به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ افزایش بیسابقه قیمت طلا و نقره در بازارهای جهانی، زنگ خطر تازهای برای اقتصاد ایالات متحده و آینده نظام مالی بینالمللی به صدا درآورده است. تحلیلگران معتقدند این جهش تاریخی، نشانهای آشکار از بحران عمیق اعتماد به دلار و سیاستهای مالی و پولی واشنگتن است که میتواند به یک بحران مالی گسترده در آمریکا منجر شود.
بر اساس تازهترین دادهها، بهای هر اونس طلا با عبور از مرز ۵۱۰۰ دلار، به رکورد تاریخی ۵۶۰۸ دلار رسیده است. این رشد کمسابقه که طی بیش از یک سال با ورود سرمایهگذاران به داراییهای امن آغاز شده بود، اکنون در سایه تشدید نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی در آمریکا شتاب گرفته است. تهدید به اعمال تعرفههای جدید، محتوای لایحه موسوم به «لایحه بزرگ و زیبا»، احتمال تعطیلی دولت فدرال بر سر بودجه ۱.۳ تریلیون دلاری و تصمیمات حساس فدرال رزرو درباره نرخ بهره، از جمله عواملی هستند که به جهش قیمت فلزات گرانبها دامن زدهاند.
تحلیلگران بازار بر این باورند که افزایش قیمت طلا و نقره صرفا یک نوسان مقطعی نیست، بلکه بازتابدهنده بحرانی عمیق در اعتماد به اقتصاد آمریکا است. هرچند برخی شاخصهای رسمی، تصویری باثبات از اقتصاد این کشور ارائه میدهند، اما افت ارزش دلار در برابر ارزهای مهمی چون فرانک سوئیس و یوآن چین، در کنار سقوط شاخص اعتماد مصرفکنندگان به پایینترین سطح ۱۲ سال اخیر، نشان میدهد بازارها و جامعه آمریکایی با تردید جدی به آینده مینگرند.
در همین حال، بدهی ملی ایالات متحده که از ۳۸ تریلیون دلار فراتر رفته و کسری بودجههای فزاینده، به عنوان ریشههای اصلی فرسایش ارزش دلار معرفی میشوند. کارشناسان تأکید دارند که مشکل اصلی نه احتمال تعطیلی دولت، بلکه تداوم سیاستهای مالی انبساطی و بیانضباطی بودجهای است که پایههای اعتماد به پول ملی آمریکا را متزلزل کرده است.
موج جدید افزایش قیمت فلزات گرانبها، مقایسههایی را با دوره پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ برانگیخته است. همانگونه که ترکهای بازار وامهای مسکن در آن زمان پیشدرآمد فروپاشی مالی شد، اکنون جهش طلا و نقره به عنوان نشانهای هشداردهنده از یک بحران بالقوه دلار تلقی میشود. با این تفاوت که تحلیلگران میگویند بحران پیشرو بیشتر ماهیتی آمریکایی خواهد داشت تا جهانی و ممکن است حتی از بحران ۲۰۰۸ نیز شدیدتر باشد.
در این چارچوب، روند «دلارزدایی» شتاب گرفته است. بانکهای مرکزی بسیاری از کشورها بهطور گسترده به خرید طلا روی آورده و همزمان داراییهای دلاری و اوراق قرضه خزانهداری آمریکا را کاهش میدهند. این تغییر رویکرد، بیانگر تلاش دولتها برای کاهش وابستگی به دلار و ایجاد پشتوانهای مطمئنتر برای ارزهای ملی خود است.
به اعتقاد کارشناسان، اقتصاد آمریکا بیش از آنکه یک موتور مستقل تولیدی باشد، به نظامی مصرفمحور و مبتنی بر اعتبار تبدیل شده که به شدت به جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی وابسته است. این نقش ممتاز به آمریکا امکان داده تا بیش از تولید خود مصرف کند و کمبود پسانداز داخلی را با جذب سرمایه خارجی جبران نماید. اما اکنون جهان با متنوعسازی ذخایر ارزی و فاصله گرفتن از دلار، در حال تغییر قواعد این بازی است؛ تغییری که میتواند پایههای این ساختار اقتصادی را فرو بریزد.
همزمان با این تحولات، بازار سهام آمریکا نیز با تردیدهایی جدی مواجه شده است. اگرچه شاخصهایی مانند S&P 500 ممکن است به رکوردهای اسمی جدیدی برسند، اما ارزش واقعی آنها در برابر ارزهای قویتر و داراییهای ملموس، در مسیر نزولی ارزیابی میشود. در مقابل، سهام شرکتهای معدنی فعال در حوزه طلا و نقره رشدهای چشمگیری را تجربه کردهاند و برخی از آنها طی چند ماه بیش از ۲۰۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. تحلیلگران معتقدند در صورت تداوم افت دلار، بخش معادن کوچک میتواند شاهد جهشهای بزرگتری باشد.
در مجموع، افزایش تاریخی قیمت طلا و نقره نه یک رویداد مستقل، بلکه نشانهای جدی از شکستهای ساختاری در سیاستهای مالی و پولی آمریکا تلقی میشود. بسیاری از ناظران هشدار میدهند «طوفان اقتصادی» پیشرو ممکن است از همین امسال یا سال آینده آغاز شود و با بازتعریف نظم اقتصادی جهان، ایالات متحده را با پیامدهای سنگین تصمیمات گذشته خود روبهرو سازد.
**************
پایان پیام/ 345