیویورک، کنترل قابل توجهی بر اقتصاد این کشور به دست آورد. نفت حدود ۹۰ درصد درآمد دولت عراق را تشکیل می‌دهد و همین مسئله، اهرم فشار مهمی در اختیار آمریکا قرار داده است. در سال ۲۰۲۰، زمانی که بغداد خواستار خروج نیروهای آمریکایی شد، واشنگتن تهدید کرد دسترسی عراق به منابع مالی خود در فدرال رزرو را قطع خواهد کرد؛ تهدیدی که در نهایت به عقب‌نشینی دولت عراق انجامید.

با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران نیز بار دیگر در دستور کار قرار گرفته است. مقام‌های آمریکایی و اروپایی از ارائه مجموعه‌ای از مطالبات به تهران خبر داده‌اند که از جمله آن‌ها، توقف دائمی غنی‌سازی اورانیوم است. این در حالی است که ایران عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است و تحت نظارت‌های بین‌المللی قرار دارد.

در مقابل، رژیم صهیونیستی به‌عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای در خاورمیانه، نه این معاهده را امضا کرده و نه تحت هیچ‌گونه نظارت بین‌المللی قرار دارد. آمریکا هم‌زمان با حمایت از برنامه هسته‌ای اسرائیل، به‌گفته منابع خبری، در چارچوب سیاست‌های جدید خود اقدام به حمله به برخی تأسیسات هسته‌ای ایران کرده است.

بر اساس این گزارش، هدف راهبردی ایالات متحده جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت هسته‌ای، حفظ برتری هسته‌ای رژیم صهیونیستی در منطقه، محدودسازی نقش تهران در ابتکارات اقتصادی روسیه و چین، و در نهایت، کنترل منابع نفتی ایران عنوان شده است؛ الگویی که پیش‌تر در عراق پیاده شده و اکنون در ونزوئلا نیز در حال اجراست.

**************
پایان پیام/ 345

برچسب‌ها