به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ پکن در طول ۲۰ سال گذشته توانسته است با استفاده از پیاده کردن مجموعهای از برنامهها و سیاستها از جمله اعطای وام، طرح و نقشه پروژههای ساختمانی و کریدورهای تجارت مواد معدنی، شبکهای جهانی از بنادر را در آفریقا ایجاد کند و علاوه بر احداث اسکلههای زیاد از جیبوتی تا بندر کریبی کامرون و از بندر لکی در نیجریه تا بندر موربایا در گینه، کنترل بر تمام مسیرهای لجستیکی منتهی به آنها را هم در دست بگیرد.
این بهرهبرداری چین فقط محدود به ساخت بنادر در قاره آفریقا نیست، بلکه این کشور توانسته با استراتژی خاص خود که با نفوذ و استثمار کلیشهای در گذشته تفاوت دارد، به تدریج حضور خود را در نقاط حیاتی این قاره تثبیت کند.
پکن در مدت دو دهه، یک فرصت اقتصادی را به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است؛ به عبارتی، با کنترل دسترسی دریایی توانسته بخش قابل توجهی از جریان مبادله کالا، مواد اولیه و همچنین دادههای لجستیکی را نیز به کنترل درآورد.
بر اساس آمارهای منتشر شده، بازیگران دولتی چین بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ تقریباً ۲۴ میلیارد دلار برای تأمین مالی بنادر سرمایهگذاری کردهاند و این رقم به ۱۶۸ بندر در ۹۰ کشور رسیده است. پکن نوعی سهام یا کنترل عملیاتی را در ۳۵ درصد از این پروژهها را حفظ کرده است.
این گسترش از سال ۲۰۱۳ به بعد با راهاندازی «جاده ابریشم جدید» شتاب بیشتری گرفت. شورای روابط خارجی (CFR) به ۱۲۹ پروژه بندری در خارج از چین اشاره کرده که شرکتهای چینی در آنها مشارکت دارند، از این تعداد، ۱۱۵ مورد تا اواسط سال ۲۰۲۴ به طور کامل عملیاتی شدهاند.
این یک اولویت منطقی برای دومین اقتصاد بزرگ جهان است که حدود ۹۵ درصد از تجارت بینالمللی خود را از طریق دریا انجام میدهد.
بندر پیرائوس یونان به عنوان بزرگترین بندر تجاری مدیترانه جایی که شرکت چینی کاسکو ۶۷ درصد سهام اداره آن را در اختیار دارد، به نمادی از پیشرفت در اروپا تبدیل شده و بندر هامبانتوتا (سریلانکا) در سال ۲۰۱۷، عملیات تجاری زیرساخت را تحت یک قرارداد اجاره ۹۹ ساله به شرکت چینی «پورت هلدینگ» واگذار کرد تا در ازای آن بخشی از بدهیهای خود را کاهش دهد.
این مثالها بنا به ادعای رسانههای غربی، به دیپلماسی «تله بدهی» دامن زدهاند (چین به کشورهای آفریقایی وام میدهد و بازپرداختها را به درآمدهای حاصل از صادرات مواد خام مرتبط میکند، این معاملات به چین کمک کرده تا کنترل چندین معدن در کشورهایی مانند کنگو را به دست آورد.)
نفوذ چین بسته به موقعیت مکانی متفاوت است: گاهی اوقات به شکل وام ساخت و ساز، امتیاز عملیاتی یا سهام اقلیت مهم استراتژیک ظاهر میشود. هدف لزوماً مالکیت کامل یک بندر نیست، بلکه کنترل پایانه حیاتی، منطقه لجستیکی یا کریدوری است که اسکله را به مناطق داخلی غنی از منابع متصل میکند.

مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در اوایل سال ۲۰۱۹، ۴۶ بندر آفریقایی را شناسایی کرد که با منافع چین مرتبط بودند. این نقشه بیشتر از آنکه مالکیت مستقیم را نشان دهد، حضور گسترده چین در دروازههای این قاره را نشان میدهد.
چندین پروژه زیرساختی آفریقایی از جمله پروژههایی هستند که چین بیشترین سرمایهگذاری را در آنها داشته است مانند بندر لکی در نیجریه و بندر کریبی در کامرون.
پروژه بندر لکی یکی از مهمترین قطبهای حمل و نقل دریایی در غرب آفریقا، وامی به مبلغ ۶۲۹ میلیون دلار آمریکا از بانک توسعه چین دریافت کرد. شرکت مهندسی بندر چین کار ساخت و ساز را انجام داد و متعاقباً سهام مستقیم شرکت عامل را نیز در اختیار داشت.
آفریقا با ۵۴ کشور، یکی از مهمترین عرصههای ژئوپلیتیکی جهان است و چین در دهههای اخیر روابط خود را با کشورهای آفریقایی تقویت کرده و در رقابت فزاینده با واشنگتن، سرمایهگذاریهای گستردهای در این قاره انجام داده و کنترل قابلتوجهی بر منابع حیاتی و عناصر خاکی کمیابی دارد که برای صنایع فناورانه، انرژی و نظامی حیاتی هستند.
بر اساس این گزارش، کارشناسان اقتصادی معتقدند چین به دنبال وابسته کردن کشورهای آفریقایی به خود از طریق دادن وام های سنگین است. بسیاری از وامهای چین با هدف احداث زیرساختهایی نظیر راه، راه آهن و تأسیس بندر و فرودگاه به کشورهای آفریقایی اعطا میشود.
به گفته این کارشناسان، چین عمداً در زیرساخت ها که مهمترین بخش توسعه یک کشور است سرمایه گذاری می کند تا نبض توسعه و اقتصاد آن کشورها را در اختیار داشته باشد. دولتهای آفریقایی در بسیاری از موارد اما امکان بازپرداخت به موقع وام و بهره را ندارند. به این ترتیب این کشورها بیشتر و بیشتر به چین بدهکار و در نتیجه وابسته میشوند.
کشورهای وام گیرنده متعهد میشوند در صورت ناتوانی از بازپرداخت بدهی، مبلغ را با کالای خام و یا حتی حق بهرهبرداری و اداره زیر ساختها بپردازند. بدین ترتیب چین با در اختیار داشتن زیر ساخت های آن کشور به راحتی می تواند بر روی تصمیمات سیاسی و اقتصادی آن ها اثر بگذارد.
...............
پایان پیام/
نظر شما