به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در پایان آوریل ۲۰۲۶، زمانی که بمبهای رژیم صهیونیستی بر جنوب لبنان فرود میآمد، یکی از مهمترین نمادهای اجتماعی و فرهنگی شهرک سلطانیه نیز از میان رفت؛ «باشگاه حسینی سلطانیه» که نزدیک به شش دهه قلب تپنده این شهرک مرزی در شهرستان بنت جبیل بود، به طور کامل ویران شد.
اما برای مردم سلطانیه، آنچه در آن روز فرو ریخت تنها یک ساختمان نبود؛ بخشی از حافظه جمعی، هویت محلی و میراثی بود که نسلهای متوالی در ساخت و حفظ آن نقش داشتند. با این حال، همان مردمی که روزی این بنا را با کمترین امکانات بنا کردند، امروز نیز مصمماند آن را از نو بسازند.
آغاز یک روایت؛ وقتی امام موسی صدر به سلطانیه آمد
داستان حسینیه سلطانیه به سال ۱۹۶۷ بازمیگردد؛ زمانی که «جمعیت خیریه النهضه» با اتکا به توان مردم محلی تصمیم گرفت مرکزی برای فعالیتهای دینی، فرهنگی و اجتماعی در شهر ایجاد کند.
این پروژه با مشارکت مستقیم اهالی آغاز شد و با حضور امام موسی صدر در مراسم افتتاح، به یکی از مهمترین نمادهای شهر تبدیل شد.
محمد غملوش، از بزرگان سلطانیه، هنوز آن روز را به خاطر دارد؛ روزی که در نوجوانی درِ خودروی مرسدس امام موسی صدر را گشود. او روایت میکند که امام موسی صدر در همان مراسم مبلغ صد لیره برای تشویق مردم به مشارکت در ساخت بنا اهدا کرد؛ اقدامی که به نمادی از همراهی و حمایت او از پروژه تبدیل شد.
اما نقش مردم در ساخت حسینیه فراتر از کمکهای مالی بود. نوجوانان روستا سنگ جابهجا میکردند، مردان در عملیات ساخت مشارکت داشتند و خانوادهها هر یک به سهم خود در شکلگیری این بنا سهیم بودند.

حسینیهای که با «ربع لیره» ساخته شد
اگرچه امروز نام حسینیه سلطانیه با تاریخ و هویت منطقه گره خورده است، اما آغاز آن بسیار ساده بود.
اعضای جمعیت النهضه هر هفته تنها یکچهارم لیره، معادل ۲۵ قرش، پرداخت میکردند. در کنار آن، فروش تقویم، کمکهای مردمی و فعالیتهای داوطلبانه هزینه ساخت مجموعه را تأمین میکرد.
زمینی که حسینیه بر آن بنا شد نیز حاصل یک اقدام جمعی بود. این منطقه که در گذشته «البیادر» نام داشت و محل نگهداری محصولات کشاورزی اهالی بود، توسط مالکانش برای ساخت حسینیه اهدا شد.
ساخت مجموعه بیش از یک سال ادامه یافت. در این مدت، بسیاری از اهالی نه فقط با پول، بلکه با نیروی کار خود در پروژه مشارکت داشتند. در حافظه مردم سلطانیه هنوز تصویر حسن عواضه مسلمانی، رئیس فقید جمعیت، زنده است؛ مردی که کیسههای سیمان و خاک را بر دوش میکشید و دیگران را نیز به مشارکت در ساخت بنا فرا میخواند.
قلب تپنده سلطانیه
در طول نزدیک به شصت سال، حسینیه سلطانیه هرگز صرفاً یک مکان مذهبی نبود.
این مجموعه به مرکزی برای فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی تبدیل شد. نشستهای فکری، برنامههای فرهنگی، کتابخانه و گردهماییهای مردمی در آن برگزار میشد و نسلهای مختلف بخشی از زندگی خود را در این مکان سپری کردند.
در دوران بحران نیز حسینیه نقشی متفاوت بر عهده گرفت. در سالهای جنگ داخلی لبنان و دوران «جنگ الإلغاء»، به پناهگاهی برای آوارگان تبدیل شد. در مقاطع مختلف نیز خدمات درمانی و بهداشتی از طریق آن به مردم ارائه میشد و نهادهایی مانند صلیب سرخ و پزشکان بدون مرز از ظرفیت آن برای خدمترسانی به ساکنان منطقه بهره میبردند.
یکی از ویژگیهای مهم این مرکز، حفظ استقلال آن از رقابتهای سیاسی و حزبی بود. مسئولان جمعیت النهضه همواره تأکید داشتند که حسینیه باید خانه همه مردم سلطانیه باقی بماند؛ رویکردی که باعث شد این مرکز به نماد وحدت و همبستگی اجتماعی در شهر تبدیل شود.
ویرانی گسترده در سلطانیه
حملات رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۶ تنها حسینیه را هدف قرار نداد.
بر اساس آمارهای شهرداری، حدود ۷۰ واحد مسکونی به طور کامل ویران شد و نزدیک به ۸۰ واحد دیگر نیز غیرقابل سکونت شد. بخش بزرگی از زیرساختهای شهر از جمله شبکههای آب، برق، جادهها و تأسیسات عمومی نیز آسیب دید.
در میان این ویرانیها، تخریب کامل حسینیه برای مردم معنای دیگری داشت. ساختمانی که دههها محل گردهمایی، عزاداری، آموزش، امدادرسانی و زندگی اجتماعی بود، اکنون به تلی از آوار تبدیل شده بود.
برای بسیاری از ساکنان شهر، این حادثه صرفاً از بین رفتن یک بنا نبود؛ بلکه زخمی بر حافظه جمعی سلطانیه محسوب میشد.

روزهای آوارگی؛ همبستگی فراتر از مرزهای طایفهای
با آغاز جنگ، صدها نفر از اهالی سلطانیه مجبور به ترک خانههای خود شدند.
در این شرایط، جمعیت النهضه بار دیگر نقشی محوری ایفا کرد. شبکهای از خیرین و داوطلبان از مناطق مختلف لبنان و از طوایف گوناگون، اعم از مسلمان، مسیحی و دروزی، برای کمک به آوارگان وارد میدان شدند.
در قالب برنامه واکنش اضطراری سال ۲۰۲۶، بیش از ۱۲۷ هزار دلار کمک به آسیبدیدگان اختصاص یافت. این کمکها شامل پرداختهای نقدی، دارو، مواد بهداشتی، بستههای غذایی، پوشاک، لوازمالتحریر، اسباببازی و اقلام مورد نیاز نوزادان بود.
در مجموع ۳۳۱ خانواده و بیش از ۱۰۶۹ نفر از این کمکها بهرهمند شدند.
این تجربه بار دیگر نشان داد که در جنوب لبنان، مقاومت تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند؛ بلکه در همبستگی اجتماعی، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و حفظ انسجام جامعه نیز جلوه مییابد.
بازگشت به خانه؛ پیش از آنکه بازسازی آغاز شود
پس از پایان جنگ، سلطانیه منتظر طرحی بزرگ یا پروژهای فوری از سوی دولت نماند.
عبیر مسلمانی، یکی از ساکنان شهر، لحظه بازگشت به روستا را چنین توصیف میکند: «وقتی پایم به زمین روستا رسید، زانو زدم و خاک آن را بوسیدم؛ انگار به آغوش مادری بازمیگشتم که سالها از او دور بودهام.»
این احساس تنها متعلق به او نبود. بسیاری از ساکنان شهر، با وجود ویرانی گسترده، تصمیم گرفتند به خانههای خود بازگردند و زندگی را از نو آغاز کنند.
منال خواجه نیز میگوید سلطانیه خانه و ریشه مردم آن است و هیچ جای دیگری نمیتواند جای آن را بگیرد.
مقاومت اجتماعی؛ مردم دوباره وارد میدان شدند
در حالی که روند بازسازی رسمی هنوز با کندی پیش میرود، مردم سلطانیه خود دست به کار شدند.
شهرداری و جمعیت النهضه با کمک اهالی توانستند دهها هزار دلار برای بازسازی اولیه جمعآوری کنند. بخشی از این کمکها صرف احیای شبکه برق و بخشی دیگر برای جمعآوری آوار و پاکسازی شهر هزینه شد.
در همین حال، تصمیم برای بازسازی حسینیه نیز قطعی شده است. مهندسانی از میان فرزندان شهر برای تهیه نقشهها و نظارت بر اجرای پروژه اعلام آمادگی کردهاند و تنها مانع اصلی، تأمین منابع مالی مورد نیاز است.
اما برای مردمی که روزی با «ربع لیره» و دستان خود حسینیه را ساختند، کمبود امکانات هرگز به معنای توقف کار نبوده است.
.

.
حسینیهای که دوباره ساخته خواهد شد
روایت سلطانیه در حقیقت روایت یک ساختمان نیست؛ روایت جامعهای است که در برابر جنگ، آوارگی و ویرانی، تسلیم نشد.
حسینیه سلطانیه روزی با همت مردم بنا شد، به مرکزی برای خدمت به جامعه تبدیل شد، در جنگ ویران شد و اکنون دوباره در ذهن و اراده مردم در حال بازسازی است.
شاید مهمترین پیام این شهر کوچک در جنوب لبنان همین باشد؛ اینکه میتوان ساختمانها را ویران کرد، اما نمیتوان روح مقاومت، حافظه جمعی و اراده مردمی را که به سرزمین خود باور دارند، از میان برد.
..........................
پایان پیام
پایان پیام
نظر شما