۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۶
یادداشت | پیام پیش‌دستانه در عصر پسابعثت

یادداشت پیش‌رو با عنوان «پیام پیش‌دستانه در عصر پسابعثت» با نگاهی تحلیلی به منطق راهبردی انقلاب اسلامی در مواجهه با نبردهای پیچیده امروز می‌پردازد. نویسنده با تبیین مفهوم «فرماندهی چندلایه» و نقش سه ضلع میدان، دیپلماسی و اراده اجتماعی، پیام اخیر رهبر انقلاب را در چارچوب طراحی کلان ولایت و به‌عنوان اقدامی فعال و پیش‌دستانه در معادلات قدرت تحلیل می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در جهان امروز که در میانه یک «جنگ وجودی» تمام‌عیار قرار دارد، تحلیل‌های پیشابعثتی و تقلیل‌یافته قادر به فهم مختصات این نبرد نیستند. در منطق انقلاب اسلامی، بعثت به معنای برانگیختن عقل‌ها و ارتقای تراز فهم و کنش تاریخی امت است. سخن تازه انقلاب، «قدرت و کارآمدی ولایت» است؛ هدایتی که بسیار فراتر از مدیریت خُرد سیاسی عمل کرده و در قالب طراحی پیچیده و چندلایه‌ای، امت را پیش می‌برد. در این افق، حوادث در لایه‌های مختلف رخ می‌دهند و حضور آگاهانه مردم به مؤلفه‌ای سخت از قدرت تبدیل شده است.

در این طراحی، قدرت در سه ضلع اصلی «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» (اراده اجتماعی سازمان‌یافته) صورت‌بندی می‌شود. در مواجهه با دشمنی قدار مانند آمریکا، راهبرد اساسی این است که پیش از آغاز مذاکره، «امتیازهای نقد» دریافت شود. در «طراحی ولایی»، «خیابان» به‌عنوان یک متغیر تعیین‌کننده در ژئوپلتیک، دقیقاً همین کارکرد را با ضریب بالاتری ایفا می‌کند و از پدیده‌ای صرفاً اجتماعی به اهرمی در موازنه قدرت ارتقا یافته است.

قدرت خیابان تنها به عرصه دیپلماتیک محدود نیست، بلکه به‌طور مستقیم خلأهای نظامی را نیز پوشش می‌دهد. این واقعیت در جنگ رمضان به‌وضوح آشکار شد، جایی که خیابان بار نظامی سنگینی را بر دوش کشید و توان دفاعی را چندین برابر کرد. در فرصت‌های توقف نظامی، این اراده اجتماعی بود که «مهلت بازآوری، نوآوری و اصلاحات نظامی» را با سرعتی تصاعدی فراهم کرد. موفقیت خیابان در تبدیل شدن به یک «ضلع بازدارنده و نظام‌ساز» تا بدانجا پیش رفته که دشمن در میانه جنگ مکرراً تهدید به بمباران تمام مردم ایران می‌کند؛ اعترافی که نشان‌دهنده استیصال در برابر این ضلع جدید قدرت است.

اما اصلی‌ترین نوآوری امروز جنگ، مربوط به فرماندهی چندلایه و رمزگشایی از پیام پیش‌دستانه رهبری است. در یک جنگ چندلایه، همه کنش‌ها لزوماً به‌صورت خطی و مستقیم با رهبری هماهنگ نیستند؛ باید تفاوت میان «هماهنگی جزئی در اجرا» و «قرار گرفتن در پازل طراحی کلان» را درک کرد. بر این اساس، پیام رهبر انقلاب ـ که یک شب قبل از آغاز مذاکرات و با رونمایی صریح از تفاوت نظر ایشان با شورای عالی امنیت ملی در هفته‌های گذشته ایراد شد ـ هرگز نباید با منطق پیشابعثتی و به‌عنوان انفعال، اختلاف سیاسی یا تحمیل و عقب‌گرد تقلیل داده شود.

این پیام، یک اقدام پیش‌دستانه، فعالانه و بخشی از «فرماندهی چندلایه» در طراحی کلان ولایت بود. رهبری از طریق «روایت صحنه» و تنظیم جایگاه بازیگران، خیابان بی‌اعتماد به آمریکا را به یک کارت برنده و اهرم فشار نقد تبدیل کردند. ایشان با این اقدام، خلأ ظرفیت‌های دولت (که به‌تنهایی توان پیشبرد یک جنگ وجودی را ندارد) پوشش داده و دشمن را با معادله‌ای چند مجهولی مواجه ساختند که مهم‌ترین عنصر آن، «امت متحد، مقتدر و بی‌اعتماد به آمریکا» است. تفاوت نگاه ایشان با مشهورات دیپلماتیک و نظامی، ناشی از جایگاه ولایی و شناخت دقیق از این ضلع قدرت‌ساز است.

نهایتاً باید گفت، با توجه به پیچیدگی‌های جنگ امروز و قدرت بالای دشمن در دو ضلع «میدان» و «دیپلماسی»، تقابل در چارچوب‌های سنتی کافی نیست. بدون خلق یک «مزیت نسبی» مکتبی و بومی، دست‌یابی به فتح نهایی ممکن نخواهد بود. هنر بزرگ رهبر انقلاب در این مقطع، فعال‌سازی و به صحنه آوردن همین مزیت نسبی (اراده ملی و قدرت خیابان) است. لذا، رهبری در پیام اخیر خود تکلیفی راهبردی بر دوش «مردم خیابان» قرار دادند: «نظارت بر شروطی که مدار اراده خودشان در مسیر دیپلماسی جدید تنظیم می‌کند». اگر خیابان این نقش حیاتی را به‌درستی به‌عنوان تکمله میدان و دیپلماسی درک کند، ما در این نبرد ترکیبی با مزیت نسبی قاطعی ظاهر شده و شکست دشمن قطعی خواهد بود. اما اگر این پدیده را در فضای «پیشابعثت» تحلیل کنیم و تفاوت نظر رهبری را به سطح اختلافات سیاسی تقلیل دهیم، عملاً نبرد را در نقطه‌ای که مزیت نسبی ما نیست، به دشمن واگذار کرده‌ایم.

دکتر حمید شب‌بویی | ۱۴۰۵.۳.۳۰

...........

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha